شماره هجده
»
شعر
امیر قاضیپور » دو شعر » مثل یافتن معنی جدیدی برای پادشاه
۱)
مثل یافتن معنی جدیدی برای پادشاه
افتادن چیزهای عجیب این جا
درختان میتونن احساس کنن
" درختان توسکا "
" وقتی قرار نیست باید فکر کنیم و درکشون کنیم "
روز طلوع
دستانت آرام بودند وقتی رودخانه شکافهای عظیم برداشت
رودخانه جاری را در دستانت داشتی
در تختت بیدار شدی و متغیر
حتا دیگر من چیدمان ندارم
با زبان و فکر حرف میزنی
" امید بازیافته "
" افتادن چیزی را جشن بگیریم "
باید بوتهها را بچینی
۲)از کرانه بی کرانه با صدای بلند
خواب، سعادت ما را که فکر میکردم مرگ نوعی زندگیست
در تزئین گوش
در تزئین لالههای عباسی
شبیه صدای خودت یک بار در نوسان آب
آب، یک صندوق پست قدیمی که در بالای آن
چند سفالی که صبر میکردند باد را درو میکردند
باد در انتهای سفالی میکردند
شمع، به سفارش من در بالین خاکی میکردند
خاک برای لالهی گوش
سکههای ریخته را کاش! یک درخت جمع میکرد
تاریخ انتشار:
۱۰ بهمن ۱۳۸۸