»
 مونا زنده دل و هدی قریشی شهری » چهار شعر » صدای موجی زن

صدای موجی زننام کتاب :صدای موجی زن
ناشر : انتشارات سخن گستر
مولفان : هدی قریشی ،‌مونا زنده دل
شمارگان : ۱۰۰۰ جلد
نوبت چاپ : اول ۱۳۸۴
قیمت : ۸۰۰ تومان

چند اثر از این مجموعه :


بهار آمده یک داغ نو به من بدهد
ترا بگیرد و احساس بی ... شدن بدهد

صدای درد مرا می‌شود ببینی یار !
اگر خدا به غزل‌های من دهن بدهد

خدا خیال ندارد مرا پرنده کند
خدا خیال ندارد ترا به من بدهد

خدا خیال ندارد که باغ سیبش را
به ما زنان غم‌انگیز بی‌وطن بدهد

بهشت مال خودش با فرشته‌های عزیز !
مجال در بغل تو گریستن بدهد

مرا ببخش اگر حالم آنقدر خوش نیست
که شعر خط خطی‌ام عطر نسترن بدهد ...

[ ]

... پرنده می‌رود از بس بهار غمگین است
پرنده رفته به پاییز باغ تن بدهد ...


مونا زنده دل

***


سکانس آخر : زن / پشت بام / یأس / سقوط
و رنگ قرمز / تصویر روی زن ... و سکوت ...

درون شهر : شلوغی ِ مرد و زن / ترافیک
و رنگ زرد زمینه / صدای واضح سوت

اتاق دختر : مردی کنار پنجره است
درست پشت به تصویر ساکت و مبهوت

[ ] [ ] [ ]

فضای قرمز خالی ... صدای جیغ ... سکوت ...
سکانس آخر ِ زن : پشت بام / یأس / سقوط

درون شهر : شب بعد / مرد / زن / ترافیک
اتاق زن ... و غریبه ... و مرد / خواب ، سکوت ...


هدی قریشی شهری

***

خودکار گیج ، چندم امضا ، ورق ، ورق
خندیده شد به فال تو آقای شقّ و رق

این شعر را به زور به این جشن آمدم
از تب که داغ بود تنم خیس و هی عرق -

می‌ریخت زیر چتر تو باران سکّه‌ها
- « این قلب را ببخش به یک مرد مستحق ! »

رقصید ... از ستاره ... رقصید ... قرمزت
رقصید ... برنگشتی و ... رقصید ... بی‌رمق -

افتاد روی صندلی شام آخری
این خانه خالی است چرا هی تتق تتق ...

« بعله ! » تو هم که توی لجن عشق می‌کنی !
به خانه‌ات خوش آمده‌ای خانم وزغ !

[ ] [ ] [ ]

با یک کلاغ قصه ما را به سر رسید
اسب سفید توی خیابان تلق ... تلق ...


مونا زنده دل

***


درون دفتر : یک خطّ تازه ، یک امضا
و بعد لبخندی گنگ بر لبان خدا

و گریه کرد زن آهسته گوشه جدول
حسابهای غلط ... و سوال بی‌معنا

کنار مرد اتو / بوس راه می‌افتد
بی‌اختیار به لبهای داغ زن ، اما ...

( چقدر دیر رسیدی ، چقدر دیر شدی
چقدر منتظرت ... و نیامدی آقا )

کنار پنجره : تصویر یک خیابان و ...
زنی مقابل چشمان بسته دنیا

( هنوز سوراخ تازه‌ای که / وا شده است
درون مغزم ، بعد از خودم ... و تو حالا )

زن از هجوم اتوبوس تازه می‌ترسد
شکسته مرد ته قبر مثل هـ َ ... یو ... لا

( نیا جلوتر از اینجا ، نیا جلوتر ، از ...
دو خطّ سرخ موازی که بر لب دریا / ) -

کشیده شد جسد مرد داخل تابوت
و غرق شد زن ... از پرتگاه به بالا !

هدی قریشی شهری

 تاریخ انتشار: ۴ آبان ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 7


سلام دوستان عروضی خوشحالم که هستید امیدوارم مانا باشید خوشحال میشم سری به انومیسین هم بزنید
لذت بردم از اشعار اگر می تونستم نقد مکتوب می نوشتم
موفق باشید

ارسال توسط: ایمان


سلام
می خواستم از مسؤلین سایت عروض خواهش کنم اگه می شه pdf این کتاب رو هم برا دانلود بذارن

ارسال توسط: نامشخص


سلام ! من تا ۶:۱۰ لویزان امتحان داشتم . خوشحالم که جلسه ی خوبی بود و پر جمعیت . به امید موفقیتهای سپیدتر .

ارسال توسط: submerged population


با تشکر از یادآوری شما خانم کشفی
لینک مطلب در همین بخش قرار داده شد .

ارسال توسط: عروض


سلام و درود...
یاد دارم یک نقد خوب از اقای اذر در مورد این کتاب خونده بودم (اگر اشتباه نکنم) کاش حداقل لینک اون مطلب رو هم در این جا قرار می دادید...
پیروز باشید

ارسال توسط: شبنم کشفی


جناب دیلم کتولی عزیز متوجه منظورتان نمی شوم لطفا واضح تر بفرمایید منظور شما از باند بازی در سایت چیست ... !

ارسال توسط: عروض


تبلیغات به صورت باند بازی در سایت ممنوع نیست ...

ارسال توسط: حسین دیلم کتولی