مارش یا آواز
در راه رفتن به جنگ جهانی سوم
بر اثر برخورد با کبوتری سقوط کرد
هواپیمایی که بر پشتبام خانهامان افتاده بود
من به خلبان گفتم : که جنگ خیلی بد است
بعد شعرهایم را برایش خواندم
در باک هواپیمایش آب و دانه ریختم
تا پرواز را شکل دیگری یاد بگیرد
حالا جلد شده
و هر صبح که از آسمان خانهامان می گذرد
برایش دست تکان میدهم
اما ؛ چطور بگویم
آوازهای عجیبی میخواند
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۹ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۹/۲۰۰۸ ۰۲:۴۰:۳۷ ق.ظ.
عزیز چرا اینجوری می نویسی/تو رو خدا با منم مشورت کن/آخه منم ایمانم/اونم از جنس خودت/مومنننننیییییییییییی!!!!!
ارسال توسط: ایمان مومنی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۹ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۱۰/۲۰۰۶ ۱۲:۴۰:۴۰ ب.ظ.
خوانده شد. مرسی
ارسال توسط: سهند
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۴۹ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۰۷ ۰۴:۴۶:۵۴ ق.ظ.
سلام ایمان جان . شعر خوبت را خواندم. دستت درد نکند .
ارسال توسط: سامان
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany