»
 حسین میررکنی » یک شعر » خانه پر بود، پر از شهوتِ شبْ بیداری

خانه پر بود، پر از شهوتِ شبْ بیداری
فارغ از شیوه‌ی منحوسِ پدرسالاری

سال بیچارگی آمد، وَ یکایک مردند؛
پدران از تبِ گاوی، پسران از هاری

شادمان، گردِ جسدهای جُنُب حلقه زدند
سرِ هر کوچه، زنانِ لجنِ بازاری

این‌چنین بود حکایت که زنا زاده شدیم
من و دیگر پسرانِ ننه آب انباری

سه برادر شده بودیم سه تا دمپایی
کش و کش زیر قدمهای پر از بی کاری

اولی رفت به جایی که خدا پیدا نیست
شکمش سیر، دلش سفره‌ی ماهی‌خواری

دو برادر شده بودیم دوتا تهْ سیگار
سرد و بی‌مصرف و بی‌حس، کفِ جاسیگاری

دومی گوشه‌ی بازار، خودش را بخشید
به هوسبازیِ صدها سگِ کتْ شلواری

درد ما، دردِ فقط ماست که باید بکشیم
مثل پا دردِ شمال از نمِ شالی‌ کاری

 تاریخ انتشار: ۱۵ فروردین ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 13


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۷/۲۰۰۷ ۰۳:۳۱:۳۶ ق.ظ.
سلام. خیلی خیلی با احساس .شما واقعا شاعر بزرگی هستید.

ارسال توسط: sepide


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۷/۲۰۰۷ ۰۵:۲۵:۵۷ ق.ظ.
دست مریزاد... خیلی آهنگین و جذاب بود.

ارسال توسط: مهدی ابراهیمی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۸/۲۰۰۷ ۱۲:۴۶:۱۹ ب.ظ.
سلام. این کار رو هم خوندم و کار خوبی بود . با پایان بندی یهویی اش موافق نبودم . احساس میکنم خیلی قافیه زور گفته ولی کلیت عالی بود . راستی شاید بشه سه برادر شده بودیم رو یه جوری خوندو لذت برد ولی دوبرادر شده بودیم در ادامه کار رو لوث کرده . در هرحال خیلی ممنونم

ارسال توسط: لیلا اکرمی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۹/۲۰۰۷ ۰۲:۳۲:۴۰ ق.ظ.
بسیار زیبا بود...

ارسال توسط: مهدی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۰/۲۰۰۷ ۰۴:۴۶:۲۰ ق.ظ.
سلام من باشعرای شما خیلی راحت حس می گیرم به خوبی ارتباط برقرار می کنم وخیلی به دلم میشینه

آفرین جدا خستگیه آدم فراموش میشه و بسیار مشخصه که این شعرا با حس تمام گفته شده و دقیقا آدم فکر می کنه شما دارین خودتون تو این شعرا
نقش ایفا می کنید

خیلی زیبا بود و دست شما درد نکنه

منتظر کارای جدید شما هستم

آرزوی من بهروزی شما

ارسال توسط: ف.غ(ستاره)


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۰/۲۰۰۷ ۰۵:۳۴:۳۳ ق.ظ.
سلام .
این را از همه غزلهای این پست بیشترتر پسندیدم .
پس هنوز هم اتفاقهای مبارکی در غزل می افتد ؟!

ارسال توسط: سمانه


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۰/۲۰۰۷ ۰۲:۴۱:۱۸ ق.ظ.
سلام کار خوبی بود با روایت موجه .دست مریزاد

ارسال توسط: mirzaii


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۲۷/۲۰۰۷ ۰۴:۲۲:۱۷ ق.ظ.
be in gune karha ,karhaie lokht migoiam.bogzar adami ingune bekr avaz bekhanad :boie kochehaie nfrin shode ra ,....afarin bar to shaeer

ارسال توسط: amo_sharri


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۰۵/۲۰۰۷ ۰۲:۱۲:۴۵ ق.ظ.
سلام عزیز
چرا شعرت غارت شده؟
کار خودته یا...؟
موفق باشی
مثل پا درد شمال از نم شالی کاری!!!!

ارسال توسط: نبراس


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۰۸/۲۰۰۷ ۰۶:۱۶:۳۹ ق.ظ.
سلام
واقعا عالی است .
خداوند این نعمت بزرگ را از شما نگیرد.
موفق و موید باشید

ارسال توسط: میر فرهاد صفری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۰۱/۲۰۰۷ ۰۱:۱۸:۵۷ ق.ظ.
این غزل وقایع تندی رو روایت میکنه با یه لحن مناسب و ریتم تند شعر مناسبیه

ارسال توسط: جلال پور


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۷/۱۱/۲۰۰۸ ۰۴:۰۹:۲۲ ق.ظ.
مو بر تنمان سیخ شد رفیق
عالی بود. دست مریزاد

ارسال توسط: علیرضا موسوی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۰۸ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۰۵/۲۰۰۹ ۰۷:۴۹:۱۰ ق.ظ.
بد نبود شیره نگیری یه چیزی می شی

ارسال توسط: م میررکنی