»
 وضعیت

۱- بررسی تقابل موجود در مراقبت و تنبیه: «هرکس» قدرت دارد لاجرم ابزار وسیع و مداوم را نیز در اختیار دارد پس توده‌ی وسیعی را که با همین رویکرد ایثارگون وادار می‌کند علیرغم منافع شخصی و حتی در مواجهه با آن رفتار کنند را نیز در اختیار دارد پس همراهی حداکثری را نیز با خود همراه دارد در قبال سهمی از ضرر کمتر و نه سود بیشتر یا شراکت در آن. آن «هرکس» آنی نیست که بر مسند است فرضن که مداومت و وسعتش دچار تعریف و مرز است طبعن.

۲- تجربه‌ی تعریف و تحریف (تمجید نه)، انتخاب یکی از این دو است: یک؛ تعریف از تحریف. دو؛ تحریف در تعریف. (آن دو دیگر نادیده گرفته شد که لوث نشود ماجرا)

۳- خاستن و برخواستن، رابطه‌ای‌ست متضاد و نه هم‌جهت و مترادف. تضاد جای گرفته در حروف بر و با، علیه و همراهی را معنا می‌دهند. به همین تناسب می‌شود گفت که در تجربه‌ی این روند، پافشاری بر خاست به برخواست منجر می‌شود. یعنی به‌جای به‌دست‌آوردن، ازدست‌دادن معنا می‌گیرد که خاست ِ افزوده، نشان‌دهنده و بیانگر نتایجی نیست که نشانه‌های افزایش را نیز به همراه خود برجای گذارد. مثلن اگر رویکرد به غریزه، خواستْ مفروض گرفته شد، بشود رودست‌خوردن و همان توهم توطئه‌ای که جماعتی را هم دچار کرده درگیرش شوند. "کلیسای کاتولیک با قدرت حاکمه‌ای که دارا بود پیشگیری از بارداری را منع می‌کرد" که می‌شود همین را تعمیم داد در کثرت هر جامعه‌ی موحد.

۴- بعضن با چه شعفی آمارهایی برای فشار به حاکمیت دیالوگ می‌شود و روراست باید ناراحت شد اما خوشحالی می‌آید از امتیاز به‌دست‌آمده برای عیان‌شدن بی‌لیاقتی حاکم بی‌لیاقت که خواهان چنین عریانی‌ای نبوده. در همین‌جاهاست که تعریف از تحریف اخلاق به برخواستن و برخاستن به تحریف در تعریف اخلاق دچار می‌شود. در اینجا نیز مشخص شد که آن «هرکس» اینی نبود که بر مسند است فرضن.

 تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۸۸