»
 مونا طالشی » سه شعر » زن نگاه می‌کند به بسته‌های خالی قرص

مونا طالشی(۱)


زن نگاه می‌کند به بسته‌های خالی قرص
می‌بیند
سر درد همه‌ی زندگی‌اش را پر کرده
مرد به بسته‌های خالی سیگار
دود همه‌ی اتاق را.
هر دو به نیمه‌ی خالی لیوان نگاه می‌کنند.
لیوان از دو نیمه‌ی خالی    پر شده
می‌گویند: زندگی مشترک
بعد طعمی تلخ
می‌خورد به سقف دهانشان.



(۲)


در آفتاب و سایه‌ها
من می‌روم به راه‌هایی که از جهان حفظم.
                                 مزرعه کاشته شده  در میدان
                                 مین در مزرعه
                                 پا در مین
                                            لحظه‌ای که پخش می‌شود تکه‌هاش
                                            از دوربین کاشته شده پشت میدان
میخکی با پرچم‌هاش در باد می‌وزد
رژه‌ی کفشدوزک بر ساقه‌ی پاهای کوچک
رژه‌ی سربازها.
کودک دست تکان می‌دهد.
و پاهایش دورتر افتاده‌اند.


 (۳)


لبهای تمساح می‌جنبد بر صفحه‌ی تلویزیون
تلفن عمومی کارتم را خورد
منتظرم آسفالت من را ببلعد.
تماس با دست‌های قطع شده ممکن نیست
نفس کشیدن در هوایی که
                         از جای خالی دست‌ها مانده
گوسفندان سیاه روزهای  دراز پشمی
رد می‌شوند از زیر دست شمارش
               از زیر دست شمارش
               از زیر دست شما...


دست‌هایم
          در خاک روزهای بی‌حاصل
          مین‌های عمل نکرده‌اند.
دست‌هایم
           در خاک روزها.
          مین‌های منفجر نشده
           گوسفندان رد می‌شوند
           لب‌های تمساح می‌جنبد

 تاریخ انتشار: ۱ آبان ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 8


اوههههههه خدای من این شعر آدمو به درد میاره

ارسال توسط: هیچکسک


DATE: ۰۹/۲۷/۲۰۰۷ ۱۰:۴۱:۴۸ ق.ظ.
مونا جان مثل همیشه از خواندن شعرهات لذت بردم، لذتی همراه با ... منتظر شعرهای جدیدت هستم.
(خیلی قشنگ بود، واقعاً)

ارسال توسط: فاطمه منشی پور


DATE: ۱۰/۰۷/۲۰۰۷ ۰۲:۵۷:۴۰ ق.ظ.
سلام و دروود.شنیدنی و زیبا بودشعرهاتون بانو... در اندوهباری فرشتگان بی مو بشت دیوارهای شیشه ای و بریشانی دختران بهار در آغوش آغشته ی خمار بگذار گلو یی تازه کنیم با جمجمه ی این جام تهی در قحطسالی سرو و سبیدار تا کوچ این کوچه های تنگ تا گسستگی این بندهای محال با هم اما ای گلوی گفتن از گهواره تا گرداب بی گمان آشتی کنان لحظه های همیشه می شو یم . (ا.م)

ارسال توسط: احسان.م. (ehsan۹۳۹۶ ) :em )


DATE: ۱۰/۱۳/۲۰۰۷ ۰۹:۰۶:۵۹ ق.ظ.
بسیار زیاد عالی

ارسال توسط: مهم نیست زیاد


DATE: ۱۰/۱۴/۲۰۰۷ ۰۴:۱۰:۵۲ ق.ظ.
سلام مونا جان لذت بردم( مثل موقعی که تو شب شعر داشگاه شعرت رو شنیدم) واقاً گل کاشتی...راستی یه سئوال هنوز شب شعراتون هست؟

ارسال توسط: شقایق رنجبرکهن


DATE: ۱۰/۲۹/۲۰۰۷ ۱۲:۳۰:۴۹ ب.ظ.
سلام موناجان.خوشم اومد.خوش ساخت تر از کارایی بود که قبلن ازت خوندم.من شعر زیادی ازت نخوندم(نخوندی)ولی اینا رو پسندیدم تو رو بیشتر از بقیه.....

ارسال توسط: مهرگان نام آور


DATE: ۱۱/۱۶/۲۰۰۷ ۰۹:۱۷:۳۵ ق.ظ.
منتااتلازطظسیباغممی میفهمی

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۴/۰۸/۲۰۰۸ ۰۵:۱۱:۴۲ ق.ظ.
آفرین بر قریحه ی شاعریت دختر...

ارسال توسط: شعف