
۱شنبه ۲۱ مرداد در فرهنگسرای ارسباران و با اجرای سهند عارف:
سرفصلهای مانده در یاد و کاغذ ِمن:
مرتضا پورحاجی:
۱/ تجربهی متنی و تفاوت عمدهی آن با تجربهی زیستی و اینکه امروز خیلی امکان تکیه کردن بر تجربههای زیستی را نداریم.
۲/ در صفار، تجربهی زیستی بیشتر مورد توجه است تا تجربهی متنی.
۳/ کشف و مکاشفه مبتنی بر تجربهی زیستی است تا تجربهی متنی.
مجید یگانه:
۱/ شعرها خیلی اسهالی هستند (راحت در کاغذ پخش میشوند).
۲/ خسته شدیم از این فضای سنگین و تکنیکی.
علی سطوتی:
۱/ حادبیانگری و تعارض با سیطرهی حافظه (دامن زدن به شدت بیان ابژه برای جا گذاشتنش)
۲/ گسسته نویسی و شقه شقه شدن برای تن ندادن به اقتدار پیوستار کافی نیست (حضور مزاحم چیزهایی مثل موسیقی به عنوان جادهی انحرافی و دردی به عنوان آگاهی)
۳/ اهمیت موتیف جانور و ترس این که شیئی خارج از بدن ما حیات دارد
۴/ الیناسیون و فاکریسم: تجربههای زیستی معاصر
۵/ به رخ کشیده شدن نیما صفار ِ پشت شعرها و دیده شدن نوعی از گوشهگیری شعر حجم در پس اهمیت دالها
۶/ شاید اگر این شعرها را کس دیگری نوشته بود سراغش نمیرفتم (این که فقط به متن نوشته کار داشته باشی نه به پیرامونیات مؤلفش، نوعی الهیات بنجل است)
آرش منصورگرگانی:
۱/ با چند بار خواندن شعرها نتوانستم بین سطرها که گاهی ساده و سلیس میشوند ارتباط شاعرانهای پیدا کنم
۲/ شاعرانگی یعنی تمایز متن از روزنامه که اینجا نیست/ دچار چالشی با گزارهها نشدم/ کارها برای من نو نبودند/ این متن با متنهای پیش از خودش مکالمه ندارد و خودشان هم برونرفتی ندارند
۳/ پس در واقع من این کارها را نخواندهام
میثم خلیلنژاد:
۱/ شاید کارهایی که دیگرزاتر هستند از مجاورت بیشتری با آثار کانونی برخیزند
۲/ شاید لازم باشد که این شعرها بیشتر با آثار کانونی درگیر شوند
۳/ نبود یک اتفاق خاص و عمدهی محوری در شعرها هیجان و انتظار بیشتری برای مواجهه با اتفاقات پراکنده ایجاد میکند
بعد دیگه جونم براتون بگه آرش اللهوردی، محمد فراهانی، خلیل درمنکی، الهام ملکپور، فرزاد دهنوی، جواد صفار، فرزانه مرادی، داوود مائیلی و آره و اینا هم بودن. ما گفتیم زدن، شما خورده بشنوین زیاد شیم جهت اموات و از این امورات جاریه:
نیما صفار
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany