شایعه
موج جاری سوار پیآده
زبان طبیعی گفتمان شفاهی یا گفتار که نیرویی در برابر زبان/انسان یا نوشتار است، خارج از کنترل شبکهی ذهنی انسان -مدام یکدیگر را رد و فراروی کرده یا رد و نفی میکنند- و درون گاه ِ ذهن طبیعت جای دارد. شایعه، گفتمان متشکل بر پایهی امر واقع یا خواستهتصورات غیرواقع را رد میکند که با نام خطای محو رد شبح، ابزار شایع گفتمانی که با شیوع و نفوذ در بطن شبکه، خود را سرایت داده و پیشرفت قطعهای را متوقف یا جهتش را متغیر میسازد رخ مینماید. نیروی پنهانی و مخوف گفتمانی شفاهی، دستیست دارای توانایی برهمزدن بازی چیدمانهای سیستماتیک حاکم بر هرگونه تشکل که ثبت در سندی مکتوب را کتمان کرده و متعاقبن بقای اتهامی را از خود باقی نمیگذارد اما با باقیگذاردن سرنخهایی در گفتمان شفاهی تودهمحور، حوزه شبهتخصصی، بر پایهی گفتگوها و حوادث در پس ِ پشت آن بنا و حادث میشود.
تاثیر و سرباززدن از این گفتمان، جریان حوزههای تخصصی را منحرف کرده یا سمتوسو میدهد و ذات قرارگیریاش در حاشیه حتی بهواسطهی شگردهای خفا سرگردان نمیشود و از اصل موضوع نمیکاهد چون بیش از کشف ارتباطات پنهان علوم انسانی و روابط اجتماعی در خود دارد. کشف ارتباطات از طریق بیرونکشیدن رمز و رازهای ناگفته در گفتمان شفاهی میتواند چیزی را در حوزهی تخصصی روشن کند که به اصل آن تخصص کمک شود و حتی اگر در حدود سرگرمیای کلامی و استعلایی باقی بماند میتواند روشمندی گفتمانی را تعیین کند که با قرارگیری در موقعیت مشابه و ساخت تقریبی همان شمایل ِ ارتباطی بتوان در آن حوزه مستقر شد. آنی که خود را درون این ارتباطات قرار میدهد یا در پی کشف و پیگیری روابط در ظاهر بیاهمیت و سرنوشتساز در بطن آن، که به عنوان ابزار جادو تعریف میشود است یا به خنثیکردنش با پیگیری و بهسرانجامرساندن کشف و جستجوی خود کمک میکند، و آنکه از قرارگیری در این بستر سر باز میزند نیز، شمایلی از آن را برای ایمنی خود بهکار گرفته است. بازسازهی هدفمند این روابط میتواند کسی را از خارج حوزه به داخل کشانده و به همین واسطه کسی را از داخل به حاشیه و یا خارج از آن پرتاب کند، با آگاهی از روشمندی و شناخت تصور کنجکاو و التذاذ نقاطش، با برجاگذاردن خوراک آماده و ارضای متعیین، جهت هموارکردن مسیر.
گفتمانی با این حد از توانایی که سرنوشت مهرههای شبهمتخصص را تعیین میکند باید بیرون کشیده شده و حاشیهی امنی که خود در آن مستقر شده، پرداخت و شناسایی شود چون مقری فراتر از طبقهبندی در گفتمانی پوپولیستی و تودهمحور دارد و چسباندن چنین انگهایی، گریختن از عواقب و وقوف به توانایی آن است و این نکته نادیده گرفته نمیشود که قرارگیری در این امواج متلاطم با آگاهی بهرهبرداری شخصی و گروهی میشود. از علوم پایه و در موقعیت مشابه، همه از بازی درونگفتمانی آن باخبر نیستند و درصدی از همسانی و نادانی را شراکت داشته و خود را هدایت نمیکنند و عمق اختلاف واردشوندگان از حوزههای عمومی و شکافی که تا حد مرگ به مغاک خود میبلعدشان آنرا هویدا میکند. از طرف دیگر، این حجم از نیروی نورس که توان قابل قبولی از خود بروز میدهد به هدر میرود تا تطور حافظه و گذشتن از این سد شفاهی زهرآلود، مرحلهای از تکاملش شود و مدرنیسم نیز ناآگاه به این مسئله نبوده که این افراد تولیدومصرفکننده/شونده کور آن میتوانند باشند و باید از دچارشدن مرتبشان به گسستهای ارتجاعی جلوگیری کند تا طبیعت حیات خود را فراموش کرده و دچار چاه ماشین شوند.
دال این وَر، در موخرهی ورد، برخلاف و باوجود کالبد مادینهاش، فاعلانه به مدلولی دلالت میکند که با همین دلیل دلالی چیزی بیش از بیمعنایی× و انفعال از خود به نمایش میگذارد که حتی اگر چنین شمایلی از خود بروز دهد با فعلیت در روش، تفاوتش را عیان کرده و خود را در حیطهی جادو مستقر میکند. این یادداشت مدلول عبور از دال ورد بود.
× وِرزدن، همان تکرارهای متوالی که بدون دال و اصل شیوعیتش عقیم و بلااستفاده میماند و همانطور که گفته شد با فهم و اصلقراردادن قابلیت شیوع و شگردهای آن، میشود خود ِ کنش ِ ورد را نادیده گرفت و رد کرد و تنها با استعمال فیگورهای آن به همان نتایج دست یافت که با پیگیری از آخر به اول همهی وقایع و روشنشدن برخی مسائل، برای دستیابی به همان هدف و بازسازهی آن واقعه، میشود از وسط -حذف مرحلهی اول که همان ورد است-، به توسط همان آثار ِ برجایمانده، دوباره همان واقعه را برای کاربرد شخصی نیز واقع کرد. و تنها ایرادش مصرف الگوهای مصرفشدهایست که ایجاد محدودیت کرده و فقط بهرهبرادی از الگوها و اهداف آماده را شامل میکند چراکه به ذات توان خود ِ ورد که با قواعد شخصی ِ بهشدت پنهانی ایجاد شده دست نمیتوان یافت مگر تولیدکنندهی وردهای شخصی با اهداف شخصی -که پاسخگوی هیچ نیازی نیست مگر آن نیازی که خود خلق میکند××- بتوان بود.
×× شعر و تفکر تجریدی- پل والری
تاریخ انتشار:
۸ آبان ۱۳۸۸