»
 شایا تجلی » یک ترانه » غروب ِ عاشقانه ها

شایا تجلینمی دونم دوست دارم یا نه
نمیدونم این عادته یا عشق
نمی دونم چیکار کنم با تو
نمی دونم چیکار کنم با عشق

تو با منی ، اما نه ا ز دیروز
تو با منی ، اما نه تا فردا
تو با منی ، اما نه با این من
یه روز می ری ، اما نه از حالا

کنارمی ، چقد ازم دوری
کنارتم ، چقد بهت نزدیک
تو آشنا، غریبه ای انگار
ستاره ای ، اما چقد تاریک

برا ی من که عاشقم، خوبی
برای من که ساده ام ، زیبا
برای من که ذره ام ، خورشید
برای من که قطره ام ، دریا

نمی دونم که تا کجا ؟ تا کی؟؟
گلایه رُ باید تحمل کرد
توی کدوم ترانه باید مُرد
تا یک غزل تو چشم تو گل کرد

قفس قفس برای من بالی
نفس نفس برا ی من پرواز
ولی نه با سکوت هر فریاد
ولی نه با گلوی هر آواز

طلوع هر دوست دارم با من
غروبِ عاشقانه ها با تو
یکی میون جاده ها گم شد
نمی دونم که اون منم یا تو؟!؟!؟!

 تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 5


زیبا بود. برای این دل آشنا بود . .

ارسال توسط: یه آدم


با عرض سلام خدمت برادر خوب وعزیزم ضمن تشکر از زحمات شما ارزوی موفقیت و روز افزونی شما را دارم
با تشکر فراوان

ارسال توسط: توحید ستاری ملکی


سلام
بی نظیر بود

ارسال توسط: لیدا علیزاده


سلام

خیلی خوبه دست مریزاد

موفق باشید مثل همیشه

خدانگهدار

ارسال توسط: مریم-اسطوره


اقای تجلی سلام

من از دست شما شکایت میکنم شما با این شعرای قشنگتون دل منو می برین .

ارسال توسط: sadaf