»
 سامان صابر محمدی » چهار شعر » این شعر تزریقی سوراخ سوراخ است

سامان صابر محمدیصابر محمدی

۱

این شعر تزریقی سوراخ سوراخ است
× برای میثم تقی خانی

سوراخ اول:
کنایه از چپ و راست
وارد سطر می‌شود
از شهر گریزان‌اند
جای تو بدجوری خال خالی شده

سوراخ دوم:
من ورودی ندارم
دروازه‌ها همیشه راحت خر می‌شوند

سوراخ بعدی:
از این طرف زنم
از آن طرف زنم
شوهر همه جانبه

دهانه‌ی وسط:
غاری شده این بازو
چه‌قدر کارگر خونی زیر آوار مانده

سنگ کوب اول:
مادر

سنگ کوب دوم:
سوزن دیوانه‌ی گوشه‌ی اتاق حجم‌آلود!
با سیگار روشن بپرم زیر تزریق؟

این شعر تزریقی سوراخ سوراخ استِ آخر:
سیبل آزاری
آخر و عاقبت خوشی ندارد.

۲

اعصابی از من خرد است
پا به پای رگی به رگ شده می‌بُرم می‌پاشم روی تکه‌ای از تکه
بالا کشیدنم می‌رود بر می‌گردد از طناب
با هر نحوی به هم ریخته‌ام
همه‌ی جمله‌هایم عبارتشان گرفته درد می‌کند
از آن ور: درد می‌کند از این ور: درد می‌کند از پایین دُردی کش می خانه‌ایم؟

عصبی خرد شده از من شقیقه‌ای‌ست که تکه‌تکه می‌تپد
بعد تکه‌ها می‌تپّند
بعد تپه‌های شقیقه‌اند که تکه‌تکه کوه با نخستین سنگ آغاز می‌شوند و می‌تپند
می‌زنند بیرون از دهانه‌ای غار از سوراخی آتشفشان
در را با تکه سنگ می‌کوبند در سرم
بگشای در دل تنگم که سنگم به درم می‌کوبد بگشای
بگشای گشاید شاید
شاید این جمله بیاید شاید
حالا با جمله می‌کوبند سرم که درم باز می‌شوم:
عده‌ای لوله‌های لولیده‌ام
درازه و کوچیکه‌ی روده‌های سرم معده‌ام مغزم
آرامش پاشیدن بخورم خوب می‌شوم؟


سامان محمدی

۱

حجامت درد دارد دکتر؟
جنازه‌ی این پشه را در دست‌هایم حس می‌کنم.

۲

همه چیز را ۲ تا ۲ تا می‌بینم
همه چیز را ۲ تا ۲ تا می‌بینم

 تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 2


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۰۳/۲۰۰۹ ۰۸:۲۴:۳۳ ق.ظ.
salam
ghashang bod

ارسال توسط: saye


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۴:۵۲ ب.ظ.
DATE: ۱۲/۲۱/۲۰۰۹ ۰۲:۵۷:۱۶ ق.ظ.
شعرهایت را دویت دارم سامان جان بیشتر شعر بنویس

ارسال توسط: نامشخص