» »
 محمدحسن نجفی » ترجمه ِ شبانه (۵)

محمدحسن نجفیمتن کوتاه و به ظاهر ساده‌ی کامینز (e. e. cummings) به این دلیل غیرقابل ترجمه - تبدیل - است که در مکانی واحد و یگانه، امکان‌هایی متعدد و چندگانه را برمی‌سازد. این حجم نشانه‌ای و دلالی را طبعا نمی‌توان با واژگانی که صرفا معادل آن مکان‌های لغوی هستند، به کسانی دیگر از زبانی و فرهنگی و کشوری دیگر انتقال داد. دو کار، در چنین مواقعی، از دست ما بر می‌آید: ۱) توضیح آن امکان‌ها و آن حجم دلالی و معنایی در قالب مقاله و مقدمه و شرح و تفسیر؛ ۲) ارائه‌ی ترجمه‌های گوناگون در برابر متن اصلی.
اما از آن‌جا که کار دوم معمولا مشکل و اغلب محال است، گویی چاره‌ای جز انتخاب راه اول نیست. کاری که متاسفانه در حافظه‌ی ادبی ما به‌ندرت انجام گرفته و به‌همین علت هم حافظه‌ی انسان فارسی‌زبان، و از آن شرم‌آورتر، حافظه‌ی اکثر شاعران و منتقدان و ادبیات‌خوان‌های فارسی‌زبان از آن خالی مانده است. بخش مهمی از ادبیات جهان در زمره‌ی تعریفی زبان‌محور از ادبیات نوشتار و متن قرار می‌گیرد. دست‌کم، استثناهایی از اعصار و آثار گذشته را که بگذاریم کنار، بسیاری از متن‌های صدسال اخیر ادبیات جهان - از جویس و گرترود استاین و بکت بگیر تا چالرز اولسن (Charls Olson)، زوکوفسکی (Zukovski)، و جنبش‌هایی نظیر دادائیسم (Dadaism)، فتوریسم(Futurism) ، لتریسم(Letterism) و جریان بسیار مهم و متاسفانه بسیار کم معرفی و ترجمه شده به فارسی L=A=N=G=U=A=G=E (ز= ب = ا = ن) - براساس چنان تعریفی از مقوله‌ی ادبیات و نوشتار و متن، یعنی براساس بازی زبانی - در مقابل بستگی زبانی - شکل گرفته‌اند. خب... تبدیل این متن‌ها اساسا امری‌ست محال که تنها در یک قالب و با یک هدف توجیه‌پذیر خواهد بود: ارائه‌ی ترجمه - همراه متن اصلی - برای نشان‌دادن ترجمه‌ناپذیری متن اصلی و تفاوت هستی‌شناسیک متن و ترجمه.
نشان‌دادن همین تفاوت است که وظیفه‌ی اول و آخر هر مترجمی‌ست. توهم ترجمه، بد مضحکه‌ای‌ست، مضحکه‌ای که در آن تنها مترجم و متن‌اش به سخره‌ی متن ِ نویسنده گرفته می‌شوند.
تصوّر کنید شعر ای. ای. کمینز (e. e. cummings) را کسی ترجمه کند و با جدّیت هم ترجمه کند، یا جویس (Joyse) را! در این موارد تنها می‌تواند، مترجم، به نمایش همان تفاوت و فاصله‌ی ماهوی بین متن اصلی - که خود ترجمه‌ای‌ست از متن اصلی‌یی به‌نام زبان - و متن ترجمه که در واقع مدّعی همسانی و همان‌گویی با متن مبدأ است، دل خوش کند. آخرین اثر جویس، Finnegan 's Wake، که در ترجمه‌ناپذیری به مراتب کله‌شق‌تر از Ulysses است، بر مبنای ترکیب چند زبان و فرهنگ - اتحاد دوباره‌ی ابنای بشر - و همچنین بر مبنای تخریب یک زبان و فرهنگ - انشقاق روانی فرد - تکوین یافته است. تبدیل و معادل‌سازی چنین متنی محال و اساسا مضحک و اصلا بی‌دلیل است. چه اصراری داریم که یک متن را به چیزی یکسره دیگر تبدیل کنیم؟ آیا فیلم‌های لینچ، برگمان، گودار، تارکوفسکی، و امثالهم را هم به چیزی دیگر تبدیل می‌کنیم؟ متن‌های ترجمه‌ناپذیر را نیز باید با همان تصاویر و سکانس‌های اوریژینال‌شان دید و فهمید.

 تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 0


 نوشته‌های مرتبط: