»
 الهام ملک‌پور » ویژه‌نامه » این یک علامت است

الهام ملک‌پوراین یک علامت است
واکنش اضطراری و طرز تهیه‌ی آن
الهام ملک‌پور

صفر)
اعدادی که در پی این شماره می‌آیند گویا در پی خلق ضرورت گفتمانی خود هستند؛ پیش‌آمدی که دست داده است تا آن‌ها دست به شرح و تبیین مشروعیت‌ساز و کار خود در این بافت کلان سوژگانی بزنند. پتانسیل اجزای مهلک در حیطه‌ی سازگاری با هیئت برساخته، امکان اجتماع این مفاهیم را به سود گفتمان حاضر میسر می‌سازد.
امید است که چونین باشد.

یک)
وگنر، در کتابی که در سال یک هزار و نهصد و پانزده منتشر کرد. اصول عقاید خود را تشریح کرده است. او معتقد به وجود قاره‌ای عظیم به نام پانگه‌آ (به معنای همه‌ی خشکی‌ها) است که در حدود دویست میلیون سال پیش، شروع به قطعه قطعه شدن کرد و درنهایت - تا به این زمان - قاره‌های امروزی را به وجود آورد.
امروز ما می‌باید یقین داشته باشیم که قاره‌ی پانگه‌آ در حدود همان دویست میلیون سال پیش وجود داشته است. این قاره چند میلیون سال پس از آن مبدل به دو قاره‌ی بزرگ لورازیا (Laurasia) و گندوانا (Gondwana) شد که اولی بعدها آمریکای شمالی، گرینلند و بیشتر نواحی آسیا و اروپای امروزی را تشکیل داد و گندوانا آمریکای جنوبی، آفریقا، قطب جنوب، هندوستان و استرالیای کنونی را شامل می‌شده است. مساحت این دو قاره تقریبن مساوی بوده است. شواهد زیستی و زمین‌شناختی زیادی مبنی بر جدا شدن این دو قاره از هم وجود دارد.
در آن زمان نه بسیار دور، دریایی به نام تتیس (Tethys) گندوانا و لورازیا را از هم جدا می‌کرده است که از آن دریای باستانی اکنون دریاهای مدیترانه، مازندران و سیاه بازمانده‌اند.
پس از این جدایی، زمانی پس از آن بود که آمریکای جنوبی و آفریقا هم به صورت یک قطعه‌ی واحد از گندوانا جدا شدند. و بعدها با پدید آمدن اقیانوس اطلس جنوبی، این دو قاره نیز از یکدیگر جدا شدند. در حدود شصت و پنج میلیون سال پیش از ما اقیانوس اطلس توسعه‌ی بیشتری به سمت شمال یافت؛ استرالیا از قطب جنوب جدا شد و هندوستان نیز شروع به حرکت به سوی شمال کرد و خواست تا به آسیا بپیوندد.
و هم چونان نیز کما فی‌السابق

دو)
وقتی کسی در جست‌وجوی چیزی است و مثلن در محل معینی زمین را می‌کاود، با این کار نشان می‌دهد که باور دارد چیزی که می‌جوید در آن‌جاست.

سه)
آن زمان که صحبت از اشیاء چهاربعدی به میان می‌آید شخص غیر ریاضی‌دان به لرزی مرموز دچار می‌شود که بی‌شباهت به احساسی که از علوم خفیه دست می‌دهد نیست و با این‌حال هیچ گفته‌ای پیش پا افتاده‌تر از این نیست که دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم یک پیوستار فضا-زمانی چهاربعدی است.
فضا پیوستاری سه‌بعدی است. مقصود این که مکان هر نقطه‌ی (ساکن) را می‌توان با سه عدد (مختصات) x, y, z توصیف کرد و در همسایگی این نقطه، تعداد بی‌شماری نقطه‌ی دیگر وجود دارد که مکان آن‌ها را می‌توان با مختصاتی چون x۱. y۱. z۱ توصیف کرد و آن‌ها را ممکن است هرقدر که بخواهیم نزدیک به مقادیر مختصات x, y, z نقطه‌ی اولیه اختیار کرد. به اعتبار این خاصیت اخیر است که از یک «پیوستار» صحبت به میان می‌آید؛ و چون سه مختص وجود دارد این پیوستار را سه‌بعدی می‌نامیم.
به همین ترتیب است که دنیای پدیده‌های فیزیکی را که مینکوفسکی آن را به اختصار «دنیا» نامید، به صورت طبیعی از نظر فضا-زمان، چهاربعدی است. زیرا این دنیا متشکل از رویدادهایی منفرد است که هر یک از آن‌ها با چهار عدد، یعنی سه مختص فضایی x, y, z و یک مختص زمانی، که مقدار زمان t باشد، توصیف می‌شود. «دنیا» به این مفهوم یک پیوستار است. زیرا برای هر رویداد، به هر تعداد که بخواهیم رویداد «همسایه» (تحقق یافته یا دست کم قابل تصور) وجود دارد که مختصاتx۱, y۱, z۱,t۱ آن‌ها با مختصات x, y, z, t رویداد اولیه تفاوت بی‌نهایت کوچکی دارد. دلیل این که عادت نداریم دنیا را به این معنی پیوستاری چهاربعدی به شمار آوریم آن است که پیش از پیدایش نظریه‌ی نسبیت، زمان در مقایسه با مختصات فضایی وظیفه‌ای دیگر و نقشی مستقل‌تر در فیزیک داشت. به همین دلیل عادت داشتیم که بنا بر مکانیک کلاسیک زمان مطلق است؛ یعنی مستقل از مکان و وضع حرکت دستگاه مختصات است. این مطلب را آخرین معادله‌ی تبدیل گالیله‌ای (t'=t) بیان می‌کند.

چهار)
روزگاری در آلمان دو برادر دو قلو می‌زیستند. یکی از آن‌ها درها را با دست راستش باز می‌کرد، و دیگری آن‌ها را با دست چپش می‌بست.

پنج)
چه چیزی به ما حق می‌دهد که از برتری دستگاه‌های ماندی (Inertlal System) نسبت به کلیه‌ی دستگاه‌های مختصات دیگر یعنی از مزیتی که ظاهرن تجربه نیز آن را تایید کرده است صرف نظر کنیم؟
چه چیزی به ما حق می‌دهد؟
ضعف اصل ماند در این است که گرفتار استدلال دوری است: یک جرم در صورتی بدون شتاب حرکت می‌کند که به اندازه‌ی کافی از اجسام دیگر دور باشد؛ و تنها در صورتی یقین داریم که به اندازه‌ی کافی از اجسام دیگر فاصله دارد که حرکت آن بی‌شتاب باشد. آیا هیچ دستگاه ماندی‌ای برای منطقه‌ی گسترده‌ای از پیوستار فضا-زمان یا به راستی برای تمامی جهان وجود دارد؟

شش)
وقتی که کسی خودش را از بالای برج ایفل پرت می‌کند، حتمن احساسی شبیه به من دارد. دلش می‌خواهد توی هوا بایستد.

هفت)
مثانه‌ی یک فرد بالغ گنجایشی بالغ بر چهارصد سی سی دارد. ورودی مثانه دارای دو جداره است. یک جداره‌ی اتوماتیک که آن زمان که حجم مثانه به صد و پنجاه سی سی رسید باز می‌شود و دومین جداره، فعالیتی ارادی دارد که در فرد بزرگ‌سال تکامل یافته است و این جداره اگرچه پیام را به سیستم عصبی می‌رساند ولی به رغم گشوده‌شدن جداره‌ی نخست، از تخلیه‌ی مثانه جلو گیری می‌کند.
تا زمان آن فرا برسد.

هشت)
اما آیا وجودی که دری را می‌گشاید، همان وجودی‌ست که در را می‌بندد؟
و درها به روی چه و به سمت چه گشوده می‌شوند؟ آیا آن‌ها بر جهان آدمیان گشوده می‌شوند یا بر جهان تنهایی

نه)
من با یک فیلسوف در حیاط نشسته‌ام؛ او با اشاره به درختی که در نزدیکی ماست مکرر می‌گوید «می‌دانم که این یک درخت است». شخص ثالثی وارد می‌شود و این را می‌شنود؛ و من به او می‌گویم: «این آدم دیوانه نیست، ما فقط تفلسف می‌کنیم.»

ده)
دوستان عزیز!
این بازی ارزش خود را در عمل نشان می‌دهد. این ممکن است علت به اجرا درآمدن آن باشد، اما دلیل نیست.

یازده)
الکترونگاتیوی (Electronegativity) میزان توانایی نسبی یک اتم در یک مولکول برای جذب الکترون به خود.

دوازده)
اما آیا لازم است که در پی «خطری» غیر از خطر نگارش، خطر بیان خویشتن، باشیم؟ آیا شاعر زبان را در خطر قرار نمی‌دهد؟ آیا کلمات او خطرناک نیستند؟
پدیدارشناسی تخیل شاعرانه، به ما اجازه می‌دهد که وجود انسان را در مقام وجود یک پوسته کشف کنیم. پوسته‌ای که هر امری را از امر دیگر جدا می‌سازد.

سیزده)
یافتن نقطه‌ی آغاز بسیار دشوار است. یا بهتر: آغاز کردن از نقطه‌ی آغاز دشوار است. و سعی نکردن برای عقب‌تر رفتن.

چهارده)
پوشیده در سیاهی، عین حشرات
شکننده چون عتیقه‌ای سفالین.
یک آن شاید بلغزد و بشکند.

پیرزنان به این‌جا پناه می‌برند.
تا بر سر سنگ‌ها، یا ایوان آفتاب بگیرند.
به پای دیوار تن می‌کشند
که سنگ‌هایش، اندکی گرما را ذخیره دارد
. . .

پانزده)
تشکر می‌کنم از دوستان عزیزم آلبرت، سیلویا، وگنر، مینکوفسکی، ماند، ویتگنشتاین، شار، احسان، و البته گاستون باشلار.

 تاریخ انتشار: ۴ دی ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 2


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۴۷ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۲۷/۲۰۰۷ ۰۸:۴۱:۵۲ ق.ظ.
می خونم

ارسال توسط: سوده نگین تاج


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۴۷ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۷/۲۰۰۸ ۰۹:۱۶:۰۴ ق.ظ.
خوب بودعزیزم

ارسال توسط: نامشخص