نگاهی به مجموعه شعر«جنازه مریم بنت سعید» داریوش معمار –انتشارات پاندا .۱۳۸۳
حمید شریف نیا
جنازه ، ایستادن مجدد خود را به تصویر میکشد تا انسان ایستاده در فروپاشی، دوباره ایستادن را فرا گیرد. در حضور شکست روایتها ،دیوارهای مستبد ذهنی و تولید را بازسازی و احیا میکنند. ذات یک اثر هنری در پی افکنیهای درونی آن شکل میگیرد نه در خلاء متعارف و معمول که از دم دستیترین روز مرگیها ناشی میشود. آن چه امروز در یک فضای همه جانبه و باز (هولستیک) رخ می دهد. ابعاد تازهتری میپذیرد و بنیان تازه بهخود میگیرد. تا دگردیسی که محصول شرایط «نهادن» (به معنی گزارش و رها کردن آنچه تاکنون در دست داشتیم . و تنها ارزش ارزشمند قلمداد میشد) است ،ایجاد شود. این دگردیسی به ناچار برای حفظ حیات خود به نزاع با آنچه به طور وفور به نام امرنامتعارف تلاش میکند. دگردیسی که ناشی از «نهادن» باید رخ دهد در ابعاد زبان، فاصله گذاری ، ایجاد محیطی بی دغدغه اندیشیدن حضور مخاطب و غیاب مولف و بسیاری دیگر از مولفههای نیازمند برای رویش مجدد از درون خود نیاز دارد. بنابراین هر زمان که هنر به صورت چیزی در معنای «آغاز کردن» قرار بگیرد تکان یا ضربهای به تاریخ میزند و یک جهش (موتاسیون)در پیش فرضهای (assumption) هنر ایجاد میکند. این هنر چند بعدی که از پیش فرضهای سینما،موسیقی ،نقاشی ، تیاتر،خوشنویسی و... میتواند بهره گیرد و این امکان را در درون خودجای داده «شعر» مینامم.
و آنچه را که من پیش فرض شعر (assumption) می نامم در ذات شعر شکل میگیرد. در ذاتی که قدرت برخورد و رویارویی با مفاهیم انتزاعی را به شکل رفتار غالب از عهده کلی گویی و فاضل اندیشی جدا میکند. رفتاری که نه چندان دقیق به گزارههای عینی میپردازد و از اصول زیر بنایی و ساختارهای ذهنی از پیش ساخته رها می شود. این رفتارها در کنش و واکنشهای تاریخی، فرهنگی و عقلی انسان شکل میگیرند و به صورت رفتاری در میآیند که«درونی کردن» بیش از «درونی شدن» اهمیت پیدا میکند. در این جا سوالی مطرح میکنم:
«آیا تبیین محیط بیرون از ذهن مخاطب تعیین کننده رفتار حساب شده مخاطب امروز است؟ یا ذهن مکشوف دیدار کننده به ساخت سابژه های محیط بیرون میانجامد؟»
«جنازه مریم بنت سعید» در حول همین دست سوالات چرخ می خورد. در طرح جلد کتاب به اندیشهای دلخواه همراه با چالشهای دیداری شاعر میتوان رسید. چالشی که در شرایط نامساعد اجتماعی پا به عرصه میگذارد.(با فرض این گفته سوسور، مبنی بر ارتباط دال و مدلولی ارتباطی دلخواهی است، را بپذیریم) و با یک شبکه ارتباطی وسیع در معرض قرار می گیرد داریوش معمار در این کتاب با یک سلوک مشترک نظام ارجاع را بین مخاطب تقسیم میکند. و انگشت بر پیوندهای تصویر نمای اجتماع می گذارد. تصویر نمایی داریوش معمار در این کتاب به مفهوم برجستهسازی تصاویر روزمره زندگی که از روزمرگی به فراموشی سپرده شدهاند به کار بسته شده است نه به معنای کانکریت و استفاده از امکانات تغییر فونت و گرافیک نوشتار .
۱- از خوابهایم بلند میشوی
مسواک میزنی و آبی به صورتت
اما هنوز خوابی وقتی مرز میان واقعیت و رویا دست نیافتی ست!(ص۴۲)
۲- محبوب من
گاهی نگاه آبستن زنی از گلهای میخک که چترش را کنار ساحل باز مینماید.
دریا را خشمگین میکند. (ص ۶۵ )
۳- مادرم الکیست
و پدرم به هرویین ایمان دارد
اما من همیشه به پرندههایی فکر میکنم که بی هیچ خداحافظی
در فصل مهاجرت از آبهای این سرزمین کوچک کردهاند.
داریوش معمار در این کتاب فاصله گذاری را در امر متعالی زبان به کار میبندد . این فاصله گذاری جدا از مباحث روساخت یا ریز ساخت به تعویق میافتد. به تعویق افتادن فاصله به مخاطب فرصت ایجاد تصاویر ذهنی را می دهد . فاصلهگذاری را نظامی آگاه از میان عناصر سنتی نمیداند و به توصیفهای عام مقولات در نمادهای روزمره دست نمیزند . با این شکل، شعر اولین قدم را به سمت اصول نا متعارف کردن حوزههای دیداری خود میگذارد و از پر کردن این فاصلهها با نگاه تازه ترسی ندارد.
