»
 یک "هرگز-داشتن" در گودی میان دو دانش

دانستن "اهمیت" درست شبیه رقصیدن است و اگر بخواهیم از رقص یک بدن یا رقص در یک بدن تجربه‌ای را انتقال بدهیم ضرورت دارد آن تجربه انتقالی باشد و اگر نیست انتقالی بشود. رقصیدن زمانی انتقالی می‌شود که بدن، حرکت را به تمامی جذب کرده باشد و از ساده‌ترین حرکات تا پیچیده و مرکب‌ترین آنها "هم-اهمیت" باشند. اینجا مرجع اهمیت تنها نفس "انتخاب" می‌شود و انتخاب ضرورتی برای منقولیت.

به هر حال داشتن دال بر نگاه است البته نه نوع خاصی از نگاه و شایسته داشتن مستلزم "هر-نوعی" از نگاه برای داشتن و نه نوعی خاص از آن.

وقتی سخن از "هرگز" به میان آمده باشد، سخن دیگر در منطقه‌ای از حیطه‌ی  وسیع "دانش اهمیت" مستقر شده است و شباهتی که به رقص یافته است از آن "هر-نوع-نگاه" مذکور آزاد می‌شود که این، دانش را داشتنی و داشتنی‌تر می‌گرداند.

اگر خاک از شی تهی شود، برداشتی مفهومی از این دانش حاصل می‌شود که با آن تعریف پیشین از دلالت داشتن بر هر نوع نگاه تعارضی ندارد اما "نگاه خاک" تعریف داشتن را از حیثیت می‌اندازد و جنبشی را اجتناب‌ناپذیر می‌کند که "دانش خواستن و برخاستن" محفظه‌اش باشد و حیطه‌ی استقرارش.

ناگزیری انتخاب در انتهای حدود همین دانش انتظار ما را می‌کشد و "هرگز-داشتن" یگانه منطقه‌ای می‌شود که شایسته است به گودی این دو دانش (دانش اهمیت و دانش خواستن و برخاستن) انتقال یابد تا ناگزیری انتخاب را ابطال‌پذیر گرداند.

"هرگز ـ داشتن" دانش نیست بلکه خود نتیجه‌ی دانش‌هاست. نتیجه‌ای که با حاصل‌شدنش، ارزشمداری انتخاب و حتی حسب اصالت اتفاق انگاشتن ارزشگذاری انتخاب را بلاموضوع می‌کند. طرفه آنکه بدانیم خود این "هرگز-داشتن" پیش از برداشت حاضر، از همین روند پدیدار شده و پس از رسیدن این فرآیند به منطقه فاقد نامش، نامگذاری شده و فر آیند و منطقه با همین نام در هیاتی واحد و یکه پا به عرصه وجود گذاشته‌اند.

واضح است که عمل انتخاب در نامگذاری به طور کامل مستقل از نگاه خاص به عنوان یک مرجع ارزشگذار شکل گرفت، حتی مستقل از خنثی‌ترین شکل چنین مرجعیتی همچون اصیل قرار دادن اتفاق در ارزشمداری ممکن کننده‌ی انتخاب  از میان گزینه‌های بی‌شمار انتخاب.

هرگز-داشتن شکننده هر تحدیدی شناخته خواهد شد چرا که هرگز-داشتن تنها یک ابزار است. شبیه یک رقص نیست برای کیف کردن و کیف دادن، خود یک رقص است برای اغوا کردن و تن ندادن.

 تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۸۸

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 0


 نوشته‌های مرتبط: