»
 نقد کتاب "صدای موجی زن"

صدای موجی زنکتاب "صدای موجی زن"

این هم از دهمین جلسه نقد و بررسی کتاب
مونا زنده‌دل آمده است، هدا قریشی نیامده است. با این همه، "صدای موجی زن" می‌آید در تالار فرهنگ ِ "فرهنگ‌سرای بهمن" به نقد و بررسی گذاشته می‌شود.
این هم از نشست نقد و بررسی کتاب "صدای موجی زن"، کاری از مونا زنده‌دل و هدا قریشی، آن هم به روایت علی سطوتی قلعه:

۱- عمران میری می‌آید و صدای "سید مهدی موسوی میرکلائی" را به گوش همگان می‌رساند؛ آن هم چه صدایی : متنی که در قالب گفت‌وگو تنظیم شده و ماجراهای مرد چاق و زن محجبه و نفر سوم را روایت می‌کند. آدم یاد متون افلاطونی می‌افتد و کمی هم سراغ "فیلسوف‌نماها" را می‌گیرد .

۲- محمد آسیابانی از اسماعیل خوئی شروع می‌کند (مثل این‌که از گره خوردگی اندیشه و خیال در بسته آهنگین یا چیزی در همین مایه‌ها در تعریف شعر)، بعد چیزی از "هستی و شعر" هیدگر می‌گیرد و می‌ریزد روی سخنی از "ابن قطیبه" و بالاخره روایتی از فرهنگ جاهلی اعراب (همان عرب جاهلیت) در می‌آمیزد و آخرش نتیجه می‌گیرد که از کلمات قلنبه سلنبه (یا قلمبه سلمبه) در نقدها استفاده نکنید. تازه این بخشی از ماجراست. آسیابانی، یک‌جا غزل‌های مونا زنده‌دل را اندیشه‌گرا و در جایی دیگر داستان مصور می‌خواند. کسی چه می‌داند واقعا؟

۳- واقعا که! آدم نمی‌داند با کدام حیله و مکری می‌تواند از نوام چامسکی بگیرد و به نقد ادبی بزند. تازه آن هم از یک منظر نقادانه نه یک نگاه انتقادی. همه‌اش هم بپیچد به پای صناعات ادبی. آخرش هم در بیاید که خیلی‌ها از غزل‌های مونا زنده‌دل تاثیر گرفته‌اند. این کاری است که تنها از عهده‌ی فاطمه‌ی اختصاری برمی‌آید؛ همو که در بخش پایانی صحبت‌هایش گزارشی می‌دهد مثلا شخصی از جلسه نقد و بررسی کتاب نامبرده در مشهد.


۴- تاریخچه‌ای از فمینیسم + اجرای تلویزیونی = آن‌چه از محمد حسینی مقدم خواسته‌اید درباره‌ی "صدای موجی زن" به اطلاع برساند. ما که نمی‌دانیم یوسا در کجای تاریخ فمینیسم جا دارد و ژان بودریا در این وانفسا چه غلطی می‌کند. ما اصلا از "پاستش" سر در نمی‌آوریم. خواهش می‌کنیم لطفا!

۵- اسماعیل مهرانفر یک چیزهایی گفت؛ مثلا از دیگرگونه بودن "صدای موجی زن" در غزل امروز حرف زد. ما هم گفتیم باشد. بعد از محتوا و از فرم و از این جور مسائل حاد که خیلی هم حاد است سخن گفت. ما هم دوباره گفتیم باشد! باشد آقا!


۶- نهیلیسم سورئالیسم ... دست نگه دارید! من نیستم مامور مخصوص حاکم بزرگ، میتی کومان! من رفتم جلسه‌ی نقد و بررسی "مونا زنده‌دل" و این تعبیر را از حمید سهرابی شنیدم. اضافه کنید به مداخل فرهنگ‌نامه هند لطفا!

۷- نمی‌دانم این هم جزء ضرب‌المثل‌هایی است که لیلا اکرمی در صحبت‌هایش به آن استناد کرد یا نه؛ اما خب، حرف خودش بود دیگر‌: "درصدای موجی زن، فرم به خدمت محتوا درآمده است".

۸- امید بلاغتی از شیراز آمده است تا از شکل نگرفتن کاراکترها در روایت‌های مونا زنده‌دل حرف بزند. آقا، به جان تو نباشد به جان خودت، این دیگر خیلی ارسطویی به نظر می‌رسد.

۹- و در پایان، ۱۶ خاطره از سید مهدی موسوی و این جمله‌ی قصارش که دو عدد شاعر زن را قبول دارد: شیمبورسکا و مونا زنده‌دل. ( نقل به مضمون). ما هم برای آخرین بار گفتیم: باشد برادر؛ حق با شماست واقعا!

 تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 19


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۱/۲۰۰۷ ۱۲:۵۱:۳۰ ب.ظ.
عجب !!!
این جلسات هم حکایتی شده برای خودش !
شما بگویید باشد . ما هم می گوییم خیر است انشاالله برادر !

ارسال توسط: سمانه


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۲/۲۰۰۷ ۰۱:۰۷:۰۰ ق.ظ.
سلام اینجا ببخشین اونجا چه خبر بود ؟ مث اینکه این بار جذابیت خاصی داشت مرخصی استحقاقی من خورد به دوشنیه و دو روزو نیم تونستم پای تخت بمونم شرمنده خانم زنده دل عزیزو بقیه عزیزان .
یا علی

ارسال توسط: میرزایی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۵/۲۰۰۷ ۰۲:۳۶:۰۵ ق.ظ.
سلام.
من حتی با آقای موسوی هم موافق نیستم ! طنز ؟ می دانید البته که می دانید این یک کار کاملا جدی بود . منظورم طنز هاست . اینکه آقای سطوتی تصمیم بگیرند با چشم خودشان و تنها با چشم خودشان به جلسه نگاه کنند و بعد هم با همان چشم خودشان ببینند و با دهان فقط خودشان خبر برسانند که نمی شود ، کسی که وظیفه خبر رسانی دارد فکر می کنم اولین وظیفه اش بدون تعصب برخورد کردن است ...
یکجورهایی احساس کردم نقد همه به بازی گرفته شده ...
در هرحال از جلسه که راضی بودم و همین تلاشتان کافی است تا بر گردم و بر گردم

ارسال توسط: لیلا اکرمی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۵/۲۰۰۷ ۰۷:۲۰:۰۰ ق.ظ.
in alan ye matlabe tanz bood? fohsh bood? ebraze eradat bood? chi bood in aslan ?

ارسال توسط: سامره اسدزاده


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۵/۲۰۰۷ ۱۱:۲۸:۴۵ ق.ظ.
سلام خندیدم.......متن جالبی بود.اما اگر می خواهید گزارش از جلسه یی بنویسید این رسمش نیست...و اگر نقد نقدهایی است که بیان شده باز هم این رسمش نیست......آری اینگونه بود برادر.

ارسال توسط: امید بلاغتی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۵/۲۰۰۷ ۱۱:۴۶:۰۵ ق.ظ.
درضمن فکر می کنم اینگونه نقد سلبی و تکه انداختن به نقدها شاید زیبا باشد
اما متاسفانه نوعی تخریب جلسات سایت خودمان است
هرچند متاسفانه ما هنرمندان همیشه مخالفیم
بگذریم...

ارسال توسط: سید مهدی موسوی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۵/۲۰۰۷ ۱۲:۵۳:۱۰ ب.ظ.
طنز خوبی بود
هرچند تنها نگاهی سلبی و یک طرفه داشت
درضمن بنده فرموده بودم: من از شعر دو شاعر زن واقعا لذت می برم شیمبوروسکا و مونا زنده دل
که فکر کنم نقل به مضمونش هیچ جوری نمی شود آنچه علی عزیزم نوشته
درضمن علی جان من با اجازه ات برادر کسی نیستم
از همه اینها که بگذریم خوشحالم که صفحه خبرها با حضور علی رنگ و بوی تازه تر و بهتری پیدا کرده...

ارسال توسط: سید مهدی موسوی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۶/۲۰۰۷ ۰۱:۱۶:۱۷ ق.ظ.
سلام بر علی سطوتی عزیز
از اول هم می می دانستم
هر چه شما بگویید همان است
با شد آقا باشد

ارسال توسط: اسماعیل مهرانفر


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۶/۲۰۰۷ ۰۳:۱۳:۳۴ ق.ظ.
سلام و خسته نباشید ....

این خود نقدی است بر نقدهای انجام شده !! و یا گزارش جلسه ی نقد ؟!

ارسال توسط: ماندانا ابری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۷ ۰۱:۴۵:۳۳ ق.ظ.
آقای سطوتی قلعه واقعا شیرین زبانی شما جای اسفند دود کردن داره ولی فکر نمیکنم یک مثلا "گزارش جلسه ی نقد کتاب" جای مزه پرانی هایی باشه که به حد خیلی کافی و به شکل غیر مکتوب هم در "تالار فرهنگ" انجام میدین.
و فکر نمیکنم نظر شخصی شما در مورد غزل یا هر چیز دیگری که من نمیشناسم دلیل خوبی برای این جور گزارش نویسی باشه.
و البته چیزی جز نظر شخصی هم نمیتونه باعث این تفاوت در نگارش گزارش دو جلسه ی نقد توسط یک نفر باشه( با گزارش دیگری که از شما روی پیشخوان هست مقایسه شود)
امیدوارم بقیه ی کسانی که از طرف این سایت کتابشان برای نقد گذاشته میشه با چنین گزارش هایی که بیشتر از هر چیز خاصیت "خاطر منبسط کنی" داره مواجه نشن.

ارسال توسط: مونا زنده دل


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۷/۲۰۰۷ ۱۲:۳۰:۳۳ ب.ظ.
البته که ناگفته نماند عطسه بسیار فرمیک و های کلاس اقای سطوتی و همچنین تیکه هایی که در هنگام اجرای جلسه از شیرینیهای وجودشان به سمت حاضرین پرت می کردند خودش هم جای بحث زیادی دارد که حتما ایشون یادشون رفته در این خبر رسانی به سمع و نظر دوستان برسونند!!
از این به اصطلاح گذارش متعجب نشدم بلکه از نام گزارش دهنده متعجبم که خود او حضورا جلسه را به بازی گرفته بود...

ارسال توسط: یکی از حاضرین


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۹/۲۰۰۷ ۰۲:۱۴:۴۵ ق.ظ.
برای جناب سطوتی واقعا متاسفم
نوشته ایشان توهین به من خانم زنده دل و کل منتقدان و دوستان و از همه مهمتر سایت عروض است
بهتر است طنز را با مسخرگی و لودگی اشتباه نگیریم
برای خودم متاسفم کاش آنجا بودم تا لااقل از حق دوستانی که زحمت کشیده بودند و تشریف آورده بودند دفاع کنم
بهتر است آقای سطوتی کاش مشکلات شخصی اش با غزل پست مدرن را به سایت عروض نیاورد و بی طرفانه تر حرف بزند و دهانش را باز کند...

ارسال توسط: هدی قریشی شهری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۳/۲۰۰۷ ۰۶:۵۱:۲۴ ق.ظ.
سلام علی سطوتی فرهیخته
خوب به مفهوم این جمله به عنوان یک جمله ی مستقل دقت کن:
(( چرا موجودات به جای این که نباشند هستند؟))
قربانت محمد آسیابانی

ارسال توسط: محمد اسیابانی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۷/۲۰۰۷ ۰۱:۵۰:۲۰ ق.ظ.
واقعا متاسفم!!!
نه از نوشته های این بالا
ازین که فهمیدم بخش خبر سایت عروض به همچین شخصی واگذار شده است که ...
حتی آن قدر به خودشان زحمت نمی دهند با همه ی ادعایی که دارند یک نقد مکتوب بنویسند و به مزه پرانی های سر جلسه ی نقد اکتفا می کنند
و بعد هم اینجا ...
ادامه ی همان شیرین کاری ها و ...

ارسال توسط: فاطمه اختصاری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۷/۲۰۰۷ ۱۲:۴۸:۵۴ ب.ظ.
جناب سطوتی
همه کامنت ها را یکبار بخوانید
حرکت زشت شما را حتی یک نفر تایید نکرده
کمی خجالت بکشید حسادت تا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این متن طنز نیست توهین و تخریب است

ارسال توسط: حسن برزگر


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۰/۲۰۰۷ ۰۱:۵۰:۱۹ ق.ظ.
با سلام من هم به عنوان یکی از افرادی که خوانشش توسط دوست محترم مورد بیرحمی قرار گرفت اصلا خوشحال نیستم . امابه دوستان عزیز که کامنتهایشان را خواندم و باقی دوستان که کامنتها را خواندند باید بگویم که همانطوری که ما آزادانه اثر خانم زنده دل را مورد خوانش قرار میدهیم و عروض این بستر را برای ما ایجاد میکند که آن را ارئه دهیم . حالا باید بپذیریم که هر شخصی هر چند بی پایه و اساس و ضعیف نظرش را در مورد خوانش ما بدهد .
در پایان برای دوستانی که در کارشان جدیت دارند . آرزوی موفقیت میکنم .
با تشکر فراوان مهدی موسوی میرکلائی

ارسال توسط: مهدی موسوی میرکلائی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۲۲/۲۰۰۷ ۱۰:۰۰:۵۶ ق.ظ.
سلام به همه. من اولش اومدم ناراحت بشم. بعد گفتم شاید بالاخره حکمتی تو کار بوده و نباید ناراحت شد این شد که ناراحت نشدم تا ببینم حکمتش کجای کار بوده. بعد هرچی گشتم حکمتش رو پیدا نکردم و باز اومدم ناراحت بشم ذیذم اینجا یه عالمه آدم اومدن و ناراحت شدن. گفتم اگه منم ناراحت یشم که خیلی معمولیه! باید یه جور دیگه بشم. اما وقتی دیدم اونا که بیشتر ناراحت شدن همونایین که نگارنده متن مطالب بیشتری دو موردشون نوشته و با توجه به این که برای من فقط یک جمله نوشته اگه ناراحت نمی شدم دیگه معمولی نبود. پس یه کمی( اندازه همون یه جمله) ناراحت شدم. بعد به این که یکی پیدا شده که اندازه یه جمله منو ناراحت کرده کلی خندیدم! البته الان هم برای ناراحت شدن هم برای خندیدن یه سال دیره.

ارسال توسط: حمید سهرابی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۰۸/۲۰۰۷ ۱۰:۵۰:۱۹ ق.ظ.
یه پیشنهاد دارم
نه به نویسنده ی به قولی باسوات ما
بلکه به بچه های عروض_چند وقت بود یه کار خوب توی این شعر انجام نشده بود.
حالا کع کارتون داشت خوب پیش میرفت
بوی بدی از توضیحات جلسه نقد این دوست شفیق ما در اومد
همه حاظرین هم میدونستن که بسیاری از این موضوعات نقد رو خود این آقا با سوالات احمقانشون راه انداختن
امیدوارم مرد شی؟نه اینکه بخوای با خراب کردن بقیه بری بالا
الان فقط خدتو خراب نمودید

ارسال توسط: علی امینی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۳۱/۲۰۰۸ ۱۰:۴۲:۲۶ ق.ظ.
سلام
تا حالا گزارش به این بی مایگی نخونده بودم
صد رحمت به گزارش های رادیو تلویزیون.

ارسال توسط: حامد خداوردیان


 نوشته‌های مرتبط: