»
 مریم جعفری » یک شعر » گفته بود بنویس، از چه می‌نوشتم، با چه آرزویی

مریم جعفریگفته بود بنویس، از چه می‌نوشتم، با چه آرزویی
تو زنی و سخت است، روسپیدی‌ات را، با غزل بگویی

خانه‌ی تو بیت است، واژه هم‌اتاقت، قافیه دری قفل
وزن روی دوشت، هر غزل، سلوکی، در هزار تویی

بی‌زمان دویدم، بی‌مکان نشستم، جوهری به دستم
تا غزل بپاشم، رویتان بگیرد، از من آبرویی

ریشه ریشه شعرم، شاخه شاخه انگشت، دیگران بگویند:
می‌نوشته بر آب، یک درخت بی برگ، در کنار جویی

فارسی: دل من، در شب سکوتش، خفته بی‌همآغوش
یا زبان مردی ست، در دهان یک زن، گرم گفت و گویی

خشک شد زبانت، تا فروببلعم، سرفه‌های ممتد
زن چه می‌کند با، تکه استخوانی، مانده در گلویی


۷/۸/۸۴

 تاریخ انتشار: ۱ آذر ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 16


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۰۷/۲۳/۲۰۰۸ ۰۷:۴۴:۱۶ ق.ظ.
این کلمات را که می‌خواند
صیحه می زند
آدم

ارسال توسط: محمدرضا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۳/۲۰۰۸ ۱۱:۰۹:۲۶ ق.ظ.
ریشه ریشه شعرم، شاخه شاخه انگشت، دیگران بگویند:
می‌نوشته بر آب، یک درخت بی برگ، در کنار جویی

تصویرهای خوبی داشت و جمله ها لنگ می زد و ریتمیک می کوبید اما به هر حال این هم کاری است وزیبایی خودش را دارد

ارسال توسط: هرانده


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۸/۲۰۰۸ ۰۷:۳۱:۵۶ ق.ظ.
کارهای زیباتری را از شما خواندم... امیدوارم باز هم از آن تصاویر ناب در اشعارتان بیاورید
موفق باشید و کماکان شاعر

ارسال توسط: آتوسا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۲۵/۲۰۰۶ ۱۱:۰۰:۵۵ ق.ظ.
سلام خوب بود اما من با اینهمه شکست خوانش موافق نیستم با این همه سکوت بین تکه تکه های متن سکوت نه فضای سپید بعد بیشتر می نویسم البته مریم خوب می نویسه واین توقع ایجاد می کنه یا علی

ارسال توسط: مریم حقیقت


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۱۶/۲۰۰۶ ۰۱:۰۳:۵۳ ق.ظ.
سلام خانم جعفری عزیز
ممنون از لطفتان
ایمیلتان را دیر دیدم
به هر حال هر چه خواسته بودید
فرستادم
امید وارم به درد بخورد

یا حق

ارسال توسط: حس اول(صالح)


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۱۴/۲۰۰۶ ۰۱:۴۴:۰۲ ق.ظ.
سلام ... خواندمت زیبا بود ... به خون تا خون نتواند نریزد به ای برگه ها / خزان خودکار که خود کاری نمی کند ؟!

ارسال توسط: امیر خالقی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۰۳/۲۰۰۶ ۰۱:۱۲:۳۰ ق.ظ.
...وسلام
چشم غزل از قوم کوران ناامیداست

آری عصای دست نابینا سپید است

یا آن شاهکارکه
یک زن که زخمهای دلش بو گرفته بود


خانم جعفری ازاین لحظات چرادیگر در غزل شما دیده نمی شود ؟

یا حق

ارسال توسط: حس اول


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۰۳/۲۰۰۶ ۱۱:۵۵:۰۵ ق.ظ.
سلام زیبا یود
خانم جعفری من یه گله کوچیک دارم.....
چرا به من سر نمیزنید...؟؟؟؟

ارسال توسط: عمران میری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۹/۲۰۰۶ ۰۸:۰۰:۳۷ ق.ظ.
سلام دوست عزیز .خواندم . هر چند خواسته بودید با مخاطب صمیمی باشید اما خود و غزل رو درگیر من شخصی کردیده اید . به هر حال نوع دیدگاه من و تو به غزل متفاوت است . من پیش از آنکه مردر باشم انسانم و تو پیش از آنکه زن باشی انسانی . سلام یعنی خداحافظ

ارسال توسط: وحید نجفی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۹/۲۰۰۶ ۰۹:۴۶:۳۳ ق.ظ.
سلام/ خواندم/تا غزل بپاشم رویتان بگیرد از من آبرویی / اینجاش مهشر بود

ارسال توسط: نیما حسینی نیا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۰۱/۲۰۰۶ ۰۱:۰۱:۳۵ ق.ظ.
غزل فدای وزن و ردیف شده است.هرچند که به سادگی نمیوان از قوتش گذشت

ارسال توسط: مسعود زارع


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۰۱/۲۰۰۶ ۰۵:۲۹:۲۰ ق.ظ.
شعرت ایرادهای اولیه ای دارد. آخر نمی دانم این غزل پست مدرن چه گلی به سر شما زده است که اینجوری بدون آگاهی و محتوا دنبالش راه افتاده اید.
البته چون خودت مسوول بخش غزلی شعرهایت چاپ می شود وگرنه چه کسی این خزعبلات را شعر می داند.
مسوول بخش غزلی که انتخابش همیشه شعرهای موسوی است و قیافه اش هم مشخص می کند که چه کاره است نباید بهتر از این شعر بگوید.
خدا عاقبت ادبیات را بخیر کند

ارسال توسط: حسن اکبرحسینی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۹/۲۰۰۶ ۰۶:۱۰:۴۷ ق.ظ.
ghashng baod khanoome jafary vali nazare mirzaii ham ghabele barasye ۱۰ jeld az ketabato gereftam va be hamey anjomanay shahr dam
moafagh bashy

ارسال توسط: yosefnejad


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۹/۲۰۰۶ ۰۵:۲۳:۲۶ ق.ظ.
سلام -خیلی زیبابوددست شمادردنکند.من ادبیاتی نیستم که وزن وردیف واین چیزها حالیم باشه وبیشترتوی اشعاربامحتواکاردارم که شعرشماسرشارازمحتوابود-موفق باشید

ارسال توسط: علی جعفری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۵/۲۰۰۶ ۱۲:۳۱:۵۶ ب.ظ.
باری کلا . لذت بردم . این تیکه ش رو خیلی خوشم اومد :
بی‌زمان دویدم، بی‌مکان نشستم، جوهری به دستم

ارسال توسط: بهزاد


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۴ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۵/۲۰۰۶ ۱۰:۴۳:۵۵ ق.ظ.
فکر می کنم یک کمی غزل را فدای وزن دوری مهجورتون کردین
اینکه اوزان جدید تجربه بشن خوبه ولی نه با چفت وبست دادن کلمات
پیام کلی کارقابل لمس ولی از لحاظ زیباشناسی و جز ئ نگری ...کار های به مراتب موفق تر ازین غزل از خانم جعفری خونده بودم

ارسال توسط: میرزایی