»
 سیدرضا محمدی » یک شعر » آنگاه در لباس گل از جو در آمدی

سیدرضا محمدیآنگاه در لباس گل از جو در آمدی
شب بود پس به هیات شب‌بو در آمدی

می‌خواستی بپیچی گل کافیت نبود
با باد صبحدم به تکاپو در آمدی

آهویی آمد آب بنوشد تو را گرفت
با عطر خویش در تن آهو در آمدی

پس دشت دشت دشت گذشتی و ظهر با،
آب از رگان مرده‌ی آهو در آمدی

من سنگ بودم آب که آمد مرا گرفت
با جان من به شکل پرستو در آمدی

در آسمان - گرفت کسی مان شکار کرد
ابری دهان گشود و تو آن تو در آمدی

من بر زمین چکیدم و تو سال‌ها گذشت
تا با هجوم مه به هیاهو در آمدی

عصری مهت نشاند دوباره به کتف من
با دست رشد کردی با مو در آمدی

وقت غروب باز من و تو جدا شدیم
با جنگل مبارک گردو در آمدی

با شاخ و برگ درد شدی درد سر شدی
با میوه‌ات به شیشه‌ی دارو در آمدی

شب شد، درخت ماندی نه مه شدی نه ماه
نه در لباس یک گل شب‌بو در آمدی

 تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 10


باسپاس .ماه بودی وخور گشتهای شه بودهای وگرفتار گشتهای

ارسال توسط: said.hakimian


سلام ...
با این که وبلاک ها در بلخ یا هر جای دیگر جای تعریف های بی جای شده است اما نباید حق این شعر را نادیده گرفت به راستی که شعر یعنی خود شعر
عالی بود عالی

ارسال توسط: مهدی سرباز


سلام سیدرضا .امیدوارم روزگار سبز وشادی داشته باشی ..کم وبیش اثارت را در سایتها می خوانم ..تو هنوز سراسر شور وحرارتی وبه گمانم هنوز نوع خواندنت همانطور است اتشین وباحرارت بااشعاری که ادم را مست وگیج می کند ... هنوز بین بر وبچ شاعر اسم تو ویاد تو ذکر میشه وما باخاطراتی که ازتو عزیز داریم حضورترا لمس می کنیم ..ادرس وایمیلیت را بر ایمان بفرست ... شاد زی ...

ارسال توسط: مینا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۵/۲۰۰۸ ۰۷:۳۰:۲۵ ق.ظ.
غزل سید رضا محمدی اگرچه غیر ایرانیست اما به عقیده ی من به لحاظ خدمت به زبان پارسی دنیادنیا تاثبرگذار بوده این شعر و شاعرش.محمدی را بسیاری اگر نشناسند با توجه به هجرت و عزیمت نا به هنگامش به انگلستان برای شاعرانی که در دهه ی هشتاد تازه شاعری می کنند نامیست گم اما زبانی که بعضن در دست این نو شاعران استفاده میشود گوشه های و پرده های متجلی شده از شعر سیر رضاست.او که از یاران صمیمی و قدیمی من است و امروز

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۱۱/۲۰۰۸ ۰۷:۴۹:۵۸ ق.ظ.
سلام دست عزیز اقای سید رضا محمدی جای افتخار است
که وقتی اسم جناب عالی را در گوگل می نویسیم لیستی ازاسم شما ظاهر می گرد وبه عنوان یکی ازشعرای افغانستان عزیز هستید
گرچه شما بنده را به خاطر نمی آورید اما بیده شمارا دوست دارم موفق باشید ( محمد شفق)

ارسال توسط: محمد شفق


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۲۶/۲۰۰۸ ۱۱:۳۲:۴۱ ق.ظ.
سلام سید.چند سالی است که ندیدمت.دلتنگ و مشتاق دیدنت هستم

ارسال توسط: طباطبایی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۱۳/۲۰۰۸ ۰۲:۰۶:۴۵ ق.ظ.
سلام
خیلی زیبا بود.

ارسال توسط: توانا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۲۰/۲۰۰۹ ۰۵:۵۷:۳۷ ق.ظ.
سلام سید رضا . حالت خاصه ؟
باهات کار دارم . اگر می تونی بهم ایمیل کن . یه کاری دارم در ولایت بریتیش . دکتر .

ارسال توسط: کرامت یزدانی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۳/۰۳/۲۰۰۹ ۰۴:۰۱:۲۴ ق.ظ.
سلام بر سید رضا و محمد شفق.
شعرهایت خیلی جالبند. موفق باشی.

ارسال توسط: حسین فلاح


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۱۹/۲۰۰۹ ۱۰:۳۴:۲۸ ق.ظ.
آقای محمدی امیدوارم موفق باشید... این را بخاطر این میگویم که ما به وجود کسانی چون شما نیاز داریم... یک جوانی که از بی حویتی خود سخت دلتنک است برای شما نوشته... و به وجود کسانی چون شما چشم دارد... این را کسانی که مانند من در افغانستان نیستند بیشتر درک میکند

ارسال توسط: علی