تنها باید توجه داشت این فاصله گذاریها را در اتمسفر داریوش معمار و فضای اندیشه شعر جنگ مورد خوانش قرار داد. خوانش دیگر این کتاب با امکاناتی که در شعر معمار یافت می شود به مخاطب اجازه بازسازی ذهنی شعر را میدهد. منظورم از شعر جنگ تنها آندسته از شعرها است که به شکلی جهت بازنمایی تصویری جنگ نوشته شوند.مثل«خرمشهر و تابوتهای بی دروپیکر» بهزاد زرین پور . البته اصلا اعتقاد ندارم که در این کتاب ، شعر جنگ یا کتاب جنگ است . بلکه کتابی است ، در نزاع با جنگ مرسوم در کنار جنگ روزمره انسان در روزمرگی خود. حصول این امکان برای مخاطب فعال یک بررسی است که توان رویارویی با نگاه وسیعتری راپیدا می کند ولی وجه برجسته آن این است که قدرت پیشبینی را به مخاطب نمی دهد. پیشبینی که در تصویر بعدی جنگ اتفاق خواهد افتاد یعنی وارد شدن و به کمک آمدن مخاطب در شروع جنگ علیه خود درونی ،خودی که از فروپاشی و دوباره ایستادن باکی ندارد. این جنگ در ذهن کهنه و بسته که انسان در آن با خمپاره و تفنگ و آرپیچی کشته نمی شود . سوسور در ارتباط با زبان اعتقاد دارد که برای بدست آوردن یک زبان باید اجتماعی از سخنگویان به آن را داشته باشد. اما دلیل کافی نمیداند. در«جنازه مریم بنت سعید» این اجتماع در زبان جنگ و حس رمانتیسم شکل میگیرد .شاید از ادغام نیروهای مختلف اجتماعی خود این اجتماع را پدید میآورد که در سه نکته پایهگذاری میشود.
۱-کنار گذاشتن عادات زبانی از حیطهی ذهن
۲-به کار بستن ذهن در کنار زبانی جسور، تازه ، بیدلیل و نامنصف
(تعریف من از زبان جسور، تازه، بی دلیل و نامنصف :
در صورتی که بپذیریم زبان امری دلبخواهی است و کارکرد آن (پراکسیس) با رد بیان واقعی رفتار شکل نمیگیرد ، دلیل نامنصف بودن آن است . به عبارت دیگر این حول و حوش شاعر نیست که زبانش را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه زبان شاعر است که اطراف را به دلخواه و بدون اجازه تغییر میدهد .
۳-تشبیه زبان به بازی شطرنج که با حرکت گونههای مختلف طرف مقابل را ناچار به پذیرش میکند. زبان از چنین توانی برخوردار است که موقعیت مخاطب را جابه جا کند.
در چند سطر قبل به جنگ مخاطب علیه خود ذهنی(ego) و بستر سازی داریوش معمار اشاره کردم.
۱- محبوب من
همه چیز همانطور نیست که باید باشد
این را توگفتی همراه بوی خیس درختان به وقت انفجار
۲-پشت هر دری که به این حوالی باز میشود
پهلوی گرفته آهویی که از آواز کشتگان را میفهمد
پرندگانی که همدیگر را به قتل رسانده اند. ...
کودکانی که بوی گوشتهای قربانی را برتنشان احساس کردهاند.
۳- و روزی سه بار بدون آنکه فکر خودکشی باشم به خودکشی عمومی میروم
و روزی سه بار مادرانم را داغدار میکنم.
اما هیچ نشانی از کسی که گلدانی را کشیده نمییابم .
داریوش معمار با تیز بینی ونگاه هوشمندانه خود دست بر روی زخمهای کهنه ما میکشد و شعرش را دو دستی مثل پانسمان برکتف زخم خورده ما میبندد.
به همین خاطر است که تنها اوگفته:
«ما معاصر تمام روسری های آبی هستیم با دستمالهای سفیدمان که با تمام دستمالهای جهان فرق میکند.»
آبان ۸۴.کرمان
نظر شما قبل از انتشار مرور میشود!
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۶ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۱۲/۲۰۰۶ ۰۴:۵۱:۴۲ ق.ظ.
سلام
من شعر های آقای معمار را دنبال می کنم. مطلب شما را هم خواندم استفاده کردم. موفق باشید.
ارسال توسط: افسانه حقیقی
DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۶ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۳۰/۲۰۰۶ ۰۸:۵۹:۲۱ ق.ظ.
سلام.
من هم کتاب آقای معمار را خوانده ام تا حدودی هم با نظر شما موافقم اما به نظرم وارد شدن به کتاب ایشان مستلزم نوعی عمیق شدن در نحوه تدوین این مجموعه است.
ارسال توسط: رویا مظفری
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است.
Copyright © 2006-2012 Arooz.com & Design by Farahany