۱)
(میخوابد تا خوابهای سلیمان)
شبیه است/ میشود
مثل زمان/ یلدای پاره شده
از سوراخ ازون پریده/ خورده/ آمده زمین!
به قافیه شاشیده/ حالا مانده
زن شده/ هار!
میگزد/ در دف عاشقانه!
شتاب شکل میگیرد
میخوابد تا خوابهای سلیمان بگیرد
کهف میشود/ خودکشی!
تا تکثیر میشوم در دنده چپ.
راحتی چه شکل خوبی دارد.
۱۳۸۸- دی ماه
۲)
(این شعرم فحش میشود/ خودم شکلش)
دشنام به در میخورد و در سمت من!
خوردن که کیف دارد!/ ندارد؟
حالا چی/ هندوانه مشهد دستت میگیری به بزرگی دشنام!
شکل عجیبی دارد با این در
خودش نیست شکستگی دارد این فحش!
دری که دشنام میخوردو میپیچد سمتم/ یا دشنامی میخوردو دری که منم؟!
خلوتم فلهای خشکیده میشود.
من بخور نیستم/ تنگم!
دهانم نیز نمیریزد
غلط کردم عاشقانه تغییر میدهی
این شعرم فحش میشود/ خودم شکلش!
تاریخ انقراض میگیرد.
صدا در میآید از تنم
تف میشوم روی آسفالت/ پخش!
تفریق خوردهم/ کف/ مثل نوشیدنی گازدار!
۱۳۸۸-دی ماه -اهواز
۳)
گول خورد در بهشتی که سیب برایش چشمک میزد
پشیز را بر میدارم میزنم به زندگی
کمر خم میشویم
آشپزی هم بلد نیستی!
این سوپ دارد سر ریز میشود
جیبهایم دهان باز کردهاند
شک دارم آرزوهایم/ به گور نبرم
تمام جنگها از ابتدا زن بود
با کلماتی روی کاغذهایی که نمیدانم چیست!
بعد هم ما نبودیم
که کتاب آغاز شد/ تا گول بخورد در بهشتی که سیب برایت چشمک میزد.
وسوختیم - گناه آفریده شد
شیراز شکل گرفت در مسیر کج خوابهای سبز سلیمان!
حالا برای هیچ/ پاشنه حرفهایم کج میزنند
و تمام روزنامهها بر داشتهاند نوشتن:
غذایش سررفت/ پشیز را برداشت زد به زندگیش!
-۱۳۸۸مرداد شیراز
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany