»
 مجید یگانه » یک داستان » می‌بینم که

مجید یگانه

می‌بینم که خورشید غروب می‌کند. و همین‌طور می‌بینم که خورشید آفتاب می‌کند. زندگی پوست می‌انداخت و از بیرون می‌انداخت. چنان که خورشید هر چیزی را انجام می‌دهد. تنها اتفاقی که نمی‌افتد همین است. می‌بینم که خورشید آفتاب می‌کند. زندگی در تارها جدا می‌شود. در ظل آفتاب گوشه‌ی قبرستان و در یک نان خشکیده. می‌بینم که خورشید غروب می‌کند. بینندگان عزیز توجه فرمائید: بینندگان عزیز توجه کنید: بینندگان عزیز شنوندگان عزیز بشوید. اتوبان چمران از تقاطع مدرس تا ورودی ِ، پل مدرس تا ورودی اتوبان چمران، از اتوبان ِ تا ورودی ِ چمران-مدرس، از شنوندگان عزیز تا ورودی ِ، همه دیدند که قلب من شکست. همه می‌بینم که خورشید غروب می‌کند. زندگی دوگانه‌ای‌ست خورشید، که در اتوبان... همین! به‌هرحال همه‌ی ساعت‌ها ساعت خودشان را دارند و. می‌بینم که خورشید آفتاب می‌کند و. حتی از فرق سر خودم حتی. کوتاه‌تر. جملات کوتاه‌تر. میدان‌های کوتاه‌تر. دور می... نداشت. جانوران می‌آیند که بنویسم که نوشته کنم که. که هر چه کلمه‌ای که ک دارد بنویسم. که هر چه که. می‌بینم که خورشید غروب می‌کند. زاویه‌ای در آسمان انتخاب کرد و کرد زاویه‌ای را در آسمان. آنقدر بد بود که بتواند آنقدر زاویه‌ای را در آسمان... می‌بینم که خورشید... ئید می‌کند. زندگی را مثل این لحاف و نه... مثل این درشکه نه... می‌بینم که. متون پاره‌پاره، شقه‌شقه، کشتارگاهی. به من می‌گفت. و هم‌چنان که می‌گفت، دروغ می‌گفت. که. اینجا غار است، اینجا هم... حتی در مواجه با فردا هم مواجهم. مواجهم که نکند بیافتد این فردا. و می‌بینم که... این جمله‌ی آخر کوتاه می‌شود. مرتب کوتاه، مرتب می‌شود. این طرف من هم یک سینی‌ست. سینی که درونش یک قلب کار گذاشته‌ای. قلبی که... می‌بینم که... نه قلب من... نه قلب... تو. کدام جانور زودتر از خواب. جملات مُقَطَعِه. کدام جانور است که زودتر می‌رسد؟. زودتر غرق می‌شود؟ زودتر قلبش می‌شکند؟ در اتوبان؟. جایش را ساعت‌ها ساعت خودشان را دارند. هیچ‌کدام از جانورانی را که دیده‌ام اینقدر خوب نمی‌بینم. پایان این نامه را به تو نه. نمی‌بینم که روایت را مخفی کرده‌ام. هر چه می‌روم هر جا نمی‌روم در خورشید. می‌بینم که...

 تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 3


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۲/۱۸/۲۰۰۸ ۰۲:۴۲:۴۰ ق.ظ.
نیما صفار می گوید ضمن این که خیلی حال کردم کاش با ۳تا . تمام یا ناتمام نمی شد . گفتن من هم آمده

ارسال توسط: نیما صفار


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۱۴/۲۰۰۸ ۰۹:۲۸:۵۵ ق.ظ.
می بینم و این خود فردایشی که باید از روی ریل راه آهن بلندش کنم و توی تجریش جیش کنم از طبقه اول برگردان بر آسمان که بارانی به لکه های صورتم نفرستاد. کدام جانور زودتر از من رسید؟ از خواندت خونین شدم مجید عزیز به خون بخون

ارسال توسط: امیر خالقی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۵/۱۴/۲۰۰۸ ۰۹:۳۱:۴۲ ق.ظ.
انسان غروبی ابدی است مجید یگانه
/ طلول کن از روی ستاره های سربی / از فک آن پوکه ها که دهانشان هنوز بوی استخوان سینه برادرم را می داد/ طلوع کن در این ستاره مردگی / کز تو تازه می شود این خلوت سرخوردگی ...

ارسال توسط: امیر خالقی