۱-حالا دیگر دو سالی میشود که روابط پیرامتنی جذابیت نظری- انتقادی بیشتری برای من دارد. واقعیت آنکه فکر میکنم پرداختن به شعر فارسی بدون در نظر گرفتن روابطی که حولوحوش آن جریان دارد اگر برخاسته ازآن پاکدینی پوئتیک باشد که اغلب منتقدان بهآن تظاهر میکنند (محمد آزرم را بهعنوان نمونه در نظر بیاورید) به خیانت بههمان ایدهآل انتقادی میانجامد و اگر از همان ابتدا میخواهد الگوی خیانت را در پیش بگیرد و متن را دستاویزی بیش نمیبیند (ژورنالیستهایی مثل لادن نیکنام و مهدی یزدانیخرم از این قماشند) در نهایت همان و همان تظاهرات پاکدینانه را به نمایش میگذارد. در این میان آنچه کمتر بدان پرداخته میشود فضایی است که متن در آن مستقر میشود و به خواندن در میآید. در تمام این سالها شاهد رشد کمی جلسات شعر بودهایم. در تمام این سالها رشد کمی کتابهای شعر را به چشم دیدهایم. در تمام این سالها به رشد کمی قابل ملاحظهای در ایجاد وبسایتهای تخصصی شعر دست یافتهایم. صرفنظر از اینکه در تمام این سالها شعر فارسی چه رفتاری از خود به نمایش گذاشته باید از کیفیت برگزاری جلسات، چاپ کتابها و طراحی وبسایتها پرسید. حتی میتوان گامی فراتر نهاد و به آدمهای شعر و نه صرفا به متنهایی که تولید کردهاند نگاهی انتقادی انداخت. هر چه باشد اینها در کنار هم و البته در کنار آن متنها فضای موجود را برمیسازند؛ فضایی که عدهای مایلند تا آن را بحرانی بنامند اما اگر واقعا آنطور باشد که آنها میگویند جای نگرانی نیست. نه فقط به استناد تاریخ ادبیات که علاوه بر آن با توجه به ذات کیفی ادبیات، هر بحرانی به مثابه نقطهی عزیمتی است که طی آن افقهای تازهای گشوده میشود. مسئله این است که در شرایط موجود هیچ نقطهی عزیمتی بهچشم نمیآید و این دقیقا به کیفیت شرایط موجود برمیگردد. این یک بنبست ادبی است که در آن روایتهایی که از شعر بهدست داده میشود میمیرد.
۲- همان روز اولی که پذیرفتم کارم را در عروض شروع کنم با توجه به حرفهای که در آن مشغولم- روزنامهنگاری- قرارم را بر گزارشهای خبری- تحلیلی گذاشتم. خواستم از حاشیه بنویسم و به شکلی بنویسم که در نهایت از ناخودآگاه حاشیه پرده بردارم. راستش بعد از مدتی خسته شدم. آخر چند بار باید به این جلسه و آن نشست میپرداختم و اختگی آنها را توی چشم این و آن میکردم؟ با اینحال میدیدم که عادت بر آگاهی انتقادی پیشی گرفته است. گفتوگوی عروض با یدالله رویایی را که خواندم دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. قرار شد مطلبی روی آن بنویسم. تنبلی نوع من اجازه نداد و این توفیق اجباری شد تا به همراه چند تنی از رفقا دور هم بنشینیم و در یک جمعخوانی سه ساعته کم وکیف آن را بررسی کنیم. متن این جمعخوانی طی روزهای آینده در سایت عروض منتشر خواهد شد. ضمن اینکه جمعخوانیهای دیگر هم در راه خواهد بود. به این ترتیب بخش پیشخوان سایت عروض جای خود را به بخش دیگری میدهد با عنوان جمعخوانه!
پرداختن به حاشیه به خودی خود حواشی تازهای را به دنبال میآورد. وقتی در قالب جمعخوانی قرار است به اتفاقات پیرامتنی شعر فارسی پرداخته شود این حواشی قابل پیشبینیتر به نظر میرسد. با اینهمه نگاه ما آنگونه که اغلب در باب سیاستورزی میپندارند، سهمطلبانه نخواهد بود. سیاست جمعخوانی به ذات آن برمیگردد چنانکه رانسیر مینویسد: ذات سیاستْ کنش سوژههای متمم است، سوژههایی که در نسبت با هرگونه شمارش بخشهای یک جامعه، بهعنوان مازاد ثبت میشوند.
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۲۲/۲۰۰۷ ۰۳:۲۴:۴۳ ق.ظ.
salam pishnahade khoobist amma eslah ya estelahe khane ba ve fekr konam marboot be ali mi shavad alie rabieye vaziri moshkeli nis?
ارسال توسط: hakan shookoor
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۲۳/۲۰۰۷ ۰۸:۴۴:۳۴ ق.ظ.
بله. اول بار علی ربیعی وزیری از اصطلاح خوانه بهره گرفت و آن را برابر نهاده ای برای مفهوم کورادر معنای افلاطونی کلمه دانست. به احترام او که خود بی واسطگی است همیشه برپا ایستاده ام
ارسال توسط: علی سطوتی قلعه
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۶/۲۵/۲۰۰۷ ۱۰:۴۰:۲۶ ق.ظ.
سلام سطوتی عزیز . آقا جان باور کن گرفتاریم و گرنه حتمن دوست داشتم جلسه نقدت بهانه یی باشه برا زیارتت . تو هم مثه من دیوانه ای اما شاعر تر . دوست دارم و مشتاق دیدنت و لمس حرفهات . همیشه عروض جای خوبی برا بو کردنت . امیدوامر باز ببینمت و و و مطلبت رو هم می خونم آف البته ... سلام یعنی خداحافظ
ارسال توسط: وحید نجفی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۳ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۲۰/۲۰۰۹ ۰۵:۰۴:۵۶ ق.ظ.
هر بحرانی به مثابه نقطهی عزیمتی است که طی آن افقهای تازهای گشوده میشود
منتظر عزیمت های بیرونی ات!
ارسال توسط: Najand Bizaki
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany