نام کتاب: تخلیه عمومى
فریبا فیاضى
ناشر: مهرراوش
ویراستار: رضا کردبچه
طرح جلد: رضا کردبچه
چاپ اول: ۱۳۸۶
شمارگان: ۱۰۰۰نسخه
قیمت: ۷۰۰ تومان
مجموعه شعر
برای دانلود کتاب بر روی لینک زیر کلیک کنید.
تخلیه عمومى (حجم فایل: ۱۲۸ KB)
چند شعر از این مجموعه:
بیرویه محض!
نمیدانستند عبارت از چیست؟
از چیست به یاد ندارید
درآستانه ایستاده بود
محراب اعترافی از زبانش سر درآورد
از اعترافهای زبان سر؟
که در، گیر در وقتی که میگردید، کرده بود
بادهای زیادی را پخشاند
محدودیت مرزها تمامی نداشت
تمامیت عرضی دنبال ارض موعود از حد گزراند
زنهایی که انجام میشدند
پرده از پنجره بیرون زده من از حاشیهی خود همه را میشرحم
میتوانست هر جا دنبال خود باشد
وقتی جا در پنهان داشت
اخبار جهان، استوا را فرصی مخابره کرد
نقطه، خیس دستانی که دیگر از سطح گذشته به سطح میرسی که بگویی نه نه لا، لالا، لای پتو خواب بعد نقطه
به عبارت دیگر:
عبارتی پشت عبارت نمانده، تا رویکردی باشد که در متن رو کرده باشند
که تا کرده باشید.
حمله از شانههای سرباز بالا زد
یعنی فرار لای این لابهلاها دنبال چه بود؟
برای، چه بود؟
معنی دایره، درگیر چرخی که موج زد
یادداشتها تبدیل به عبارت خطی شدند
سربازها از جملهها گذشته
اعتراف داشت دهان به دهان باز میشد
بگردید با بگردانند
مدتهاست در آبهای جهان کسی ریشش را نتراشیده
عرضها طول نمیکشند
دار لای در به درد رسید وقتی درد دنبالهدار بود
ادامهی برنامه شد.
تن هوایش در تن خبرنگاری خلاصه شد
که شرحش رفت
اتفاقا زمین رویدادی شد، اتفاقی افتاد.
تصادفی برخورد کرد
صدای پایش هنوز در ذهن ثبت نشده
وقتی خود را جمع میبست
صدایی که در این نزدیکیست
لای آن درها (اصلاح میکنند)
روی آسمان خمیده بود
علامتی که ندانست که، میگفت؟
یورتمه میرود را میشنوید
هنوز ادامه دارد
فردا در روزنامهها شروع میشود.
Fore Elise
دستگاه شور، آواز بیات کرد!
ادامه دارد
به جاهای باریکتر کشیده شود راه
آنقدر چرت زدم، حرفها سر دراورد از زبان
جناب کوهستان تان تان!
در خوابی که نیستم تم تم چطور در میروید وید وید وید با بهمن من من من؟
در من شیب داشتنت راهیم کرد
قله پس میافتد و عقربه ازقطبنما
کرد تو!
و اینهمه کوه دخلی به سرما نداشت
همه به صفحهای خلاصه در کتاب، چمدان در رنو به کفشهای ورنیام که رسید کتانی شد
فرار، بایست!
راههای پیچ در پیچ کوتاه اصلا نمیروند
دو راهیها کنار
تهران، یکشنبهی بزرگیست
بیربطتر از بتهوون
در ببری خودت را از متن، یا درآوری از من
کلمهها جملگی افسار وسلامها همه گریختند.
با ز تر از زمین
شمالتر از این صحنه
بلند بلند زیر تر میزنم های های
همین که یکشنبه گاو نیست ومیفهمد خر شده
متوجهاید؟
همین که زمین آدرسی نداده، مرزها منتفیاند
وطنم را ترک کنم
شعر این هفته چار نعل میرود
لطفا پیغام نگذارید
هنوز غریزیام زیر صفحه
بوق آزاد!
حالا تو ارجاء خارجی ندارد
ومن، بیمخاطبم!
تو رفته، ریخته
از تمام تو به جهان برگشتم
مملو از سرشار
پر از تو در من نقشها
و تنها تو دلیل تمام خراشها
از تو چمدان کنده، تخت بردهام
هنوز باکره، مثل ماهی در آغوش تنگ
در آغوشم بگیر تنگ
به ستوه بیا
از من نرو بی دیگری
من؟ داری از حسادت زن میشوی
تو؟ لب بومم
سانسور را خود کردهام، باید از کجام بیرون نزنم
همهی مناطقم در دست احداث دستهای کیست
که اینطور مسدودم از اشغال
پسرهای از ته تراشیده، مرد کی میشوند؟
سرباز میشوند ازسرم
سرم تو را در خود ندارد وتنم مشغول خود
یکی از آنهایی که در دیگری نداری جا
در من جا پهن کنی که چی؟
باز کنی چطور؟
که من تنها فرمانم و تو اجرا شوی خبردار
خبر دارم تمام جاها را جمع کردهای در خود
جابجا بمیری در من و بگیری جا
من تو نمیشوم
تختخوابشو، اندک چیزی است با پیامدهایی مهیب
تو را بیشتر برای همه میخواستم
وخود در زونکنهای اداری بستریام.
آقا ترجیحا بیکمد!
تمام نمیشود
از هر طرف بپیچد میپیچند
بادهای موازی جریانهای مخالف
میخواست چیزی شود
گوشهای ازاین اتاق نگنجید
در این خانه تمام شدهام
خستگیام بیفایده است
چیزی از ته خمیازه نمیریزد
حتی خواب راه نمیدهد
چقدر زنده که نمرده برگردم
شاید عشق به یک طرفه بود به چهار راه نمیزدم
داشتید بزرگ میشدید
خانم شما باور میکنید یک طرفه باشد؟
قبول نکرد برگشتم
فقط بیطرف و بنبست، دور همین محور بچرخی
از تنهای زیادی گذشته برگشته
مجبورم که در میروم از خود
از اینهمه نمیوزم که یعنی تو
باشد، نشنیده بمیر!
خانههایی از این دست خالی نمیمانند.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany