- ترجمه، کاریکاتوری است از چهرهی یک متن دیگر(متن اصلی؟?) که خودش کاریکاتوری است از چهرهی متنی دیگر: زبان.
- آیا زبان، خودش یک کاریکاتور نیست؟
- زدی توخال!(هیس!!)
[] [] []
: نظر تو چیه؟
: والله چی بگم!؟?!...،:(
: دو زبانه بشه یا فقط ترجمهی فارسیرو بزنیم؟ ناشر میگه فقط فارسی، من کلید کردهم که متن اصلی هم بخوره. یعنی صفحهی طرف چپ، متن اصلی، روبروش، صفحهی راست کتاب، فارسیش.
: خب ... یه جورایی ... هم اون میشه ... هم این میشه ... مگه خودت نمیگی که خود زبان هم یه جورایی بدله، کاریکاتوره، جعله، عکسه، چهمیدونم ... از این واقعیت برتر؟... از یک Ideaی افلاطونی؟ از یه ... چه میدونم!...!
: ... آره ... ولی آخه
: آخه نداره. شعر کمینز، نثر جویس، نثر کمینز، شعر جویس، و دهها نفر دیگه. بازیهای زبانیای که تو متنهای این جونورها هست، چه جلوی چشم خوانندهی ترجمهی تو باشه، چه نباشه، بههرحال ترجمهی تو یه متن خاص خودشه. ربطی به اون متنها نداره. خودت قبلا گفتی دیگه! قبول داری؟
: آره ... ولی آخه
: آخه نداره.
: دِ رُخصت بده من حرف بزنم! همهی این صحبتا درست! لیکن ... مسئله اینه که من قصدم از گذاشتن یه متن فارسی به عنوان ترجمهی فلان متن، روبروی اون متن، این نیست که بگم آی ملٌت! این معادل فارسی این شعر فلانیه، یا معادل این متنه، حالا شعرِ(؟!،:{؟؛) مثلا ... چه میدونم ... کمینزه، یا گرترود استاینه، یا هر کس دیگه. بلکه قصدم اینه که بگم آهای! اینی که داری میخونی، معنای اون متنه که صفحهی روبرو میبینی.
: معناش؟!!
: آره داش! غیر از اینه که معنای هر پدیدهی زبانی، هر کلمه، هر جمله، هر متن، ترجمه ناپذیریه؟
: نه والله!!
: اصلا اگه ترجمهی خالی، بدون متن اصلی بخوره، که دیگه کاریکاتور نمیشه! خودش میشه یه چهره که میشه ترجمهش کرد، یعنی کاریکاتورشو کشید زد روبروش، و بگیر تا آخر.
[] [] []
: هیس!!
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany