»
 رامتین زارع » چهار شعر » یک چاقو، یک کرم، ولی لاغر و خم

رامتین زارع۱-
یک چاقو، یک کرم، ولی لاغر و خم
اندیشه‌ی سر به نیست کردن در دم
در بازی قطعه قطعه کردن من به-
افزایش نسل او کمک می‌کردم

۲
مجبورم ریل آهن می‌دوزم
من سوزنبانم، پس من می‌دوزم!
دهقان فداکار، دلم می‌سوزد
یک روز براش پیرهن می‌دوزم


«پلک»
عینک زده بود روی عینک عینک
چشمک زده بود روی چشمک چشمک...
ده چشم عجیب روبه‌رو را این دید؛
لک لک، لک لک، لک لک، لک لک، لک لک

 تاریخ انتشار: ۱ دی ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 6


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۲۶/۲۰۰۷ ۱۱:۰۸:۴۴ ق.ظ.
be nazaram bazi az karhaye shoma beyn shere form va forme mohtava daso pa mizane taklifeshoono roshan konid!!!!!!!!!!!

ارسال توسط: نامشخص


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۴/۱۷/۲۰۰۷ ۰۲:۵۸:۵۶ ق.ظ.
این هم تجربه ای است در شعر کلاسیک ولی .....
ولی نه چندان موفق به دل من که ننشست مخصوصا کار اخری

ارسال توسط: سیف


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۰۲/۲۰۰۷ ۰۷:۳۸:۳۱ ق.ظ.
جالبناک بود

ارسال توسط: داود شبانکاره


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۰۳/۲۰۰۷ ۱۱:۲۳:۵۸ ق.ظ.
مجبورم ریل آهن می‌دوزم
من سوزنبانم، پس من می‌دوزم!
دهقان فداکار، دلم می‌سوزد
یک روز براش پیرهن می‌دوزم
خوب بود
پیراهن دوختن طرح قشنگی بود

ارسال توسط: عمران میری


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۰۷/۲۰۰۷ ۰۹:۱۳:۱۸ ق.ظ.
salam
karatoonoo shenide boodam va hala baz ham khoondamkhoob va motefakerane and
rastii aghaye zare ghazale man chii shod???
baram bi zahmat mail bezanid khoda negah dar

ارسال توسط: arezoo banparvar


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۵۱ ب.ظ.
DATE: ۰۱/۲۳/۲۰۰۷ ۰۷:۴۸:۳۸ ق.ظ.
من به صورت رندوم(اتفاقی) بیت آخرتون رو هزار جور خوندم. آخرش هم نتونستم به وزن در ذهن شما دست پیدا کنم طوریکه از لحاظ روانی اغنا بشم. امیدوارم که لکنتتون برطرف بشه عزیز.

ارسال توسط: نامشخص