»
 علیرضا دانش‌پژوه » هفت شعر » غربت صدا را هیچ‌کس نمی‌شنود.

علیرضا دانش‌پژوه ۱)

(به علی کریمی کلایه)
همیشه وقتی یه کابوی تنها
از یه زن ِ بیوه‌ی زیبا حمایت می‌کُنه
اون بیوه‌ی زیبا یادِش می‌ره
همیشه یه کابوی تنها
یه کابوی تنهاس.

۲)
کنار ِ رود
نی می‌زند چوپان.

گوسفندان
به دریا رفته‌اند.

۳)
کفشدوزک‌ها
برای دوختن کفش‌ها
نیروی کافی ندارند.
اگر کنار نروند
کفش‌ها
آن‌ها را
به جاده می‌دوزند.

۴)
اگر روزی از قلوه‌سنگی
صدای گنجشک درآید،
سنگ آیا
پرواز می‌کند؟!

۵)
چه حرف‌ها
که پای آن تخته
سیاه شد.//
آنوقت‌ها چوپان
همیشه دروغ نمی‌گفت.

۶)
غربت صدا را
هیچ‌کس نمی‌شنود.

۷)
کریسمس مبارک!
(کاج‌های ِ نگران گفتند!)

 تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۸۸

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 4


سلام ، خیلی خیلی خوشحال شدم که هنوز نمردی و می نویسی
به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا

ارسال توسط: فرزانه ضامنی


سلام خیلی خوشحال شدم .........
زیاد سراغت رو گرفتم ...اما بازم نیومدی........ دوست داریم

ارسال توسط: حامد روشنی


زندگی مثل یه بستنی میمونه ! باید قبل از آب شدنش لذتشو ببری ...

ارسال توسط: محمد حسین صفاکرم


SALAM KHEILI KHOSHHAL SHODAM HANOUZ ZENDE,EI O HANOUZ YADI AZ MORDE,HA MIKONI

ارسال توسط: علی کریمی