هفت نشسته:
۱)
به م.مؤید
گفتند: سعی نکن
تو پلاتینیوم را نمیگریانی
تو برف را نمیگریانی
گفت: صبر کنید
همهی همهی همهی شماها
۲)
کمی از مرگ منهای مرگی که در سینه دارم
کمی از مرگ منهای تو تو تو
شما
افتادنیهای دهان در گوشت
کلمات
که از حروف نیستند
جملگی مرگاند
جملگی مردگی
کمی از من برای شناختن تو
تا که ضمیر باشی
میز با رعدی در پنجرهی زمستانت دهان
ممنون که هستی
از مرگی به تعویق انداخته
در من و تو
۳)
به علیمسعود
بگذارید بیایم
و قبل از رسیدن
در پای شما گریه کنم
۴)
به م.باقر
آرام میرفت
ولی دور میشد
میخواهم بگویم من هر چه تند میکردیم
آهستهترش دورتر میشد
نه که
میان نکردن
از این میان نکردن
درد اعلی میکرد
۵)
او نشسته
آنجا
من را نگاه میکند
او نشسته
آنجا
جایش میدانم
۶)
کمی از خروس
آواز میخواند
در پای مرغ
که کمی خروس
میمیرد
وقت بریدن سر
مثل مرغ
۷)
اگر
همه چیز
خوب
باشد
چرا
نباشد؟
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
koshesh kon faqhat ensany bnwesy bakasey ke ba tw kar ndard kar ndashta bash byby
ارسال توسط: fawzeya
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany