»
 شایا تجلی » یک ترانه » می شنوی که ...

شایا تجلیمی شنوی که اتفاقی نمی افته، اشتباه شده اینجا هر اشتباهی بی دلیل اتفاق نمی افته
باورت نمیشه دارن دل ِ ما رُ خواب می کنن با قصه ای که هرگز ، گذرش به کلاغ نمی افته

می شنوی که اتفاقی نمی افته
گذر لاله به داغی نمی افته
آسمونا آبی و مزرعه سبزه
هجوم ملخ به باغی نمی افته

وقتی که میون این کوچه ی بن بست چاه می کنیم تا انتها رسیدن غیرممکن ترین خیالاته
ما با اینکه می دونیم ، آخر قصه مرگ می رسه اما هنوز دلامون دلخوش این همه محالاته

می شنوی که اتفاقی نمی افته
گذر لاله به داغی نمی افته
آسمونا آبی و مزرعه سبزه
هجوم ملخ به باغی نمی افته
می شنوی که اتفاقی نمی افته
گذر لاله به داغی نمی افته
آسمونا آبی و مزرعه سبزه
هجوم ملخ به باغی نمی افته

حالا که نمی تونی این همه سنگُ آینه بشکنی پس شیشه ی دلت رُ با دل ِ سنگ آینه ها بشکن
حالا که نمی تونی این همه بغضُ صاعقه بشی دریا ترین غمت رُ مثه یک قطره بی صدا بشکن

 تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 6


مثل همیشه عالی بود استاد !
محمد علی مقیمی
رهگذر کوچه دل

ارسال توسط: ایلیاد


kheiiiily kheiiily jalebe

ارسال توسط: sheida


سلام شایا جان خوبی علی بود.حالا بگو کی میای شمال ببینیمت.دلم واسه خودت و خانواده تنگ شده هم من و خانواده دوست دارم

ارسال توسط: سامان


سلام خیلی قشنگ بود

ارسال توسط: yasaman


سلام
خیلی قشنگ بود
تامل برانگیز هم خیلی بود.
موفق باشید که هستید پس بیشتر باشید.
تا بعد...

ارسال توسط: ریحانه


سلام

خیلی خوبه دست مریزاد

موفق باشید مثل همیشه

خدانگهدار

ارسال توسط: مریم-اسطوره