»
 روزبه منصفی » دو داستان » منظومه‌ی راه کَره‌ای

روزبه منصفی مجله‌ی ادبی اینترنتی عروض قصد دارد از میان کودکان و نوجوانانی که دست به قلم هستند استعدادیابی کند، پس اگر در میان کودکان و نوجوانانی که اطرافتان می‌بینید کسی شعر یا داستانی نوشته است لطفا ً متن تایپ شده‌ی آن را این تن بمیره بدون اصلاح یا ویرایش و جرح و حذف و دخالت‌های ادیبانه و غلط‌گیری‌های دستوری به همراه  یک عکس  به آدرس پست الکترونیکی سایت عروض بفرستید: INFO@AROOZ.COM
دو داستان کوتاه که در زیر می‌خوانید نوشته‌ی "روزبه منصفی" است که در زمان نگارش این داستان‌ها ۱۱ سال داشته و اکنون ۱۲ ساله و ساکن شهر کرج است. روزبه علاوه بر داستان‌نویسی در زمینه‌ی نقاشی و طراحی بدنه‌ی اتومبیل نیزمهارت دارد. همان‌طور که اشاره شد کوچک‌ترین دخل و تصرف و ویرایشی توسط دیگران بر این داستان‌ها صورت نگرفته و حتی نقطه‌گذاری آن را هم خود نویسنده انجام داده است.


۱)
سلام اسم من پای است. من در شهر روبات‌ها زندگی می‌کنم و اسم سیاره‌ی ما اینگو است، سیاره‌ی ما تقریبا ً بیست برابر خورشید انسان‌هاست. من یک بچه روبات ۲۵ متری هستم. اینجا همه هستند آپتیموس پرایم و مگاترون و... امروزه آپتیموس پرایم و مگاترون با هم دوست شده دیگر با هم جنگ ندارند. و حالا داستان خودم: «صد سال پیش به دنیا آمدم و در همان دوران مادر و پدرم را از دست دادم. بعد از آن دوران یک روبات خیلی خیلی مهربان مرا بزرگ کرد. حتما ً الان می‌پرسید وقتی صد سال پیش به دنیا آمدم پس چرا بچه‌ام. هر منظومه و سیاره‌ای یک قوانینی دارد. مثلا الان پیرترین روبات این سیاره ۵۰۰۰ سالش است. اسم منظومه‌ی ما منظومه‌ی راه کَره‌ای است... و یک چیز مهم دیگر وقتی بچه‌ها به دنیا می‌آیند سوادی در حد دکترا دارند. در سیاره‌ی ما فقط یک چیز عجیب است و اسم آن شده است عجایب یگانه که این است: «زنی که بچه‌اش را به دنیا می‌آورد بعد از تحقیقات زیاد دریافتند بچه از مادرش بزرگتر است و هنوز هم دلیل اصلی آن را در نیافتند. این بود داستانی از سیاره‌ام و خودم.


۲)
من یک اتومبیل هستم، من را انسانی خریده است. او چون اولین بارش است سوار ماشین خودش می‌شود کمی با من بدرفتاری می‌کند. مثلا ً: روغن من را به موقع عوض نمی‌کند. وقتی تصادف می‌کند من را به صافکاری نمی‌برد و...
این اتفاق‌ها برای حدود ۲۰ سال پیش است، من الان در یکی از موزه‌های ماشین قرار دارم. هر روز مردم می‌آیند و توجه زیادی به من می‌کنند. به نظر من دلیل اصلی این توجه این است که ۲۰ سال پیش همه ماشین‌ها در سطح من بودند ولی الان چون ماشین‌های دنیا پیشرفته شده‌اند، مردم توجه زیادی به من دارند. چون می‌خواهند ببینند چه شکلی هستم، کار می‌کنم. ولی من این وضع را دوست ندارم، نه حرکتی و نه چیزی من مثل یک مجسمه‌ام. از همان سال‌ها دوست داشتم وقتی فرسوده می‌شوم من را به گورستان ماشین‌ها ببرند و به وسیله‌ای قابل استفاده‌ای تبدیل کنند اما نصیب نشد. من یک بنز ۱۸۰ قدیمی هستم من الان آرزو دارم یکی از ماشین‌های امروزی شوم.

بنز

 تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۸۹

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 7


منم منم الاغم مثل سگ چلاغم تو خونه دیدم یه مورچه داشت میخوردش کلوچه با سر رفتم تو باغچه یه دفعه دیدم یه بغچه توی بغچه رو دیدم پسته ها رو قاپیدم خوردم و خوردم باد کردم بیماریو هاد کردم

ارسال توسط: روزبه منصفی


من تو آخرین نظرم داستان خوبی تعریف کردم.چرا چاپش نمیکنین؟ جواب بده...گفتم جواب بده برا چی چاپش نمیکنی باتوام آهااااای اوهوووی کجایی ده جواب بده دیگه. دکی... مگه نظر من قبل از انتشار مرور نمیشه؟ خوب یه نظری انتقادی.

ارسال توسط: پروفسور


جناب آقای...اگه تو ربات ده متری هستی منم اینم:
من یک ربات۳۰متری هستم و۱۰۱۱‎ ‎تن وزن دارم!میتونم تبدیل به یه تانکM۱بشم با طول۲۷متر عرض۱۰متر و ارتفاع۶متر!من یه دیسپتیکان هستم با یه توپ۴۸۷میلیمتری که۳۰کیلومتر برد داره،میتونم همه چیو به هم بریزم.اسم من
‏ ‏Chapion of glaxiهست یعنی قهرمان کهکشان میخوام خودمو آپگیرد کنم تا بتونم به جز تانک به چیزای دیگه هم تبدیل بشم.استار اسکر دوست من هست و هیچ حرفی هم از آیرون فایر که شما باشی نزد.من میتونم از روی تو رد بشمو لهت کنم!‏
حالا کی قوی هست من یا تو؟ها...؟‎ ‎‏

ارسال توسط: پروفسور


این هم یک داستان:من آیرون فایر هستم من یه ربات۱۰متریم و در سیاره سایبرترون زندگی میکنم،میتونم تبدیل به ماشین ارتشی قوی بشم اپتیموس پرایم و مگاترون صلح کردن و معاون مگاترن،استاراسکریم با من دوست شده خیلی باحاله خوش به حال من در حال حاضر داریم رو طرح های آپتیموس پرایم تحقیق میکنیم.‏

ارسال توسط: جناب آقای...


دکی! آپتیموس پرایم یک کامیون پیتر بیلت۳۹۷هست و فقط۱۰متر قد داره اون وقت تو۲۵متری؟

ارسال توسط: پروفسور


سلام کابوی!!
استعداد خوبی داری، قدرشو بدون.

ارسال توسط: saeid abbasi


سلام کابوی نیمه شب داستانات چه خوشگل بودن

ارسال توسط: Anonymous