»
 امیر قاضی‌پور » یک شعر » تئاتر: وقتی دو پا با هم جفت می‌شود

امیر قاضی‌پورحجاب خالی / جای خالی عضو
لیس‌های زیپ شلوار
از کیسه چای بیاورید
زیر بغل، پلاستیکی
فکر نکن به پرده‌ات بی‌توجهم
پای راستم پای چپم
صدای سو، این هم صدای زانوانم
انگشتی بلند، بلندتر از آخرت
صدای نارس بنفش است
در آستانه‌ی در... میان هاشور زدن‌های بنفش
به پشت لمیده / دلبر لمیده
: پاره‌های باز را به هم بچسبانید
"برهنه بودن             یا آب "
"در شکستن اعداد"
به زیر خاک
که ساقه‌های جنگل
"دهان من شکسته"
دریا                   از دست‌هایم                    و ارتفاع
در آب‌های روشن
خیزاب‌های روشن
"ناخن                        یابرهنه بودن پا                                اندام یا گیاه "

۲۸ فروردین ۸۹

 تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۸۹

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 1


اضطرار تفکر دلبر لمیده در آب‌های روشن به پرده‌اش و یقین توجه داده شده به آن.

ارسال توسط: محمد فراهانی


 نوشته‌های مرتبط: