»
 نیما صفار » کم شدن

کم شدننشر الکترونیک سایت ادبی عروض منتشر کرد:
کتاب "کم شدن" نام اولین مجموعه شعر نیما صفّار است که توسط سایت عروض منتشر می‌شود.


کم شدن
نیما صفّار
مجموعه شعر
طراح: محمّد عباسی
چاپ اول: مرداد ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۱ )


برای دانلود کتاب بر روی لینک زیر کلیک کنید.
کم شدن (حجم فایل: ۳۰۵ KB)

 تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۸۶

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 2


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۴ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۶/۲۰۰۷ ۱۰:۲۳:۱۶ ق.ظ.
هیچی برای تصدیق کردن ندارم

ناخنهای من بلند و کثیفند . کشباف کارگری‌ی من ( صحت ندارد، من کشباف دهقانی می‌پوشم ) هم قیمت بلوز مریلین مونرو و ناخنهام به کثیفی‌ی ناخنهای گرتا گاربو است... دلوز.

و این پرسشی‌ست چرا اینگونه در آنچه کرگدن ( نیما صفار ) می‌نویسد و آنطور که در زوایا و کنج‌ها می‌پاید تنیده‌ام و این صمیمیت بیش از حد که گاهی هردویمان را زکام کرده است و هی مثل بستنی کشی‌ی بچه‌ها کش می‌آید - نازک و آب به مف شبیه‌تر است تا دوستی ی دو تا آدم جنتلمن از طبقه‌ی متوسط – تبخیر می‌شود دوباره قطران اشکها از کنج پلکهام سرازیر می‌شوند و ملتمسانه نرفتنش را برای همیشه انتظار می‌کشم ولی او مدام می‌رود و دورتر می‌شود آنطور که درست در لحظه‌ی محو شدنش لب سوک ملتفت نگاه محتضر که می‌شود ظفرمند فریاد می‌کشد " زنده باد پارانویا ! "

مساله‌ی نوشتن – می‌پرسم آیا آنطور که او می‌خاند من نمی‌خانم . پوسته‌های سخت نوشتار او سخت تن به خاندن می‌دهند اینکه گدازه‌ها را با دستهایم لمس کنم سردشان کنم ...

روشنفکر یک زبانه- باید بکوشی نامه‌های عاشقانه‌ات را به زبان مادریت بنویسی و عادت فکر کردنت به زبانی دیگر باشد .

دانش پارانویایی در کارهای کرگدن، لکان و دالی

برای قراضه کردن یک اثر به واقع به چیزی بیش از نخبگی نیازمندیم . به اندکی میانمایگی و شوخ طبعی.

نویسنده‌ی عصبی – آنچه آرتیست آزاد ( کرگدن ) را تحریک به نوشتن می‌کند بسی مهم‌تر از موضوع یا نامی‌ست که به نوشته‌اش می‌دهد ، آثار او نام‌ها را نابیانگر می‌کنند .

برای همین تمایل به نوشتن (اثر دست) از شکل فرهنگی‌ی اثر پیش می‌افتد. اثر دست به واقع چیزی پاک نشدنی‌ست. این گونه نوشتار به زائده‌ای برای نوشتن تبدیل می‌شود.

برای نیما صفار ( آرتیست آزاد ) برشت و هابز همانگونه موضوع خاندن است که کارتنهای ساخته شده‌ی دهه‌ی هشتاد اروپای شرقی و این یکی او را ذوق‌زده هم می‌کند.

داستانکها و داستانهای دنباله‌دار ، وبلاگ‌های متعدد و نو ، مجموعه‌ای از کاغذها به نام شعر ، مقاله‌ها و نیمچه‌مقاله‌ها ، چیزک‌ها و هر چه نام پدر را موقتن خدشه دار کند .

هنر واریاسیون : من زیرک‌تر از آنم که اثری بزرگ بنگارم تا جایی برای خودم توی نظم نمادین- قانون پدر- دست و پا کنم . پس می‌ماند تنها گزینه‌ی موجود یعنی نوشتن اثری بزرگ و تبدیل آن به اثری دیگر و بعد تکرار این اثر در آینه‌ی جنس دیگر و بعد ارزیابی‌ی همه‌ی پیشامدها و انتخاب عناصری که باید جابجا شوند و تازه قبل از همه‌ی این بیدارخابی‌ها باید حسابی بخابم .

نقدها تنها وقتی بر آثار آرتیست آزاد کارگر می‌افتند که قانع شوند اینجا نه چیزی برای صید شدن وجود دارد و نه اینکه رازی تا میان نهاده شود . سرچشمه‌ها نیز یا فراموش شده و یا گم شده‌اند ، در نهایت یاس می‌نویسم آثار آرتیست آزاد به مثابه‌ی رویدادگی‌ی شب جهان است ، من توی این هزارتو گم شده‌ام و در جستجوی آریادنه‌ی خیشم .

امروز تصمیم می‌گیرم یادداشتهام را آتش بزنم و به آوای سوختن کاغذ گوش دهم.

مهم روشن کردن جهت دال‌های شناور توست .

کم شدن خود را محصول بارآوری‌ی فرهنگ و زبان فارسی نمی‌داند. به ناگاه خود را در میان این زمین پوشیده از مرکبات شامل دفاتر و دواوین و سفرنامه‌ها و حکایات و امثال یافته و با خجالت و عذاب علف هرزی بیش نیست . پاسخی به بارآوری‌ی فرهنگ فارسی یا پرسش شکل.

اقناع : هیچ گزیده‌ی زبده‌ای از نوشته‌جات آرتیست آزاد نمی توان ساخت یا برعکس می‌توان بی شمار گزیده ی برگزیده و زبده از آنها ساخت .

قراضه کردن آثار کلاسیک برای نویسنده‌ی کم شدن پیش از آنکه موضوع قبیح‌نگاری باشد موضوع تخیل گشوده است . آثار او متعلق به جهان پیشا‌ادیپی داستانهایی نظیر آلیس در سرزمین عجایب و هزار و یکشب است .

آرتیست آزاد و غریبگی :
اگر سرگردانی آزاد شدن از هر نقطه‌ی مفروض در فضاست ، و همینطور به لحاظ ادراکی نقطه‌ی مقابلش ایستایی در آن نقطه‌ی مفروض است ، صورت جامعه‌شناختی‌ی غریبه اشتراکی از هردوی این خصیصه‌ها را به نمایش می‌گذارد . بدینسان غریبه که اینجا محل گفتگوست چونان آواره‌ای که امروز می‌آید و فردا می‌رود نیست ، بلکه چونان آدمی است که امروز می‌آید و فردا می‌ماند. او اگر بتوان درباره‌اش چیزی گفت بالقوه یک آواره است .
و غریبگی در برهم‌کنش دوری و نزدیکی پدید می‌آید. بله ،ساکنان صور فلکی شعرای یمانی واقعا برای ما غریبه نیستند، دست کم به مفهوم منطقی- اجتماعی اینطور نیستند. آنها اصلا برای ما نمی‌زیند ، آنها فراسوی دوری و نزدیکی‌اند . غریبه به عکس شبیه فقرا و دشمنان داخلی‌ی گوناگون ، فردی از یک گروه است و جایگاهش درگیر بیرون بودگی و مواجهه با فرهنگ است... زیمل.

ارسال توسط: بهنام کیانی


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۷:۱۴ ب.ظ.
DATE: ۰۸/۰۷/۲۰۰۷ ۱۲:۳۷:۲۴ ب.ظ.
و تو خود باز در من خودت گم تر شدی ای ایستاده ی جهان در آستانه ی تو

ارسال توسط: ش. بالاخیلی


 نوشته‌های مرتبط: