«دستهای سرم»
سُر
سُر ِ صابون
از میان دستهایت
میافتم، به یاد آب که پاک نمیکند چرا
سُر ِ صابون
از میان ِ سنگها
میافتم، به یاد ِ قورباغهها* که
سُر صابون
از میان ِ سَرها
میافتم، به یاد ِ سرم که به یادم نمیآورد
وقتی را که از میان دستهایش سُر خوردم
-----------------------------------
*(بچهها شوخی شوخی به قورباغهها سنگ میزنند - قورباغهها جدی جدی میمیرند)
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۱۲/۱۰/۲۰۰۷ ۰۳:۱۱:۳۷ ق.ظ.
سر صابون
از میان این واژه ها
می افتم به یاد بچه قورباغه
که با بطالت پدرش
نمی میرد
ارسال توسط: فرزاد
DATE: ۰۱/۰۶/۲۰۰۹ ۰۱:۵۹:۳۵ ق.ظ.
سر
سر میخورم
در شعرت و می افتم
به خود می آیم
خود را در اغوش او می بینم
ارسال توسط: جواد
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany