پنجمین نشست "ع" هم برگزار شد.
روز یکشنبه ۸۹.۵.۳۱ پنجمین نشست "ع" با محوریت شعر و داستان و نقد ادبی و با حضور جمعی از شعرا، داستان نویسان و منتقدان برگزار شد.
در ابتدای این نشست محمد فراهانی دو شعر خواند. امیر قاضیپور معتقد بود که شکل مهندسی شدهی کارهای قبلی محمد فراهانی بود این دو شعر. همچنین قاضیپور در ادامه گفت که تتابع اضافات در شعر فراهانی سبب سرعت خواندن میشود این یک قاعده شده است و باید از آن فراروی کرد. مونا طالشی هم دربارهی شعر محمد فراهانی گفت که سطحی که محمد شعر را در آن ادامه میدهد سطح قابل قبولی است اما بهتر است در آن پیشرفت اتفاق بیفتد.
زری محمدی هم دو شعر کوتاه خواند که امیر قاضیپور دربارهشان گفت میشود در چارچوب شعر بیانگرا قرارشان داد و خیلی ساده همه باید منتظر باشند که در آخر یک ضربه به شنونده یا خواننده بزند و تمام شود و چیزی فراتر از این ندارد.
مونا طالشی یک پیشنهاد جابجایی برای یکی از شعرها داشت و محمد فراهانی گفت این دو شعر او را به یاد کتاب شکست روایت علیرضا حسینی انداخته به لحاظ فرم. سهند آدم عارف هم اعتقاد داشت که جریان محافظهکار نقد دلش میخواهد شعر را به تصویرگراییهای ابتدایی شعر فارسی در قرنهای سه و چهار برگرداند یعنی صورتهایی از تصویرگرایی که از صور پیچیدهتر استعاره موفق نمیشود استفاده کند و در نهایت به تشبیهات ساده میتواند بیاندیشد.
بعد، صدیقه نارویی دو شعر نسبتا ً کوتاه خواند که مجید مقدم گفت به خاطر نوع خواندن خانم نارویی با این دو شعر بهتر ارتباط برقرار کرده. سینا همای اما دربارهی شعر و دربارهی نظر مقدم گفت به رغم وجود علایم سجاوندی در زبان فارسی، در شعر فارسی خیلی امکان تعیین شکل خواندن وجود ندارد. امیر قاضیپور هم معتقد بود نوشتن شعر به چنین زبانهایی یک جورهایی مطلع نبودن از جریانهای شعر امروز و زبان امروز به حساب میآید اما محمد فراهانی گفت در زیست شاعران باید حق داد هر کسی در هر فضایی که خواست قرار بگیرد.
امیر قاضیپور چند شعر خواند و روجا احمدی گفت خوشش آمده. مجید مقدم هم در توصیف این شعرها عبارت بدیع ِ "یک مشت پر از بهانه و خیلی دوست داشتنی" را به کار برد. زری محمدی به طور کلی موافق این شعرها نبود اما گفت هر سطرش یک تیتر بود و هرکدام میتوانستند یک شعر کوتاه باشند. همچنین گفت این شعرها موهای تن آدم را سیخ نمیکند. اما سهند آدم عارف گفت که اگر مشکل فقط سیخ کردن است در شعر سوم امیر قاضیپور موهایش سیخ شده و همه توی حرف همه پریدند و نمیشد نوشت.
بعد از همهمه، مونا طالشی شعر خواند، روجا احمدی گفت که کلا ً با شعرهای مونا ارتباط برقرار میکند و هر چی شنیده خوشش آمده. مجید مقدم هم اظهار کرد که جنب و جوش شعرهای مونا خیلی بیشتر از جنب و جوش صورت مونا بوده و برای همین جا خورده است.
سپس روجا احمدی هم دو داستان خواند. مجید مقدم فکر میکرد که تصویرهای تاثیرگذاری داشت داستان نخست روجا و اینکه نویسنده موقعیتهایی غیر قابل لمس را لمس کرده و ملموس به بیان کشیده و این را یک موفقیت دانست. زری محمدی هم گفت که داستان اولی را داستان زیبایی دیده اما پایانبندیاش چنگی به دل نمیزده. سینا همای هم معتقد بود که هم از لحاظ فضا و هم مضمون روجا احمدی تمایل به فانتزی داشته آدم را به یاد داستان "دماغ" گوگول میاندازد. اما اینطور به نظر میرسد که فانتزیهای دویستسال پیش گوگول بهروزترند.
امیر قاضیپور گفت که اوایل داستان اول عنصر زبانیت حضور داشت اما در ادامه منطق تبدیل به منطق "ادامه" شده بود. آزار میداد.
سهند آدم عارف گفت که داستان اول به لحاظ هرمنوتیکی و در لایه دوم یک استعاره است و فانتزی لایه اول دلالی کار میتواند باشد.
سینا همای گفت که از چاله درش آوردی و انداختی توی چاه.
عارف هم جواب داد بله.
اما خود روجا احمدی معتقد بود داستان مورد اشاره به طور کلی یک اعتراض بود و میخواسته در اصل یک رساله فلسفی باشد تا یک داستان. که در ادامه همزمان دیالوگهایی در گرفت.
محمد فراهانی هم با بیان اینکه انتظارش برآورده نشده گفت که در داستان اول پارودی (نقیضه) تکمیل نشده است. اما داستان دوم شکل روایت و کلمات و بازیهایشان جالبتر به نظر میرسید. مونا طالشی هم از نوشتههای روجا احمدی خوشش آمد اما عقیده داشت اگر مقدمه داستانش را کمتر میکرد برندگی داستان بیشتر میشد.
در انتهای جلسه هم سهند آدم عارف یک شعر خواند.
زری محمدی گفت که یک جاهاییش به هم ربطی نداشت اما اینقدر زیبا خوانده شد و به هم چسبانده شده بود که معلوم نمیشد ربطی نداشت.
محمد فراهانی معتقد بود که در این شعر بر خلاف شعرهای سهند ترتیب دال و مدلولی بسیار ساده و ابژه به ابژه رعایت شده. امیر قاضیپور هم اعتقاد داشت شعر منسجمی بود.
سینا همای شعر سهند آدم عارف را به طور کلی نوعی هژمونی زبان و ایماژ دانست و گفت که این دو عنصر بسیار جالب باهم آشتی میکنند و این کمتر دیده شده است. و اینکه بافت خوشایندی دارد این شعر که جاذبه ایجاد میکند، سهند آدم عارف یک جایی مار در میآورد و همه را شگفت زده میکند و به طور کلی پرقدرت نوشته میشود و پر قدرت خوانده میشود. همچنین سینا همای یادآوری کرد که سهند آدم عارف مدتهاست به رغم برخوردهای زننده و عصبی که با شعرش کردهاند ثبات نشان داده و آنقدر پافشاری کرده که به نظر میرسد از نظر سبکی به یک پایداری رسیده است.
محمد فراهانی اما با ایجاد جاذبه موافق نبود و میگفت چون شعر سهند برای اغلب مخاطبان سخت فهمیده میشود، دافعه ایجاد میکند.
سهند آدم عارف
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
سپاس امیر جان. بهتر تر بود دقیقن اشاره می کردی کجا قضاوت شده تا مطلب روشن می شد.ضمنن قضاوت اگر عادلانه باشد مشکلی نیست ،پیشداوری رخ نداده باشد یک وقت ,زبانم لال ؛رویم به دیفال!
ارسال توسط: سهند آدم عارف
Ye pishnehad dige inke baraye inke nazarate hazeran dochare laqzesh nashe dar jalasat naqdo baresi khusosan az kasayi ke bahs mikonan bekhaim nazareshono to kaqaz ya emaili be gozaresh nevis enteqal dahand..merci
ارسال توسط: Amir ghazipour
dar enteqale nazarat sahand dochare qezavate va bardashte khudesho neveshte va jahayi harfaye hazeran montaqel nashode.pishnehad mishe ya eyn be eyn barkhi sohbata piade shavad ya fazaye koli behalat soratjalase kharej az inke che kasi chi gofte biad
ارسال توسط: Amir ghazipour
سلام،می خواستم ببینم من هم میتوانم دراین جلسات شرکت کنم؟
ارسال توسط: بوگولی
داوری بازیکن
ارسال توسط: محمد فراهانی
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany