قوز قمر
نرمینه است پتو
ماه
سبابهایست
که از شدت آب
ریزش میکند بینیاش
زنی روسپی
آنفلانزای شمسالدین
شاگرد ابن
زنگی رومی را میزاید
تا آب
بکارتش را
نیش بخورد
سرم سنگین میشود
میچرخد در شعاع خودش
خستهام
کودکیام
به سلامتی مادر
با آب بینی
مست میشود
و نا شیانه پایم را در
چالههای هوایی میگذارم
تا بینیام ترک بردارد
و من
نمیتوانم به سلامتی مادرم
زنگی رومی شوم
خستهام
کوفتگی از off میآید
تا مثل شیطان دم بخت
تا قمر
قوز بروم
تاب بخورم
تا بخورم
Off از من بپرد
بروم زیر پتو
و هکات را
از جغرافیای دنیا
جلد یونان
بچکانم
قطره قطره
تا بوفتد در گودالهای هوایی
انباشته شدهام
از آبهای روسپی
حوصلهام در خانهٔ روسپیاش
رو به آسمان
چروک عاشق شده
هکات بیماری ِ
On را
با مادربزرگم
شریک میدهند
به گودالها
لامپها
پاکیام را
سبز نشان میدهند
هیچ چراغی زیر من
چشمک نمیزند
ابولهول
از ترس مادرم
به بیماری جزام
مبتلا شده
بزرگ شدهام
مرا همیشه
مثل مادرم
حوصله میکنند
سرم سنگین است
چیزی گلویم را فشار میدهد
رنگم سبز
توی خودم را قرق کرده
رادارها تیز شدهاند
سانحهٔ دماغه
اجازهٔ لب پر خوردن را
نمیدهد
فرود اضطراری روی سبزهها .
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۹ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۲۹/۲۰۰۸ ۱۱:۱۹:۲۳ ق.ظ.
دزد چرا آخه مردک عوضی آخه شعر هم مایه دزدیه فرهیخته کچل پوست مدرنی حالتو میگیرم
ارسال توسط: werty
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۹ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۱۰/۲۰۰۶ ۱۲:۳۹:۳۹ ب.ظ.
خوانده شده بود.مرسی
ارسال توسط: سهند
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany