دکترمظفر رویایی
یک نظریهی جدید در شعر:
سینرژیسم یا همافزایی(synergism)
۱-مقدمه
در حوزهی تاملات درونی و تفکر در مبانی نظری شعر به یک کشف کاربردی دست یافتم: تطبیق تئوری سینرژیسم یا همافزایی با تئوری ساختارگرایی(structuralism) درهنر. تئوری ساختارگرایی مفهومی است که به نظر میرسد در هنر شاعری بیشتر از سایر هنرها قابل تفکیک به اجزاء و قابل تشخیص و از همه مهمتر سنجش و اندازهگیری درجهی قوت یا ضعف آن است. و از این لحاظ، انتساب سینرژیسم به شعر ممکنتر است و فهم آن را آسانتر میکند. در عرصهیشعر نیز، آسانی این انتساب به شعر نو بعد از نیما(یا غیر کلاسیک در معنای عام آن) ملموستر است. و درمیان برجهای شناخته شدهی تاریخی شعرنو، خصیصههای نظری حجمگرایی بایستی بتواند در تبیین سینرژیسم شعری موفقتر باشد.(گو اینکه در تجربهها مصادیق آن کمتر یافت میشود) و از میان تجربههای حجمگرایی، شعرهای یداله رویایی و چند تن دیگر، مصداقهای قابل تشخیص، قابل تامل و درعین حال تحلیل پذیرتر است. نمونههایی از شعر شاعران غیرحجمگرا تواناییهای تطبیق۱ سینرژیسم با ساختار را در مسیر استدلال این کشف تئوریک، پشتیبانی بهتری میکند. از جمله اینکه در شعرهای پیش از «لبریختهها» کشف و اثبات تئوری سینرژیسم در موارد و مصادیق زیادی مشاهده میشود.
۲-تعاریف واژگان کلیدی
برای تشریح بهتر و موثرتر این کشف تئوریک ضروری است ابتدا در آستانهی برداشتهای ذهنی از مفاهیم اصلی این نظریه قرار گیریم، و بدانیم که زیر مجموعههای این بحث کدامند و هر کدام از چه چارچوبی برای مقاصد توصیفی برخوردار هستند و در بستر تشریح نظریه فوقالذکر چگونه هدفمندی موضوعی پیدا میکنند. یعنی پرداختن به یک فلسفه درتجربههای کاربردی، نیازمند برخورد متدیک(روش شناختی) با اجزاء والزامات مربوط به آن است.
الف. سینرژیسم
کلمهیsynergism در زبان فارسی به واژههای همافزایی(توسط مرحوم دکتر علی اسدی) و تشدیدکنندگی(فرهنگ اندیشهی نو- ویراستاری علی پاشایی) ترجمه شده است. اولی رساتر است اگر چه کاملا رسایی مفهومی را ندارد. این کلمه در فلسفههای نظامگرایی که به تئوری مجموعهها یا تئوری سیستمها منتسب است ابداع شد و سپس به سایر حوزههای فلسفه و تفکر راه یافت، در تعاریف و مباحث موضوعی این مبحث، ارجاعات فراوان به آن شده است... سینرژیسم بر کلیت نگری اشراف دارد و بهطور خیلی خلاصه معنی کوتاه و نزدیک به آن این است که کل مجموعه(یا سیستم) پدیدهای غیر از مجموع کنارهمآمدهی عناصر و اجزاء تشکیلدهندهی آن است. پدیدهی دیگری است که حاصل تعامل و تاثیر و تاثر اجزاء با یکدیگر است. نه حاصل جمع عددی آنها. پس موجود دیگری، یعنی موجودی ثالث یا رابع یا خامس و... پدیدار میشود که هم با اجزاء و به همراه اجزاء و هم مستقل از آنها و به صورت یک ماهیت کل دیگر قابل مطالبه، قابل برخورد جداگانه، قابل همزیستی، قابل زندگی توامان با او و یا هر ارتباط متقابل و متعامل خواهد بود.
در این معنا سینرژیسم در سیستمهای پویاورزنده اطلاق مییابد. و شعر در معنای کاربردی فوق از سینرژیسم یک مجموعهی پویاورزنده تلقی میَشود.
ب- ساختار
واژهی ساختار در شعر را میتوان به سازمان ایجاد شده از عناصر اصلی به کارگرفته شده در شعر و ابزار و مصالح شعری برای اتصال و استحکام شعر تعبیر کرد. در این معنی نباید «ساختمان» را به جای «سازمان» قرار دارد. چون دقیق بنگریم، ساختمان یکی از عناصر اصلی برای این سازماندهی است که اصطلاح فرم را در خیلی از موارد میشود جایگزین آن قرار داد. به عبارت دیگر قرار دادن عناصر، ابزار و مصالح ممکن است به احداث یک «ساختمان» شعری بیانجامد، بدون آنکه الزاما به یک «سازمان»یافتگی منجر شود. ابزار مصالحی که عناصر اصلی شعر را از درون(شکل ذهنی) و از برون(فرم یا معماری ظاهری) باهم مربوط میکند، اما آن ارتباطی که شاید بتوان گفت حکم «کلاف بندی» به منظور استحکام و یکپارچگی سازمان شعر را پیدا میکند. لازم است اضافه کنم که این تعریف کوتاه برای هدف گویایی مقاله آمده است و بحث ساختار به تفضیل بسیار در ادبیات موضوعی شعر نوشته شده است.
ج- حجمگرایی در شعر- رجوع شود به مانیفستهای اول و دوم شعر حجم۲.
توضیح اینکه تا به امروز، معتبرترین و قابل اتکاءترین تعریف مکتوب از شعر حجم را بایستی به مانیفستهای اول و دوم این پدیدهی شعری ارجاع داد. بدون آنکه بخواهیم آن را کامل و جامع بدانیم. طبیعی است که در فاصله نزدیک به ۳۶ سال از عمر این مانیفست، تغییراتی پدید آمده است: اولا تجربهها، بدعتآمیزیها و آفرینشهای شعری به شکل استقرایی آن، حوزه عملیاتی این پدیده را با حرفهای تازهای همراه ساخته است و ثانیا اظهارنظرها در نقد و بررسی آثار این پدیده توسط شعرا و منتقدین و به ویژه تفکرات و تاملات شخص یداله رویایی و اضافات و توضیحات او چشماندازها و مناظر تئوریک این پدیده را دستخوش تتبرات تازهای کرده است ثالثا بر اساس فرضیهی «پویایی و استمرار توسعه اندیشه» نظریهپردازی در این حوزهی شعری پایان نیافته و با طول زمان بدعتهای زبان و گسترش فکری، تا به آن حیات طولانی ببخشد، ادامه خواهد یافت.
۳- سینرژیسم و شعر حجم
در مبانی نظری حجمگرایی باید بر سه نکته اساسیتر تاکید و برای بحثهای تئوریک که از این پس دامنه بیشتری خواهد گرفت، بنیان گذارده شود. نکته اول تلقی و ادراک۳ در روند آفرینش شاعر حجمگرا؛ نکته دوم ترکیب جمعی تصاویر۴ و نکته سوم سینرژیسم۵ است.
سینرژیسم، همانگونه که نوشتم- مبحث کاملا تازهای را در نظریهپردازی شعر مطرح میکند. و از این لحاظ مهمترین نکته از سهنکته فوق به شمار میآید.
در شعر حجم، به ویژه، ساختار شعر سینرژیک(synergic) یا همافزا به وسیلهی شاعر خلق و با برداشت مفهومی سینرژیک توسط خواننده تبادل و تکامل مییابد. یعنی هم کمکی را که شاعر به خواننده برای تقرب او به خودش و هم چگونگی و ظرافت این کمک را فراهم میآورد و همینطور خلاف آن یعنی باعث بیاعتنایی شاعر به خواننده و یا گوشهگیری او در ارتباط درست با مخاطب میشود. توجه کنیم که نحوهی نمایش و ارائهی این همافزایی و مفاهیم حاصل از آن بسیار مهم است. در غیر اینصورتsynergism شاعر حجمگرا اگر بدون استفاده نماند به طور قطع در تبادل معنا و انجام ماموریت اساسی این تکنیک ظریف و خبرگانه کمتاثیر خواهد ماند. مخاطب شعر و نحوه و میزان لذت او از خواندن شعر در استخوانبندیsynergism باید همواره در تمام مراحل و به ویژه بازنگری نهایی شعر در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر شاعر حجمگرا با ترکیب مناسب و متناسب سه عنصر اصلی و داخل کردن موثر تکنیکها و شگردهای ویژهی خویش شعر را تبدیل به یک مجموعه از ادغام تصاویر، زبان و ساختار میکند که هر عنصر به تنهایی بتواند طنین خاص خودش را به شعر بدهد. در عین حال همهی عناصر در تعامل با یکدیگر قرار گرفته، در نتیجه، پدیدهای در کل با شناسنامه و خواص و جذبهها و تاثیرهای جداگانه و معمولا برتر و بالاتر به وجود میآید. مفهومsynergism در مبانی نظری شعر به طور کلی و نظریهپردازی شعر حجم علیالخصوص نیاز به تشریح و تفصیل دارد که در موارد و مصادیق استخراج شده از کتاب «لبریختهها» برای این مقاله انجام خواهد گرفت. طی آن بافت زبانی و ساختار کلی شعر(معماری شعر) برای دو عنصر اساسی دیگر در کنار عناصر جزئی، تکنیکها و شگردهای دیگر شاعرانه مثل ایجاز، احساس، فرم و محتوی به صورت توامان به همراه مطالعه «لبریختهها» انجام خواهد پذیرفت.
۴- یک نمونه خوب از سینرژیسم شعری از «لبریختهها»ی رویایی
از تمام ریزبینی های تکنیکی هنر شاعری و تطبیقی که ضروری هم شاید باشد در میگذرم و مهمترین خصیصهای که در شعر شاعر بنیانگذار حجم کشف کردهام یعنی سینرژیسم(synergism) میپردازم. بارزترین و متعالیترین تکنیکی که به نظر نگارنده کشف و اثبات آن در شعر با مصادیق حجمگرایانه آن در «لبریختهها» ما را به یکی از ستونهای اصلی که مبانی نظری شعر رویایی را تحکیم میبخشد، نزدیک و به اصول و پرنسیبهای شعر حجم وصل میکند.
از نظر تصویرسازی و بهکارگیری استعارهها، لبریختهها قدم در عرصه تازهای گذاشته است. گذشته از تصویرسازیهای حجمی با ذهنیتهای سه بعدی، تصاویر از کلیت و اجماع و تعامل با یکدیگر برخوردارند. ضمن اینکه هر یک از استعارات و تصاویر خارج از ساختار ذهنی خود شعر قابل تامل و مراجعه است، در یک نظامsynergic - در ارتباط متقابل و تعامل با دیگر تصاویر- کمک به تشکیل یک مجموعه میکنند و دارای شخصیت و هویت دیگری میشوند. شعرهای «لبریختهها» از نظر فرم ذهنی تقریبا صاحب یک فصل مشترک هستند و آن گسترده شدن نطفهی اصلی خیال سه بعدی شعر در تمام قطعه است. مثل افتادن ریگی در یک برکه آرام که موجها را دایرهوار به تمام سطح آب منتقل میکند. از میان مثالها، لبریختههای شمارهی ۸-۳۸-۴۷-۴۹-۶۹-۱۱۳-۱۱۲-۱۱۸-۱۲۳-۱۲۵ نمونههای مرجع برای پشتیبانی از فرضیهی فوق در شعرهای رویایی است. لبریخته شمارهی ۶۹ را از رویکرد سینرژیک(synergic) میشکافیم.
پندار با بالهایی از آب
پندار با نفسی از نسیم گذر میکند
ما مثل ریگ
ما مثل شاخسار
با جنبش نحیفی بر جا میمانیم
وقتی که واژه زاویههای تن را پر کرد
تن از نسیم و آب گذر کرد
و ریگ و شاخسار به جا ماند
با جنبش نحیف پندار.
حالا تقرب از جز به کل به این شعر میکنیم.(مثال کریستال تراشدار و یا شکسته شده به اجزا را مجسم کنید) آن را به عناصر و اجزا میشکنیم. میبینیم که این شعر از هر جهت یک شعر کامل است. سیکل پیوستهای از نظر زیبایی و تکنیک داراست. فونکسیون اصلی این سیکل گرداندن و انتقال مضمون تاثیر و تاثر(فراگرد عامل و اثر) در یک پرسهی دَوَرانی است. شکل زیر رساننده بهتری از این تعبیر و تفسیر است:
اگر این شعر را یکبار یا چند بار بخوانیم، برداشتهایمان با احتمال بالا با این شکل و یا شکلی مشابه شکل بالا همانند میشود.
ببینیم چرا این نمونهای از یک شکل ذهنی قوی در شعر است. شاعر چهار حوزه(محیط) برای تمرکز ذهنیت خودش و خواننده۶ ایجاد میکند. «آب» و «نسیم» ابزاری برای انتقال عامل(دلیل یا تاثیر)(cause and effect) بر یک معلول(یا اثر) یعنی یک «جنبش نحیف» میشود. تا جنبش نحیف نیمی از سیکل است شاعر آن را به عنوان اثر، با جنسهایی از لطافت پندار، نسیم و آب میسازد. برای پیوند نیم دوم سیکل یک رسانه(medium) لازم است و «واژه» رسانهای است که این دو نیم را به هم پیوند میدهد. و نیم دوم سیکل در یک محیط یا فراگرد تاثیر و تاثر(عامل و اثر) «جنبش نحیف» را به «پندار» میرساند. این شکل ذهنی از پیوند تصاویر یا خیالها متراکم شده و برای ادراک، تلاش برای به سرعت دیدن و به سرعت دیده شدن را از خواننده طلب میکند. یک برداشت مجموع و یکپارچه در ذهن خواننده ایجاد میشود و وقتی او چشمهایش را میبندد، در خلجان یک دریافت «فوری و بی تسکین۷» از شعر قرار میگیرد. خواننده در اینجا با شعر دوستی میکند، او را به خود میپذیرد، خود را از آن او میداند و بالعکس و نتیجتا آن را با خود همه جا میبرد و به همه معرفی میکند.
در شعر رویایی زبان و تکنیکهای زبانی جزء لاینفک و ممزوج با شبکهای از تصویرها است. این دو عنصر یعنی تصویرسازی و زبان در یک ارتباط متقابل یکدیگر را تکمیل میکنند. جدا از یکدیگر، حیاتی منزوی دارند و دمزدنهاشان سر درگریبان است. اگرچه زنده، پابرجا و در حرکت باشند. به این ترتیب وظیفهای که به عنوان باربر بار معانی دارند، در التزام رکاب تصاویر انجام میپذیرد.
تمام کلمات این شعر از سبکباری، لطافت و یکسانی چهرههای ماهوی برخوردارند. بال- آب- نسیم- ریگ- شاخسار- پندار هم معنی را دارد و هم صلابت رسانه بودن را. عبارت «وقتی که» در مصرع:« وقتی که واژه زاویههای تن را پُر کرد» یک نوع استخراج استعدادی تازه از عبارتی خاصهی شعرهای یداله رویایی است. عبارتی که تقریبا در حدود بیش از پنجاه شعر از شعرهای «لبریختهها» استفاده شده ولی در اغلب آنها، با باری متفاوت، باری که به نحوه و قابلیت رویایی از «کارکشیدن» از واژهها مربوط میشود. وقتی که در این مصرع معنای «تا» میدهد. به این شکل شعر را بخوانیم:« تا واژه زاویههای تن را پُر کرد» و از این نوع خوانش، تا زمانی که، تا اتفاقی که یا تا مرحلهای که را مراد کنیم.
همانطور که نوشته آمد، در این مقاله نظریه الزامات سینرژیسم و شعر به صورت خیلی خلاصه و در حد طرح یک موضوع مورد نظر بود. فلسفه سینرژیسم بایستی به صورت ممزوج، یکپارچه و یا حتا بخشبندیشده(sectorist) گزیدههای گوناگون از اجزا، عناصر، ابزار و مصالح شعر در شعرنو و طبقهبندیهای تاریخی آن از جمله و با تاکید، تامل و تعمق بیشتر در شعر حجم و نیز در شعر کلاسیک مورد پژوهش متدیک و ارزیابی نقادانه و خلاق قرار گیرد و روشن است که با جملات انتهایی، رسایی کافی وجود دارد که شعرهای دیگر و شاعران دیگر و به شمار قابل ملاحظه در عرصه تمرکز و تامل یافت میشود. بحثی که ادامه خواهد یافت.
***
۱- از آنجاییکه در این مقاله موضوعیت تطبیق نظریه سینرژیسم با نظریه ساختار در جنبش شعری حجمگرایی مورد تدقیق و تاکید است، شعرهای حجمی رویایی به عنوان نمونه انتخاب شده است.
۲- مجلهی بررسی کتاب- دورهی جدید- شماره۴- شهریور۱۳۵۰ و کتاب«هلاک عقل به وقت اندیشیدن» نمونهی مقالات یداله رویایی- انتشارات مروارید
۳- perception
۴-Integration
۵- برای آشنایی بیشتر با دو نکتهی اول رجوع شود به مقالهی زیر: مظفر رویایی،«مبانی نظری شعر حجم و لبریختههای رویایی»، مجلهی بایا،نشریه ادبی،هنری،فرهنگی و اجتماعی،دورهی پنجم،شماره ۴۱،بهار۱۳۸۵
۶- « در شعر حجم شاعر باید سعی کند شیوهی عبور از روزنها و مجاری تخیل یا خیالسازی خودش را به خواننده ارائه کند و بعد با ممارست روی شعر، به خواننده بیاموزد». یداله رویایی. هلاک عقل به وقت اندیشیدن. ص۱۴۶.
۷- از بیانیهی حجمگرایی
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۱ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۸/۲۰۰۷ ۰۶:۰۵:۰۰ ق.ظ.
با سلام
پس از مطالعه مطلب شما علاقه بیشتری به شعر حجم در خویش یافتم .ارزش این سبک با ارایه نظریاتی این چنین نه تنها بیانگر شیوایی آن است بلکه پویایی و جاودانگی آنرا در گستره ادبیات جلوهگرمی- نمایاند.
با تشکر علیرضا مومنی
ارسال توسط: علیرضا مومنی
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany