»
 دِین

اکنون، داین و مدیون
اکنون، داین گذشته و مدیون آینده می‌تواند باشد و با چرخشی کامل و منفعت‌طلبانه بر گذشته تاثیر گذارده و از آینده تاثیر گیرد. قرار بر ابژه‌ی صرف و تخت برای مطالعه قرارگرفتن، عروسکی بیش نمی‌گذارد برای سببی که حتی مشخص نمی‌کند چیست و خواست کیست. می‌باید سوبژه‌ی قابل مطالعه باشد که با اشراف به امور و با ابژه‌کردن زمان، آن را مورد مطالعه قرار داده و خود را به سوبژه‌ بدل کند که با ابژه‌قرارگرفتنش توسط ما گفتمان ابدی حاصل بشود با او و امور زمان و زمان امور او و ما؛ و این از تصادم دو سوبژه حاصل و انتاج می‌شود چرا که او با ما و زمان ِ ما اندیشیده و با گذشته و آینده‌ی خود به توسط آثارش این گفتمان ابدی را آغاز کرده. یعنی همان‌طور که مفعول گذشته‌ی خویش است، فاعل آینده‌ی خود نیز هست و همان‌طور که گذشته‌ی خود را به مفعول تبدیل می‌کند، آینده را نیز به فاعل خود می‌کند بدل. این سوبژکتیوبودن به این علت پدید می‌آید که او نیز در پی کشف مخاطره و خفای حقیقت است. به همین جهت متن عمومن سخت‌خوانی‌ست که در هم‌جهت‌شدن با آن قصد دارد دچار انحراف از مسیر خود (من یا اگو) و همسو با مسیر خود (او یا دیگری) کند و همین تناقض در مفروضات و خطای آشکار آن در مواجهه با اذهان است که به پردازش و تحلیل می‌انجامد و وادار به خروج از انفعال می‌کند. با این فرض که اکنون از تاریخ مستثناست نمی‌شود خود را در تاریخ نگنجاند و در پی تصرف اکنون بود.

تخطی از حرف ِ عرف
تحریف، بنا بر قاعده، تعریفی دقیق‌تر از تعریف ارائه می‌دهد. تعریف به علت ذات بیان تعریف‌شده‌اش مستلزم رعایت قوانینی است که تحریف چنین قید و بندهایی را برای خود متصور نیست که همین امر به پویایی‌اش می‌انجامد اما تعریف به یک فرم بسته منتج می‌شود. بدین ترتیب تحریف، شیوه‌ای از تعریف؛ و تعریف، نوعی تحریف است. اما تعریف یکی از قوالب تحریفی است که به ذاته در هیچ قالب تعریف‌شده‌ای نمی‌گنجد و در آگاهی، نبوغ، خطر است و همان حرفی‌ست که چیزی از عرف در آن مستتر نیست. پیروزی فقط روی یک نقطه ثبت و جاودان می‌شود و نه در طول خطی تاریخی. شناسایی، پیدا و برجسته‌کردن همین نقاط، داین می‌شود و مابقی خط را مدیون می‌کند؛ اهمیت یک کلیک یا شات و قرارگیری در نقاط حیاتی. مهم این نیست که در همه‌جا حضور باشد بلکه حضور و ثبت در یک نقطه‌ی آگاه، جاویدانی و نامیرایی را همراه می‌کند. تصور خواستن و شدن از یک چنین فرمی پیروی می‌کند. تحریف رویکردی پیشاتعریفی و نیز پساتعریفی داشته و تعریف واسطی‌ست که نزدیکی‌های ملموس و قابل‌شناختی با آن دارد. در تحریف گو اینکه حذف مقادیری از دیتا امکان می‌یابد اما به‌طور یقین مازادی را نیز به‌همراه خواهد داشت که منفعت منفرد در وجود آن مقرر می‌شود.

 تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۸۸