»
 علی دباغیان نظامی » یک داستان » زنجیر

علی دباغیان نظامیتو کجایی؟ من توکوچه‌ام. یه جایی نزدیک اون درخته. اون درخت بلنده که اسممو روش نوشتی. نوشتی دوست دارم. یه دل گنده کشیدی یه دل تیرخورده. کجایی؟ من دارم می‌میرم. دارم دق می‌کنم. بس که تنهام. بس که دیرشده. من خونی‌ام. صدای تیر میاد. این همون کوچه قدیمیه‌اس. یه کافه بود؟ دزدکی آبجو می‌فروخت؟ یه دختردهاتی توش بود؟ سربازا می‌بردنش؟ بعد دوست من شد دهنش بو می‌داد؟ من خونی‌ام. منو زدند. سربازا زدند. من کراک نداشتم. کراکا پیش بچه‌های گاراژ بود. ریختن اونجا. من سیگاری داشتم فرار کردم منو زدند. یکی اینجا. اینجای رانم. دخترتیفوسی‌های فلکه مرکزی جیغ می‌زدن. زهره کلانترو شناختم. حیوونی هی جیغ می‌زد: - کمک میخای رضا؟ بیام باهات؟. درنرو می‌میری. دررفتم. پیچیدم تو محله. بچه‌محله‌های قدونیم‌قد دنبالم می‌دویدن: - خونو... داره خون میاد. زنه از رو تراس داد می‌زد: - نرین باهاش کی زده؟ لاتای دم حمام قدیمی متوجه شدند. دنبالم اومدن: - خلافت چی بود؟ - تو رضایی؟ رضا جیپسی‌کینگ؟ کجایی؟ من دارم میرم. سوی چشام کم شده. صدا میاد. صدای زنا. دارن جیغ می‌زنن. اما صدای تو نمیاد. - داره می‌میره. یکی ببرش دکتر. - منو ببرین دکتر دکتر دکتر دک این همون سگه‌اس. با چشای معصوم. تو دهات ما؟ پونزه سال پیش؟ آره خودشه! زنجیره! زنجیر اومد. می‌دونستم میاد هنوز زخمه. راسته‌ی دنده‌هاش زخم چوبای بچه‌محله‌هاس. زنجیر آومد. هل وهل می‌زنه. - زنجیر! تو که مرده بودی. سم‌ات داده بودن؟ یادت هست؟ پونزه سال پیش یحیا بهت سم داد؟ تو که مردی؟ اینجا؟ تواین غربت! تو این بگیربگیر؟ زنجیر منو لیس زد. زخمامو! منم زنجیرو لیس زدم. کجام الان؟ این ننه‌مه. ننه! قربونت برم. کجایی مومن؟ ننه ساکته. چراحرف نمی‌زنه؟ بابا! باباجون! سلام! تیپ زدین شیطونا؟! این همه سال کجا بودین بی‌معرفتا؟ - برگرد تورو خدا برگرد.


آذر ۲۰۰۷

 تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 2


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۲/۲۰۰۸ ۱۲:۴۹:۵۸ ب.ظ.
منم پونزه سالمه

ارسال توسط: ه ا ش م


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۲/۲۰۰۸ ۱۲:۵۲:۱۲ ب.ظ.
داستانت خوب بود در ضمن منم پونزه سالمه

ارسال توسط: ه ا ش م