»
 شهرام محمدی (آذرخش) » یک شعر » یک ‎ربع دیگر، پشت پرچین، لحظه‎‌ی‎ دیدار

یک ‎ربع دیگر، پشت پرچین، لحظه‎‌ی‎ دیدار
کفش سفید راحتی، پیراهن گل‎دار

شاید بیاید از همین‎ ور، با همان لبخند
شاید که من دستی بلرزانم بر این گیتار

من یاس‌ها را می‎‌شناسم، هیچ یاسی نیست
کاین گونه عطرش را بپاشد بر تن دیوار

با گیسوانش، خواب خیس ابرها در دشت
یا نه، غباری زرد در آغوش گندم‎زار

او با صدای کفش‌هایش پشت آلاچیق
می‌آید و پر می‎کشند آن دسته‎های سار

من با همین گیتار، مثل کولیان دشت
بسیار نام عطریش را خوانده‎ام، بسیار

شب‌های موج یاس‌ها در غرفه‎های خواب
شب‌های چشم باغ‌ها در خواب و من بیدار

دلتنگ، پشت شاخه‎های بید، چون مجنون
سرمست، در پس‎ کوچه‎های عشق، چون عطّار

چون قطره اشکی تا شوم بر گردنش آویز
چون لکه ابری تا شوم بر شانه‌اش آوار

یک‎ ربع دیگر، در میان جاده، سرخ و سبز
رقص گل پیراهنش در لحظه‎‌ی دیدار

 تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 10


سلام
لذت بردم.با تو، به کوه وکمر ، به دریا ودر سفر کردم مازندران را درگل یاس نظر کردم. با خواندن شعرت نفسم را معطر کردم. قلمت جاویدان.

ارسال توسط: توران ، ساروی


سلام، دوست عزیز
یاد آن روزهای سرد مهاباد به خیر ، دلتنگ دیدارت هستم.

ارسال توسط: حمید مکارم


پر از احساس بود

ارسال توسط: پریسا نظری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۰/۲۰۰۸ ۱۱:۰۰:۵۱ ق.ظ.
زیبا بود
ولی به نظر می رسد"آن" در مصرع:
می آید و پر می کشند آن دسته های سار
از به تنگنا در آمدن شاعر برای تنظیم قافیه ناشی شده است

ارسال توسط: الهام خضرایی منش


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۵/۲۰۰۸ ۰۱:۴۵:۳۴ ق.ظ.
شعر زیبا و پر احساسی بود ، در کارتان موفق باشید

ارسال توسط: yekta rasa


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۱/۲۰۰۸ ۱۱:۵۷:۳۸ ق.ظ.
کار خوبی بود. بیتهای ابتدایی از بیتهای انتهایی بهتر بود. به نظر من شاه بیت غزل بیت با ردیف عطار بود.

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۶/۲۰۰۸ ۱۱:۳۸:۴۹ ق.ظ.
مدت مدیدی است بدنبال مجموعه شعر شاعر به نام «حوض پر از ماه بود من پر الله» هستم.اگر از میان دوستان کسی در اصفهان و یا تهران از محل تهیه کتاب فوق اطلاعی دارد مستدعیست راهنمایی فرماید.

ارسال توسط: جلال


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۸/۲۰۰۸ ۰۲:۲۷:۲۸ ق.ظ.
لذت بردم. یاد مجموعه شعر «حوض پر از ماه بود، من پر الله » برایم زنده شد.
کاش این کتاب هم در اینجا منتشر شود.

ارسال توسط: مهرداد مهرجو


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۰۵/۲۰۰۹ ۰۸:۱۷:۵۴ ق.ظ.
فوق العاده پیش پا افتاده بود. ادبیات یک سرزمین در حال انحطاط، اساساً نمی تواند نشانگر چیزی جز آن انحطاط باشد. آن هم نه به این معنی که مفهوم و حس ویرانی به خوبی در شعر نمایش داده شوند. بلکه به این معنی که شعر نه حرف تازه ای دارد، نه ساختار تازه، نه حس تازه ای و هر آنچه مکرر است را به نحوی ملال آور و خالی از ذوق بیان می کند... و این یعنی انحطاط ...

ارسال توسط: سپاس آذربرزین مهر


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۱۲/۲۰۰۹ ۰۱:۰۶:۳۵ ق.ظ.
آبکی و سطحی . یادآوری حسی کلیشه ای . گویا شاعر جوان است و هنوز خام

ارسال توسط: آزاده