اندر احوالات چیستی پرسان ِ شعر حجم*
گیر کردن سوزن بر روی چیستی سنتی ادبی چیست؟ یا اجازه بدهید اینطوری بگویم که این نوع از گیر کردن یا شاید بر عکسش گیر دادن یعنی چه؟
بیایید فرض کنیم که فرد سوزن گیرکرده نمیداند که شعر حجم چیست. بعد بیایید فرض کنیم که فرد سوزن گیرداده میداند شعر حجم چیست ولی میخواهد آن را به چالش بکشد.
فرض اول به اینجا منتهی میشود که فرد مذکور راس فلان ساعت از خانه به خارج شوت شده بوده و در کوچه لابهلای مقادیری باقالی سیر میکرده و به تازگی مراجعت نموده است که البته بعید میدانم چنین بوده باشد.
پس فرض دوم را پیش میگیریم. اینجا مثالی از یک پدیدهی سیاسی میزنم تا شاید موضوع کمی روشن شود. چند سالی است که بحث مردم سالاری دینی خرخرهی سیاست مداران و روشنفکران ما را گرفته است و بیخیال هم نمیشود. جماعتی هم مثل شخصیتِ مرد منطق دان نمایشنامهی کرگدن یونسکو برای خودشان منطق بافی میکنند که باباجان روشنفکری یا مردم سالاری یک چیز است و دینورزی و دینمداری یک چیز دیگر و این دو به شدت متناقضند. بدون اینکه سرشان را بگیرند بالا و نگاه کنند که باباجان! ما سر تا پا در تناقضیم. وقتی در واقعیت موجود چنین آش شلوقلمکاری وجود دارد، به متناقض بودنشان چه کار دارید؛ بیایید به این فکر کنید که با این واقعیت موجود باید چه گِلی به سرتان بگیرید طوری که هم به آن دامن نزده باشید وهم زمینه را برای مصادره به مطلوب کردن ارتجاعیون فراهم نکرده باشید. (بی خیال منطق صوری ارسطو)
این جماعت تقریبن شبیه همانهایی هستند که پشت سرهم میگویند شعر حجم چیست - چیست این شعر حجم - بیانیه علمی نیست - شاعرانه است - و الخ... یا مثل جناب باباچاهی که گوییا نمیخواهند از هرمنوتیست بودن خود دست بکشند بازهم کلید میکنند به مفاهیم به شدت مصرف شدهی تأویل، دال و مدلول، تاخیرمعنا و... تا برای جماعت بگویند بیانیهی حجم چگونه است. به راستی از چه نوع قرص خوابآوری در این چهل سال استفاده کردهاند که تازه دارند از چیستی حجم میپرسند و اندر چگونگیاش برایمان توضیح میدهند؟ به ما هم بگویند چون شدیدن به خواب نیاز داریم. شاید هم هرمنوتیک و برهان خلف! و ساختگرایی و پدیدارشناسی!! تا الان توی ترافیک بوده و تازه به دستشان رسیده تا بتوانند به واسطهی آن به ما چیستی حجم را بفهمانند.
آیا اینگونه پرسشها و توضیح دادنها در این زمان اساسن به این معناست که حجم مد روز است یا نه، میخواهد به عنوان آلترناتیوی برای بحران دههها ی هفتاد و هشتاد مطرح شود که برگردیم و حجم را بازخوانی کنیم. اگر تبدیل به مد روز شده باشد که باید فاتحهاش را خواند همانطور که به ترتیب فاتحهی شاملو و فروغ را خواندند.
ولی اگرشعر حجم این همه نکات مغفول و فهم نشده دارد که به اینصورت چیستیش را پیش میکشند و سین جیمش میکنند، چنین توهمی به وجود میآید که لابد آنقدر پتانسیل و دینامیته دارد که بشود قرائتهای جدیدی از آن ارائه کرد و از این به بعد هم باید نشست و منتظرشعر حجم پریم و حجم زگون بود .
آیا واقعن این یک توهم است؟
* : مجله ی بایا . شماره ی ۴۱. میزگرد ِ(؟) حدس بزن چه کسی برای تعریف شعر حجم می آید .
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۰ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۲۳/۲۰۰۷ ۱۱:۳۵:۴۲ ق.ظ.
شعر حجم را می شود خلاصه وار رویایی و اذناب دانست . اما درباره ی موج نو حرف بسیار است .
ارسال توسط: نیما صفار
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany