»
 رامتین زارع » یک شعر » شهرداری دردست تعمیرست

رامتین زارع«شهرداری در دست تعمیرست»
بوی گه-گند پیاز
از دهان ازدحام مغازه‌های کلّه
اول صبح
وز بی‌هودگی        -نمونه‌اش؛-
کاسه‌ی باقالی ریخته        پنج‌هزار ریال.
تکانی، تکه‌ای، جنبشی نیست
و خوش گل‌ها باید برقصند
که جنبش انسانی تقلیل یافته
به فاصله بگیری از چسبیدگی        از هم
دو پارچه، دو لمس، دو پا
در خطوط تاکسی ویژه‌ی یرقان، بی‌اشتهایی
دو ران کبابی دبش        (لمس ران و لمس ران)
گریه‌ی مردها خِفت، در غرور نره خرشان
        در کم بود اجتماعی کرج    سد
هم
اگر خنده‌ای هست
ندارد تووش    تکان عضلات مرسوم صورت
نامی جدید می‌خواهد خنده
این ژله جنبانی زور زوری.
فکِّ مضرَّ فرمان‌دار در آینه‌ی جلو دنده‌های پهلو
بیا این را عوض کن آقای راننده!
این خِفّت سخت ما    نمی‌خوابد
این دماغ دروغگو
پف شلوار نمی‌خوابد
انتصابی جدید می‌خواهد وسط‌ها
با چهار پیچ کوتاه مثال می‌زنم
نصب وزیر راه وترابی دولت سوم
نماینده اقلّیت قلی‌های قلیان میوه‌ی مجلس
توصّل کن با چسب دوقلو.

کلنگ نوک خونی
می‌درانند افغان‌های مچ‌ام
رُبان‌ها از شش جهات فصلی
پرده برداری می‌کنند افغان‌های مچ‌ام
                از فازهای ردیف
توضبح مفصّل ِ بی‌کار در سطح شهر
توزیع گوشت بدون استخوان پاشنه‌دار
کلاسات تقویت زبان، تقویت چانه
بذر ِ نروژی ِ فلافل در فضای سبز
بعضی خیس خواهـ و بعضی خشک می‌خواهند
بارش ِ اتومات چند متر در میان
باران شلنگ و ابوعطای قورباغی
در کل توزیع مشاغل کازرون
افزایش قد در حجم دهی
آب برگردان شلنگ ِ وارد
تنگی البسه، کمبود جا، مکان
دراز بکش به‌جای فرورفته‌ی تکدّی‌گر
کیپ ِ کیپ و قاب تن  تتن   تتن
انتقال جای‌گاه، حمل قاطر و مدرنن شتر مرغ
جای‌گاه اختصاصی بنزین
صف سیاه لشگر ِ زن خودسوزی
سه تا صد تومن این‌ور
سیگار مگنا قرمز، آدامس شیک دارچینی
جوراب پارازین، دعای شش قفل حافظ
خریده می‌شود مشغله‌های کوچک و بسته‌بندیْ زیبا
بازی‌های فکری
فروخته می‌شود دست به دست بازار سکّه بی‌زار پول خرد
بوری دنبلان ِ رگ فنری، پای ِ مرغ ِ وقت گیر
کُرّه بزهای نیمه ناقص ِ شُل
کلبه‌ی خوش گوشت ِ پشکل
بزن بهادر اوراق ِ و اِسقاطی
بگیر و ببند و بنداز بنداز خلاصه
جنس‌های بنجل و منجل
مونث‌های تا خورده‌ی تاناکورایی
می‌روم خود را بیندازم وسط خیابان

 تاریخ انتشار: ۱۵ خرداد ۱۳۸۹