۱)
دنبال یک کلمه میگردم تا ورقه را محکم نگه دارم
یک کلمهی سنگین.
مدّت زیادی هست که دارد راه میرود. بعد با خودش میگوید که بهتر است بنشینم. نمیتواند. پاهایش را گم کرده است
و مجبور است دنبال پاهایش بگردد
کوچه - خیابان، درخت. غروب. صبح
حرکت.
از ذهنش لیز میخورند و میروند. یک بار هم یکی از دوستانش که لکنت زبان داشت و کوچه و خیابان و درخت و غروب و صبح را تکه تکه میکرد روی یخها لیز خورد و افتاد تا مدرسه، تا دوری و تا فراموشی
لیز خوردند یک غافلگیری سفید
ولی او این شانس را دارد که گاهی بایستد. گاهی میایستد.
کوچه، خیابان، آسمان، صبح، غروب، درخت...
همه میدوند. میدود تا در کنارشان باشد. جغرافیا میدود - شرق و غرب و جنوب و شمال
به گرمای جنوب نرسیده همه چیز برایش شور میشود بوی ماهی گندیده چسبندگی همه چیز - آسمان شور خیابان شور. آفتاب شور
باید به باد برسد میداند که زنده است پس دنبال زندگی میدود. شمال هم جنوب جنوب دوّم. خیس خیس خیس. باران. باریدن کوچهها خیساند. کوچهها خشکاند. باران میدود باران. باران باران
میخ.
صبح روی دستهام مانده و میخی که به دندان گرفتهام. نباید از دستشان بدهم. دیوار دیوار دیوار. دیواری نیست. کمی صبر کنید الان پیداش میکنم. کوچه، خیابان، آسمان درخت همه ایستادهاند. میگذرم. میدوم. آقا جایی هست که دیوار بفروشند؟ دیواری نیست. اتاقم رفته
میخ به دستش میکوبد
حالا یک صبح تو دستهاش کوبیده شده
صبح.
صبح کلمهای بود که دنبالش میگشتم
حالا او ایستاده است دوران سرشار ایستادن و قرار
و برگه محکم شده همه چیز آماده هست اجازه بدهید خودکارم حالت دارد . . . . . آه متأسّفم
نقطه.
۲)
به رهگذر گفتم: کی زمستان از این کوچه میرود؟
گفت: مگر نمیبینی همه چیز دارد میافتد؟
ته ِ چشمهاش دو گودال سیاه بود
گفتم: نگاهم نکن
گفت: میخواهم به تو یاد بدهم افتادن چه لذتی دارد
گفتم: باشه باشه یاد میگیرم. قول میدهم فردا یاد بگیرم
رهگذر نپذیرفت و رفت
و من مثل ترسوها از دیوارهای اتاق میخواهم که از پیشم نروند و سرگردان به دنبال ساعت مچییی میگردم که هرگز نداشتم.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany