»
 سهند آدم عارف » یک شعر » نمی دانستیم قدمان بلند بود یا کوتاه

سهند آدم عارفنمی دانستیم قدمان بلند بود یا کوتاه
خداحافظی کردیم
به باران بگو
به سلامت
حداقل نرود جایی که بجوشانندش
و گرگور زامزا اگر ایرانی بود
ماهور را زمزمه می‌کرد
من خونم جهانیست
خون ِ می‌ریزد
وان ِ حمام ِ مو مو مو مو موج
صد تا بال وحشت که می‌زند
نمی‌پرد
تا
قطره قطره
فرتق فقرا در بیاورید بیاوری شهم در و کاسه بیاور
به پای تو بشورد
تا چای تو بشورد
که باز هم بیا کنار دغدغه و ماساژم بده بیا به پای دغدغه شاعر بیا به پای دغدغه تا عقده وا کنم .


قالی قوس دارد
قوس خیالی - یعنی گِرده بابا -
گل‌هاش
رج‌هاش
کرهاش
و پشم‌هاش همه تن چشم
تن فروشی می‌کنند و کرت بندی شده است .
و طاهره
اگر
خوب می‌گشت در دلش
تار به تار پو به پو
از بوی پیپت می‌شناخت تو را

و شیر
شیر دندان گیر !
میخ بر باسنم کوبیدن کجا و
شیر دندان گیر


مسّاحم !
و دور مساحتم لوله می‌کشم
از سیخ و تل من لولم و پشتانم آرزوشت .
... را چه به لولیدن
ای لوله‌ی لولی وش لوطی !
لوله از مهم‌ترین ابزار مدرنیزاسیون
است
که بعضی مردها هم آن را می‌بندند
مجانی
و آبیاری بارانی لازم
سیب را به باغ بردم و بر قاب زدم دیوار روبرو
که نرو می‌شود آوار
لوله شلاق می‌شود که شیر دندان گیر
چنین ز شرم که گردید سرنگون جامم
که از نگین خونم از جبهه می‌چکد نامم ؟ می‌چکد مینا
" ک " هستم
که خون می‌چکد را نای نای انار انار
که سه شنبه هشت شهریور
روز ملی شعر و ادب پارسی
سالگرد " شهریار " است
گوزلرمنی سوزلرسنی یارتاپاقم شانی سهندیم پاپاقم
هر کس که تفاوتش درد کرد بخورد بر سرش
جیش ِ آب ِ رو
و میو که گربه‌ی مغموم
از حیاط خلوتمان تا دیوار روبرو
لوی روله‌ها لاه می‌لود .
بچه که بودم
باسنم میخکوب دیوار می‌شود
گربه‌ی اون نشور
خاک می‌کند دوایش را هفت سوراخ
خاک پنمیده را نشور
" آدمها آب می‌خورند که تَرک نخورند " ۱

طرح صورت قهرمان ملی
خاک را هم قاب می‌کند
قاب با لوله درست می‌شود
باغ آبیاری
من داغ می‌شوم
قطره قطره
ذوب خورشید شکافَت ! پشم پشمین .
سیاهچاله‌ای که جذب می‌کند در آسمان
- چه کسی مساحی آسمان را به عهده گرفته است ؟
سیاهچاله نور را هم خم می‌کند - پهلوون اکبر سیاهچاله -
از کویر
نگاه کن به انفجار بزرگت
نگاه کن به ...
با لوله نگاه کن
از زم زم تا تهران
لوله‌های زیرزمینی
تشنگیم را چوب کرده‌اند
زامزا از فاضلاب سد جوع می‌کند
و پایان گربه حیات خلوت
روی دیورا گوشیست که رویش سبز شده است
گوش ِ موش ِ دیوار از لوله
خون می‌ریزد
اون ِ می‌ریزد
ن ِ می‌ریزد
می‌ریزد
ریزد
ایزد
یزد
زد !
و مرحوم علی رضای حسینی
که بد استفاده کرد ِ استفاده کردستفاده کرد ِ ستفاده
آخ ماگریتا !
کیفیت ِ میان تو باغ است
تصورت به تصورم بو می‌دهد و نمی‌خورد
مو در دماغ " رنه مگریت " را
خامه‌ای کنم
اگر ایرانی بود
مینی یاتور را
به خون می‌چکد
ترجیح نمی‌‌داد .
و رگهایمان چکه چکه چکه می‌کنند هنوز
چه برسد به نمی‌دانیم ارتفاع برجهایمان را .

۱ - نقل به مضمون - نمی دانم از کجا شنیده‌ام .

 تاریخ انتشار: ۱ آذر ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۹ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۵/۲۰۰۷ ۰۶:۳۵:۵۹ ق.ظ.
ا ببخش اشتباه اومدم.

ارسال توسط: نامشخص


 نوشته‌های مرتبط: