شهر خاموش
پرندگان
در تکان بالهایشان دارند
آوازهایشان را
و جادهها کشتههایشان را بر کنارههایشان
من اما
دستهایم/ را
میان دستهایم پنهان که میکنم یعنی
باران میبارد یکریز
و شهر از عابران بیهدف
همچنان
سرشار است
***
زندگی کردن
گاهی کلافه میکند آدم را
میُبری/ گاهی
فکر میکنم اگر ادامه پیدا کند یک دقیقه دیگر
اینها
بهم میخورد حالم از همه چیز
اما چه میشود کرد
هر روز پنج صبح باید بروی
نه شب برگردی
نان خوردن سخت است دیگر
زندگی است خوب
کلافه میکند آدم را گاهی
میبُری
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۱۰/۲۴/۲۰۰۷ ۰۲:۲۴:۵۰ ق.ظ.
قرار۱
کسی هم تو را ندید
با نرگس ها کجا می روی؟
که این صندلی بی قرار
هنوز کنار خیابان
خالی ست.
قرار۲
قرار دنیا
بر بی قراری من بود
قرار عوض نشد
فقط کمی
صندلی چرخید
..............................بهتر است .خوب نیست.بهتر می شود .خوب نیست.بهتر است.شهر خاموش .یکنواخت .
ارسال توسط: مهرگان نام آور
DATE: ۱۲/۳۱/۲۰۰۷ ۰۴:۵۹:۰۵ ق.ظ.
مطب حاضر در غیبت انسانیت متلاشی شده
اداهای بینهایتی در باره این اثر مشهود میباشد
لازم است که به ذهن ضمیر و شخصیت نویسنده نوشته های بالا اشارهای کرد
ولی فعلا وقت فاش کردن نیست تا به موقع
منتظر باشید
ارسال توسط: افشاگر
DATE: ۰۱/۱۰/۲۰۰۸ ۱۲:۳۸:۵۴ ب.ظ.
شعر شما شعری متفاوت است .با ساختاری متفاوت و دیالگتیکی با زبان محاوره که انسان را به سماع می برد با مشتی وجدان که لازمه کار شاعر است
ارسال توسط: شروه
DATE: ۰۶/۰۲/۲۰۰۸ ۱۲:۵۶:۵۵ ب.ظ.
تو خجالت نمیکشی اسم خودت رو گذاشتی شاعر آبروی هر چه شاعر هم بردی نه بابا حافظ و سعدی و مولانا باید پیش تو لنگ بندازن بابا کجای کاری !
هر جا هم رسیده از این اراجیف و خضعملات نوشتی یه مشت آدم از خودت بدتر که اصلاٌ نمی دونن شعر چیه میشنن و به به و چه چه میکنن راستش رو بخوای من مطمئنم که وظیفه اصلی خودت بعنوان یک کتابدار مونده میشینی و اراجیف مینویسی . بیچاره زنت که چقدر باید تورو تحمل بکنه .
ارسال توسط: نازی
DATE: ۰۴/۰۵/۲۰۰۹ ۰۵:۳۰:۱۵ ق.ظ.
کلافه می کند آدم را ...
واقعا همینطوره
ارسال توسط: کبوتر ارشدی
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany