۱)
امشب
شب آرزوهاست
کولیوار برقصید
اشک بریزید
جیغ و داد کنید
شانههاتان را ا ل، ل ا ک ل ن گ ا ن ه تاب بدهید
دستانتان را چون
چنگالی بزرگ
به صورت خونآلود یائسگی خداوند بکشید
و
انگشتانتان را تا امتداد گونههایش
ادامه دهید
پنبه را بیرون،...
اگر محل سگتان نگذاشت سبیلهایش را بکنید
شکهاش کنید
آسمان، همیشه بغل کردنیست...
دعا کنید
تا روزی شما نیز پیامبر چوپانی شوید
با لباسهای مارکدار...!
۲)
جدا شدیم
بی خداحافظی
و من همچون عمارتی نیمهکاره
رها ماندهام
در نگاه عابران خیابانی
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
شعردوم عالی وفوق العاده بود.اولی هم خوب بود.
ارسال توسط: AZADE
با سلام شعر ا را دوست داشتم به خاطر انتهایش و شعز دو را کلن
ارسال توسط: Anonymous
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany