»
 حبیب محمدزاده » یک شعر » دست خط های حبیب محمدزاده

حبیب محمدزاده

زندگی ایرانی ، بدون صدقه هفتاد تا بلا دارد . سیگارم را با فندک ماشینی که رفتم توش ، روشن کن . قسمت نشد خودم بکشم . کبریت را باد برد . ماشین برایت نگه داشتم تا جنازه ام را ببینی و اصلا چطور سیگارم ، طوریش نشد ؟ شاید برای اعصابت خوب است ، بکش . اسهال گرفته بودم . تنها پول خردم ، خرج توالت عمومی شد که حالا برای خودش سرویس بهداشتی یی شده بود . سه ماه طول کشید تا خراب کردند و دوباره ساختند . سه ماه مردم عادت کرده بودند هر چی زور داشتند توی خانه شان بزنند و بعد بیایند بیرون . سه ماه دخل ورودی خالی بود . چند روز گذشت . مردم عادت کرده بودند . هنوز هم ، خالی که نه اما کفاف چند سر عایله را نمی داد . این نه ( بقیه یی که می ماند ) سه ماهِ پیش را یا خیلی صبرشان زیاد است یا خراب کرده اند خودشان را ؛ یا رستورانی ، چیزی ؛ یا صدقه داده اند حتما . خب ، کجا بودم ؟ از این بالا که چیزی معلوم نیست . سرعت روح بالاست . قبل از اینکه بفهمی تمام شد .
دست خط های حبیب محمد زاده ، کتاب پ ( مجموعه تظاهرات )

 تاریخ انتشار: ۱ آبان ۱۳۸۵

بازخورد

 نظر شما قبل از انتشار مرور می‌شود! 



تعداد نظرات: 4


سلام ما که در منزل یکی از کتابهای شماراهم نداریم (منتظر ارسال کتاب شما هستیم ) R.M.O.Z

ارسال توسط: رضا


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۶ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۳۰/۲۰۰۶ ۱۲:۰۹:۳۳ ب.ظ.
سلام.....شروعش قشنگ بود.......

ارسال توسط: انتظار ...


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۶ ب.ظ.
DATE: ۱۱/۱۴/۲۰۰۶ ۱۰:۲۸:۰۹ ق.ظ.
نقد کتابهای پ - ث - پ و ث - حبیب محمدزاده
دوشنبه ۲۹ آبان ۸۵
سمت میدان فردوسی خیابان حافظ حوزه هنری
تالار اندیشه ساعت ۵ تا ۷ عصر
توسط ضیاء الدین ترابی - سید احمد نادمی - حمیدرضا شکارسری

ارسال توسط: submerged population


DATE: ۰۱/۱۷/۲۰۱۰ ۰۷:۰۶:۳۶ ب.ظ.
DATE: ۱۰/۳۰/۲۰۰۶ ۰۲:۴۷:۳۹ ق.ظ.
ای کاش همه ی کار می اومد . تازه داشتم حال می کردم . کلمات خوب کنار هم چیده شده . دست مریزاد داره .

ارسال توسط: بهزاد