»
 نقد کتاب "بیهوده‌گی‌های یک قاب"

بیهوده‌گی‌های یک قاب







دانلود کتاب "بیهوده‌گی‌های یک قاب"

بیهوده‌گی‌های یک قاب بیهوده‌گی‌های یک قاب

ششمین جلسه از جلسات ماهانه نقد و بررسی کتاب گلستان به کتاب "بیهوده‌گی‌های یک قاب" مجموعه داستان‌های کوتاه شعبان بالاخیلی اختصاص یافت. مراسم در فضای خنک و پاییزی شب چهارشنبه ۲۵مهر در خانه فرهنگ الغدیر برگزار شد. نویسندگان و شاعران متعددی از استان‌های مازندران و گلستان در این مراسم حضور داشتند.

در ابتدای جلسه شعبان بالاخیلی سه داستان از مجموعه‌اش را خواند و سپس نوبت به ارائه نقد مکتوب از طرف منتقدانی رسید که این مجموعه را از چشم گذرانده بودند.

در ابتدا سارا سعیدی داستان‌نویس و منتقد، از نوعی بی‌نظمی و ایجاد فضای مرگ و خودکشی در کل مجموعه انتقاد کرد. سپس با ریزتر شدن در این موضوع اضافه کرد که در هم تنیده گی‌های گاها ضعیف و عدم انتخاب درست بین تمایلات نویسنده باعث شده است که نویسنده به این بی‌نظمی برسد. سعیدی داستان «باورم نمی‌شود» را حاصل همین بی‌نظمی‌ها دانست و داستان «هفت» را تلاشی برای ایجاد یک روایت بصورت خطوط موازی خواند. ایجاد رنگ و شخصیت‌های رنگی نیز نکته‌ی دیگری بود که سعیدی به آن اشاره کرد و گفت: در "سرخ مایل به قهوه‌ای" نویسنده با ایجاد حس‌آمیزی در رنگ سعی در ایجاد تردید در سوژه نموده است که در حد همان حرکت‌های اولیه باقی مانده است و مثال بعدی از عبارت «آدم‌های بنفش» در داستان «ضلع چهارم...» می‌توان نام برد. در پایان سارا سعیدی به وسوسه پایان‌بندی در داستان و رو کردن چشم‌بندی در آخر داستان‌ها و عدم تغییر زاویه اشاره کرد.

احمد خاندوزی نفر بعدی بود که پشت میز نقد قرار گرفت و نسل خود و نویسنده را یک نسل مأیوس و سرخورده نامید و از بی‌ماجرایی نسلی که ترجیح می‌دهد گربه بماند سخن گفت. او در مورد متن اضافه کرد: نویسنده به عنوان یک شاعر سعی در ایجاد یک نوع داستان کرده است و تصادف نقش عمده‌ای در داستان‌های مجموعه داشته است و نویسنده در این مجموعه سعی در دادن اطلاعات نمی‌کند.

عیسی آزاد نیز به شگرد تکرار در داستان‌های «بیهوده‌گی‌های یک قاب» اشاراتی کرد.

بخش اول جلسه با پذیرایی مختصر و استراحت کوتاه به بخش دوم که ارائه نقدهای شفاهی بود رسید. در این بخش مجری برنامه از شعبان بالا خیلی خواست که در یک صندلی پشت میز نقد قرار بگیرد و منتقدان شفاهی نیز در کنار او به نقد داستان‌ها بپردازند تا زمینه دیالوگ هم فراهم شود.

بیهوده‌گی‌های یک قاب بیهوده‌گی‌های یک قاب

بهنام کیانی بعنوان اولین منتقد شفاهی از صفات نوشتار خلاق که حاصل زبان نخبه و منطق ِِ بازی بود شروع کرد و ادامه داد که نوشتن، فرایندی از این دو گونه را طی می‌کند. سپس به عدم استفاده از استراتژی مناسب از ویرگول، سه‌نقطه، فاصله و تعریف یک رابطه ریاضی برای اینکار و خلق نشدن بازی انتقاد کرد.

جواد حاتم‌نژاد، به عدم وجود در پی‌رنگ در داستان‌ها و موسیقی و شخصیت‌پردازی‌های ناقص اشاره کرد و حیطه روشنفکری را از خصایص داستان‌های این مجموعه دانست.

فرشید مصدق نویسنده پیش‌کسوت تئاتر، واژگان محدود را از ضعف‌های داستان‌ها و تصویرسازی‌های نسبتا قوی را از نکته‌های مثبت این مجموعه دانست و از هم حسی خود با داستان اول آغازین این مجموعه و زنده شدن خاطرات خویش بعد از برگشت، پس از ۱۸ سال به گرگان سخن گفت.

آقای روحی نیز به "نرسیدن به یک زبان مناسب" بسنده کرد.

نیما صفار به عنوان آخرین فرد اظهارنظرهای متعددی درباره‌ی مجموعه کرد:
از عنوان این مجموعه که هم بیهوده‌گی و هم قاب در ادبیات رسمی تعریف شده‌اند و چیز جدیدی از لحاظ عنوان اضافه نشده شروع و ادامه داد "نکات بارز این اثر فحوای اعتراضی و تکنیک انسان‌نمایی است که به صورت کنایه خودشان را نشان می‌دهند". توصیفات وام‌گرفته، عدم دِژانره‌کردن اثر، شیفتگی ِ یک مود و اوج دادن آن مود را جز خصوصیات اثر دانست. اکثر داستان‌های این مجموعه را معطوف به ادبیات نامید و از "تبصره ۵ داستان‌هایم" به عنوان نقطه‌ی درخشان‌تر این مجموعه و حرکت جدیدتر نسبت به بقیه تعریف نمود.

بیهوده‌گی‌های یک قاب

از دیگر حاضرین در این جلسه می‌توان به: تیرداد راد، سپیده گیلاسیان، فاطمه بزی، میثم ریاحی، یحیا شعبانی، مصطفی تیرگر، عباس فرهادی وسید مهدی جلیلی اشاره کرد. این مراسم با کلمه‌ی "خداحافظ" شعبان بالاخیلی حدود ساعت ۱۰ شب به پایان رسید.

 تاریخ انتشار: ۸ آذر ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 3


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۲۴/۲۰۰۷ ۱۲:۰۴:۲۷ ب.ظ.
چه فردای بزرگی!

ارسال توسط: آبجی...


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۲۷/۲۰۰۷ ۰۸:۵۲:۵۰ ق.ظ.
pirooz bash o piroozi kon ...

ارسال توسط: تیرداد


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۵ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۲۹/۲۰۰۷ ۰۶:۱۱:۵۹ ق.ظ.
و زیر آن بانیان سبز تنومند چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد
وسیع باش و تنها سر به زیر و سخت !(سهراب )
مهرنوش و مژده

ارسال توسط: مهر نوش


 نوشته‌های مرتبط: