»
 فروغ تاری‌وردی » سه شعر » شهرها پر از خیابان

فروغ تاری‌وردی ۱)

پل‌ها را
همانقدر برای خودکشی می‌سازند
که نگاه را
قرص را
و دکمه را که هی چفت می‌شود به تنم
دست‌هات بود
 
شب؛ میان انگشتانِ بیداری
دکمه ایست که از فکرهای کشنده
آنقدر با آن بازی میکند
که شکل پل را بخود بگیرد
شکل نگاه را
شکل صفحهء تاخوردهء کتاب
شکلِ
بهار ۸۷
 
 
۲)
 
خالی صندلی
نگاه میکند به در
من
ذره ذره
خاک می‌گیرم
زمستان ۸۴
 
 
 
۳)

شهرها پر از خیابان
خیابان‌ها پر از ماشین
ماشین‌ها پر از آدم
آدم‌ها پر از ماشین
ماشین‌ها پر از خیابان
خیابان‌ها پر از شهر
شهرها
پر از پشه‌هایی که هر کدام
چهل و هفت دندان دارند
مرداد ۸۷

 تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۸۹

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 0