»
 بهنام کیانی » ویژه‌نامه » ادبیات داستانی

بهنام کیانیرخداد و حافظه

چه چیز کانونی شدن رخداد را در نمایشی روایی برمی‌سازد؟ هر داستان‌گوی نوپایی هم می‌داند که با چیدن آنات (گزاره - جمله - لحظه...) کنار هم قصّه پا نمی‌گیرد. ساعت پیش‌برنده‌ی تنها روایت نیست.
این‌چنین می‌نماید که رخداد جوهر ِ غیرتعقلی روایت باشد: پدید می‌آید و ناپدید می‌شود و آن‌چه چون یک رد/ زخم ازش برجا می‌ماند الزام و اجباریست که کلّ روایت را پیرامون ِ کانون می‌سازد.

رخداد به این ترتیب یک سیمپتوم است؛ توصیف‌نشدنی و هولناک. درست مثل ِ بر دار کردن حسنک ِ وزیر از تاریخ بیهقی. خود این بر دار کردن!
آن‌چه رخداد را تازه باورپذیر می‌کند به بیان ِ بیهقی ذکر این بر دار کردن است. در نگاه ِ معاصرین ِ بیهقی ذکر جایی‌ست که صدق و یقین با هم جمع می‌شوند. ابتناء بیهقی بر حافظه‌ی پرورده‌اش از داستان ِ حسنک، گذشته (موضوع ذکر) را نام‌گذاری، توصیف و در نتیجه قابل درک و ردگیری کرده است و بیهقی چه خوب این گذشته را با همه‌ی اجزای مادّیش به سخن می‌آورد. بر دار کردن، رخداد ِ ماجرای بیهقی را می‌سازد؛ مجانبی که اجزای دیگر روایت (ذکر ِ مجالس بار عام و آن‌چه گذشته است) در فاصله‌ای برناگذشتنی به آن میل می‌کنند. آن‌چه این سیمپتوم (فاجعه‌ی بر دار کردن) را برای بینندگان (مثلن مادر بیهقی) باورپذیر می‌کند این است که آنها در روایت بیهقی سخت جگرآور و دلیر نماییده می‌شوند.

و آن‌چه این روایت را برای بیننده‌ی گزارش بیهقی شنیدنی و شیرین می‌کند گذشته‌ی یقین‌ساز راوی ِ راست‌گوی داستان است. سیمپتوم/ رخداد در روایت ِ بیهقی به خواب رفته/ پوشیده شده است:
فصلی خواهم نبشت در ابتدای این حال ِ بر دار کردن ِ این مرد و پس به سر قصه شد.
بیهقی فاصله‌ای میان ِ ذکر و حال نمی‌بیند. در حالی که اگر او به این فاصله توجّه داشت می‌توانست دست از واقع‌گویی سخت‌گیرانه‌اش بردارد و قصه‌گویانه معاصر شود. ابتناء ذکر بر حافظه است. در بوطیقای سنّتی جمع ِ اجزای روایت شده از گذشته در کنار رخداد ذکر را می‌سازد. ولی حال را چطور؟

اگر بیهقی به واقع‌گویی سخت‌گیرانه‌اش وفادار نبود (یا به حرفه‌اش کتابت وفادارتر بود!) او اگر معاصر بود حدس می‌زد فاصله‌ی بین ذکر و حال را به ناگاه پیموده است. با نگاهی معاصر ما در روایت ِ بیهقی با اوجی به نام ِ بر دار کردن/ رخداد روبرو نیستیم و از آنجا که ابتناء ما به حافظه سخت بی‌تمکین است می‌توانیم روایت بر دار کردن حسنک را جستارگونه بازنویسی کنیم. در روایت ِ نو نه با رخ‌داد که با کانون‌های روایت در فاصله‌ای از هم روبروییم...

 تاریخ انتشار: ۱ آبان ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 2


DATE: ۱۰/۱۱/۲۰۰۷ ۱۲:۴۴:۳۳ ب.ظ.
سلام بهنام کیانی. جان بهنام همین الان که داری این مطلب را می خونی به من زنگ بزن . ۰۹۱۱۱۲۷۵۰۹۳.می دونی ۴ ساله که هیچ خبری ازت ندارم و الان اتفاقی دیدمت. جان بهنام همین الان زنگ بزن

ارسال توسط: سید حمید شریف نیا


DATE: ۱۰/۳۰/۲۰۰۷ ۱۰:۱۱:۱۰ ق.ظ.
آیا شما همان بهنام کیانی هستید که نامتان مهدیست؟
پارسال دوست امسال آشنا
یک آن
عکستان را شناختم
لطفا پیام مرا به ایشان برسانید
با ایمیلم

ارسال توسط: نقطه سر خط