»
 علی نبوی » سه شعر » در شهوت کلمات تیرخورده

علی نبوی ۱)
گرده‌های تلخ تن  
ریخته در جوی لجن
بدنبال اشخاص کلمات
کاغذپاره‌هایی که روزی بر بستری اندام بوده‌اند
این عقوبت از کجا   با کدام سیاره  نازل شد
که انهدام     باید میان رگان عاصی من     عقرب شود
مدار بلا به سایه شوم و ستاره در تدارک ترکیدن
و هزار مصیبت خف کرده به پیشانی کهکشان
بر مدارهای پریشانی
که شعاعهای خویش را به نامعادلات هستی
گم کرده‌اند

در شتاب صفر
این حرکت صعودی یا نزولی است؟
که زمان از ترکیب شن و ثانیه در رفته
افلاک نمی‌خواهد

و به کدامین مغاک
کدامین سیاه چاله‌ی بی فضا
نخ از دست بازیگر افتاد
کهکشان شیری به جوی خیابان ریخت

ستاره‌ی لجنم را به چین دامن تو وصله کردم و در خلاء گریختم
پس   کلمه ماندم. . .
تا هیچ حول محور تمام جهت‌ها
اندام ناترسیم رسومی دور را
در انهدام خون من
                           هجی کند
بردار
این پاره را بردار
در جای دیگری از خلاء بگذار
که می‌خواهد این دلیل بی‌جهت
                                                    معنا شود


۲)

  ببر ۴

 چه بود
 به رعشه‌ی این خواب آخرین!
 هوای شیرین از مشام
 تبلور مهی سبز
 زهری‌ست
        این ببر نوشیده آهو
          که بر ارّابه‌ی ‌ران‌های گیج می‌خزد
 صید نور
 مهره‌ی مار
 آوندهای مکنده‌ی حس
 و ردّ پایی از گیاه
 روشن به لمس
 سیاه و گیج
      چون چشم‌هایی در کیف ...
 تنها آغوشی خواستم
 میان دو کران از نفس
 اکنون که در حجمی ابریشمین
 چون هوهویی گیج می‌وزد



۳)
 در شهوت کلمات تیرخورده
 جانی عمیق و ناکامل
 شیهه می‌کشد
 گلوله میان دهانم بود
 که ناگاه باد از گوری حامله شد
 تا گرگ گذشته بر من بنویسد:
" در کمند شیهه بخواب
 و به ریشه‌های صاعقه شانه کن
 زخم بی‌ابعادت را
 ادامه ترتیبی ندارد..."
 و من که با رؤیاهای پاره پاره
 به روی تبر
 بی‌آداب‌ترین کلماتم را
 که از لغت‌های پوست ببر گرفته‌ام
 به عشق‌بازی گرگانی می‌خوابانم
 تا از گوش بوگرفته‌ی گورکنان
 آهویی بسازم
 تا زخم‌های دیرسال
 سطحی شود ...

 تاریخ انتشار: ۸ خرداد ۱۳۸۹

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 0