»
 بهنام کیانی » یک داستان » آشنایی با شیرهای سفید:

بهنام کیانیسه‌تا سفید بودند توی بیشه، سفیدترین‌شان سه‌تا بودند نشسته به نظاره‌ی اطراف، حوالی ِ برکه، ما گورخر بودیم. آب می‌خوردیم در کمند نگاه آن سه شیر سفید غزالانی اسیر، گریزی نبود، حرکت مرگ می‌آفرید، سکون محاصره را تنگ‌تر می‌کرد.
عکس از شکار شیرهای سفید بود. ما از این عکس تن می‌زدیم. عاقبت یکی که از همه فرزتر بود عقوبت را به جان خرید. تمرین گریز می‌کرد. صید که شود نگاتیو عکس خاهد بود.

 تاریخ انتشار: ۹ بهمن ۱۳۸۶