نام تو وقتى که من نمىدانم است و من چهگونه تو را بنامم؟
اولبار از خیابان که عبور مىکنى
مىآیى و من که با هر چه ندارم قبول؟
من شعرى از کجا بیاورم که اینهمه طولانى؟
و نامیدنات شاید از این مشکلتر!
مگر من چه نامیدهام تو را که؟
من که شعرى چنین نمىتوانم از کجا؟
کاش اینهمه حرف گوش مىکردم و چیزى که بخواهى داشتم
و اینکه تو را بگیرم بنامم به همین فکرم که برمىگردى
برگشتهاى که با هر چه مىخواهى
از کوچه از خیابان ِ فرعى بهانه مىآورى
و ایراد مىگیرى از قیمت شیر مرغ
مگر چه مىخواهى از جان آدمیزاد که من نتوانم تو را بنامم؟
مىروى من بگیرم تو را نمىتوانم
و نمىتوانم بنامم تو را هیچ کارى کنم نمىتوانستم.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany