»
 محمد محمدی (آشور) » یک شعر » گیرم اگر هوا

محمد محمدیگیرم اگر هوا

اگر هوا گرم باشد
کنار تو می‌مانم
اگر نه
پتویی دور خودم
و می‌پیچم به سمت کسی که
زیر خورشیدهای دیگری
آفتاب‌های دیگری گرفته است

حالا تو فرض کن سراغ کسی را
و دست کسی را گرفته‌ام
این عاشقانه از تو بعید است!
لابد بادهای دیگری برای وزیدن هست!

باران که هیچ
سنگ هم که ببارد
سرشکسته نباشی!
این را که گفت؟
ما که نبودیم!‌
با من نبوده‌اید... درست است!
امّا زمین که سُر می‌خورد از زیر پای من
یعنی:
چترها سفید
کلاغ‌ها سفید شده‌اند
سفیدها... سفیدی‌ها
سیاه‌ها... سیاهی‌ها
... طلایی‌ها
خاکسترها...


«خاکستر!!!»
می‌شد کنار آتشی نشست
و دست کسی را
- گیرم تو هم که نباشی - گرفت یا
شب که بیاید تب
فرضاً هوا...
پتوی دور خودم را
دور خودت و من... «نه!
این کار نه از تو بعید است!»
لابد راه دیگری برای زمستان... کنار تو ماندن... پتوی دور خودم را، سراغ کسی یا، باران که هیچ، ما که نبودیم، رنگ‌ها... و فکرهای دَرهم و بَرهم هست!

 تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 6


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۹/۲۰۰۸ ۰۵:۲۱:۴۳ ق.ظ.
فضاسازی خیلی خوبی داشت آشور جان
مثل همیشه از خواندن شعرت لذت بردم
بیش تر بخوانیمت!!!

ارسال توسط: سیامک سیامی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۴/۲۰۰۸ ۰۷:۵۱:۰۰ ق.ظ.
ام زمین که سرمی خورد از زیر پای من/یعنی چترها سپید/ کلاغ ها سپید شدده اند
زیبا بود شاعر

ارسال توسط: حیدربیگی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۲۱/۲۰۰۸ ۰۵:۲۲:۳۹ ق.ظ.
باز هم لذت بردم...
مانند همیشه

ارسال توسط: محمد رضایی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۲۵/۲۰۰۸ ۰۲:۱۳:۵۵ ق.ظ.
آشور جان پس کتاب جدیدت چی شد؟

ارسال توسط: رضا جمالی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۸/۲۰۰۹ ۰۱:۰۰:۲۱ ق.ظ.
سلام
شادم از اینکه چنین هنرمندی را می شناسم.
ممنونم از تمام کمک هایی که تابحال از من دریغ نکردی
خواهرت
جاثی

ارسال توسط: جاثیه


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۰۱/۲۰۰۹ ۰۶:۵۸:۳۲ ق.ظ.
...
اگر نه
پتویی دور خودم
و می‌پیچم به سمت کسی که
....
محمد جان لذت بردم...

ارسال توسط: حجت